۷ پاسخ

روزااصلانمیخابه تنهابازی نمیکنه ازساعت 10 شب تازه سرحال میشه اذیت میکنه کسی ندارم حداقل برم حالم خوب بشه پارک میبرم ازصدباری باربازی نمیکنه فقط من اذیت میکنه ولی بچها اذیتش کنندیابزننش اصلانمی تونه ازخودش دفاع کنه

ی شعری شبکه پویا برا تمیز کاری میخونه منم وقتی میخونم زود جمع میکنه.

ازکارهایی میکنه خیلی دروغ میگه بامن نمیسازه هرچی بخرم یابخورم بایداونم داشته باشه خونه روبهم میریزه وسایل خونه روخراب میکنه میریم مسافرت یاخونه کسی بچه نداشته باشن جیغ وسروصداوگریه اذیت میکنه کسی میاد خونمون نمیزاره حرف بزنیم به سر کلم میپره ی کاری میگی انجام نده بیشترانجام میده هیچ کاری ازخودش انجام نمیده منم گاهی دادمیکشم گاهی گریه میکنم گاهی هم این قدر دندون روی هم فشارمیدم حدنداره موقع غذاخوردن نه غذامیخوره نه هم میزاره کسی غذابخوره

من دیگه دلبر نیستم روانی ام🤣🤕

هیچی نگو. ک اعصابش ندارم لجباز لجباز منم ب خاسته هاش جلومیرم بعضی وقتا هم ن
چون تازگیا فهمیدم حامله ام بیستر حساس شدم ب شیطناش همش درحال جمع کردن شستنم
خداکنه بااین همه اذیتاش من بارداری سالمی داشته باشم 😭😭

والا یه جاهایی کوتاه میام، از حرفم نیستن، لوازم ارایشی هامو بر میداره اسرار که من یه چوکولو( کوچیک )ارایش کنم،پسرم هستش همه وسیلهامو خراب کرده، حالا پیله ام هستش

آفرین
همین
من م اینجوری یا مسابقه میزاشتیم دیگه من اروم جمع میکردم تا خودش جمع کنه

سوال های مرتبط

مامان ریحانه و تودلی مامان ریحانه و تودلی هفته پانزدهم بارداری
امروز آمپرم بالا رفت نمیدونم حق با منه یا نه
یا اینکه نزدیک پریودیمه و روزه بهم میگیرم خیلی بهم فشار اومده
سر بارداریم فهمیدم بچه م دختره کلی عروسک براش گرفتم
ولی دخترم تا الان اصصصصصلا علاقه به عروسک نداره
حتی نشده پنج دقیقه خاله بازی کنه و باهاشون بازی کنه
ولی فقط به وسیله های ریزه و پیزه علاقه داره
ببری اسباب بازی فروشی دقیقا دست میذاره روی اون اسباب بازی ک هزار تیکه میشه
همه اسباب بازی هاش اینجوریه
از وقتی هم بیدار میشه تا لحظه آخر ک میخواد بخوابه یعنی تا ی ثانیه آخر همه رو میریزه
کاش بازی کنه
نمیکنه دو دقیقه بعد میره ی سری دیگه میریزه
در حد پنج دقیقه کل پذیرایی پر شده
اتاق خودش پر شده
هی باید از زیر مبل
روی میز ناهارخوری
جاهایی ک فکرشو نمیکنی جمع کنم
امروز باز همسرم رفت براش خرید
منم عصبانی شدم
میگه کاریت نباشه
آره من نباید کاری داشته باشم چون فقط باید جمع کنم
کاری ک خودشون نمیکنن
یکی میگه میخوام بیام خونتون قلبم درد میگیره بخدا
چون دو روز فقط باید اسباب بازی جمع کنم البته باز پشت سرم میریزه
جالبه تا جمع کنم گیر میده باز کن تازه دوباره یادش میفته بازی کنه
بعد دو دقیقه دوباره به امان خدا رها میشه
فردا تعمیر کار میخواد بیاد خونمون
گفتم طرف بیاد سکته کرد
چقدر جمع کنم آخه
قهر کرد باهام
خدایی شما بودید چیکار میکردید؟؟؟
مامان پرواز مامان پرواز ۳ سالگی
پرواز ۳ ماهه داره میره مهد و گفتم یکم از تجربه مهد براتون بگم
اول اینکه پرواز تو ارتباط با بچه‌ها خیلی پیشرفت کرده،میتونه حرفش رو بزنه،از حقش دفاع کنه ، همدلی کنه، همه‌ی اینا درمقایسه با خودش پیشرفت کرده
دوم اینکه خیلی بیشتر میتونه تنهایی بازی کنه، بازی های مختلفی یاد گرفته و خودش انجام میده

البته یک نکته منفی هم داشته مهد، یکی از بچه ها معمولا با لحن عصبی صحبت میکنه و پرواز لحن اونو بعضی وقتا تقلید میکنه. که همینم تبدیل به فرصت یادگیری شد و هربار به پرواز میگم:ممکنه بقیه کارهای اشتباهی بکنن، ما نباید ازشون کار اشتباه رو یاد بگیریم،میتونیم کارای خوبشون رو ببینیم و یاد بگیریم
بعد درمورد کارها و رفتارهای خوب بقیه صحبت میکنیم

چندتا نکته تو انتخاب مهد به نظر من مهمه
برای سن ۳تا۴ سال که بچه قبلش مهد نرفته،محیط باید برای بازی بچه‌ها درست شده باشه. نه اینکه بچه‌ها مدام پشت میز بشینن و وسطش تایم بازی داشته باشن
وسیله‌های مهد دکوری نباشه و بچه‌ها بتونن راحت استفاده کنن و بعد بزارن سرجاش(اگر دیدید وسایل به شدت مرتب تو قفسه ها قرار دارن یعنی بچه ها جمع نکردن)
رفتار مربی‌ها بسیار مهمه،با احترام با بچه‌ها رفتار کنن،اگر کسی اشتباهی کرد رفتار درست رو براش توضیح بدن
اینم به عنوان مربی نقاشی کودک بهتون میگم، اگر نقاشی و کاردستی بچه‌ها شبیه همدیگه باشه،یعنی مربی ها تو کار بچه دخالت کردن و بچه فرصت کشف و خلاقیت نداشته