۲۴ پاسخ

عزیزم شاغلی پس چطور هزینه زندگی رو‌تامین می‌کنی

سحرجان تولد ارنیکا قشنگم مبارک باشه. جدا ک باید الگو باشی بجای چس ناله کردن پاشدی رو پای خودت رفتی سرکار و داری زندکیتو میکنی. ارنیکا مطمئن باش بهت افتخار میکنه.
و اینم بگم شوهرت اصلا لیاقت زندگی خوب رو کنارت نداشت

ای جانم چقدرررر قشنگیدددد. الهی که خدا همیشه تورو برای آرنیکا جونم حفظ کنه ما به تو افتخار میکنیم سحر قشنگم 😍😍😍😍❤️😍❤️💋 تولد دختر خوشگلمون مبارک باشه😍😍❤️❤️❤️❤️

بهبه مادر و دختر جذاب🎂❤️

تولدش مبارک الهی که زندگی رو زندگی کنه
چقد لاغر شدی سحر جون چقد ماشالا خوشگلی حیف و صد حیف از تو که باید این همه سختی بکشی😢

اخی انگار همین دیروز بود هم جاهاز میبردی هم سیسمونی 🥹
و عکس گذاشته بودی رفته بودی بیمارستان حتا یادمه ی لباس نخودی تنت بود ک ببینی بیمارستان چجوریه
بعدشم رفتی آرنیکا قشنگه بدنیا آوردی
چقد زود میگذره 🫠
تولدش مبارک باشه ان شاالله هزار ساله بشه عروسش کنی خوشبختی و عاقبت بخیریش و ببینی
درخواست منم قبول کن من جزو دوستات بودم اکانتم حذف شد جدید اومدم کلی گشتم تا پیدات کردم درخواست دادم خیلی وقته ولی قبول نکردی

عزیزم خیلی خیلی مبارکه انشالله جشن فارق النحصلیشو بگیری🌺❤️😍😇🥹🥹🥹🥹

خیلی خیلی مبارکه
بسلامتی و دلخوشی😍😍😍😘

تو بهترین مادری سحر سایت تاهمیشه بالاسر دخترکوچولوت

تولدش مبارک باشه عزیزم
از کیکش عکس واضح میزاری
بعد واکسن یکسالگی شو زدی؟؟

حالا میزاشتی ما رونات ببینیم چی میشد نامرد😒😂

تولدش مبارک
براتون بهترین ها رو آرزو میکنم

تولدش کلی مبارک باشه دختر نازم😘😘🤍

عزیزم. آفرین مامان قوی😌👏🏻♥️

چه مادر دختر زیبایی تولد گل دخترت مبارک 🎂🎂❤️‍🩹❤️‍🩹

☺️☺️❤️❤️

تصویر

ای جونم مبارک

به به خوشگلم مبارک باشههههه همه چی عالی و بی نظیرهههه ☺️😍💜

تولددخترنازت مبارک

خواهش میکنم

😉😉😉😉😉

تصویر

تولدش مبارک

جشن خودمونی گرفتی یا فقط سه تایی
من هنوز موندم چیکار کنم

❤️❤️❤️❤️❤️

تصویر

سوال های مرتبط

مامان مَحیـــا🌼🦋 مامان مَحیـــا🌼🦋 ۱۷ ماهگی
در ادامه‌ی تاپیک قبلی که عکسای تولد محیا جون رو گذاشتم
خاستم یچیزی بگم
البته تجربه من بود
بچه با بچه فرق داره میدونم
ولی شنیدم همه میگن تولد یک سالگی رو جشن نگیریم چون بچه متوجه نمیشه چی به چیه و اذیت میکنع و اذیت میشه و این داستانااا..
ولی تجربه من این بود👇🏽
درسته نمیدونه تولد خودشه ولی کلی خوش گذروند کلی رقصید دست زد
بازی کرد .. مهمونام تقریبا ۲۰ و خورده ای بودن که خانواده خودم و پدرش میشدن کسایی که همیشه میبینتشون و دوستشون داره بخاطر همینم چون همشون یک جا جمع بودن و کنارش بودن واقعا ذوق داشت و کیف کرد با اینکه یخورده سرما خوردگی داشت اما کیف دنیا رو کرد و کم نیاورد😂😍❤️
خلاصه که خوشحالم که بهش خوش گذشته و به خودم میگم خوب شد براش جشن گرفتم و سر این حرف که نمیفهمه و متوجه نمیشه تولدش رو کنسل نکردم🥰🥳
راستش استرس داشتم خوب پیش نره و اذیت کنه ولی برخلاف تصوراتم خیییلی خوب بود😍🩷


پوشک شیرخشک شیردهی بارداری زایمان طبیعی سزارین پریود
مامان محمد جواد مامان محمد جواد ۱۳ ماهگی
تووی زندگیم تا سی سالگی هیچ وقت دغدغه مادر شدنو نداشتم . من همیشه آدم سرسری بودم . دانشگاه؟ خب میرم . ازدواج ؟خب میکنم . کار ؟ خب باشه.بچه؟...بچه ؟ ... خب ... نمیدونم ! سی سالم که شد دیدم همه آدمای دورم بچه هاشون دارن میرن مدرسه.نه که مسابقه باشه، نه که بترسم جا بمونم اما با خودم گفتم من بچه نمیخوام؟ما بچه نمیخواستیم ؟فک کردم ، فک کردیم.دلم خواست . دلمون خواست. واقعا خواست . با خودم گفتم خب ، اقدام میکنیم ، میشه دیگه ... مگه چمه ؟ مگه چمونه ؟ بچه هم میخوام ... بچه هم میخوایم...وقتی به همسرم گفتم باردارم گوله گوله اشک ریخت من نمیدونستم دارم مهمترین خبر دنیا رو به یه مرد میدم تا وقتی خم شد، نشست، سجده کرد و گفت خدایا شکرت و من یادم اومد این همون علیرضای با احساسیه که انتخابش کردم و تووی بالا پایین زندگی مدتها بود این روی حساسشو ندیده بودم. از اون لحظه خون تووی رگامون میجوشید ، خوش بودیم ، دلمون خوش بود ، همه چی قشنگتر شده بود، سیسمونی خریدنم خیلی خوش گذشت، کلا اون نه ماه با همه سختیاش خیلی خوش گذشت ، یه انتظار شیرین ، یه هیجانی که زیر پوستمون بود اما...من هیچ تصوری ، هییییچ تصوری از دنیای بعد از بچه دار شدن نداشتم . سه روز اول توو شوک بودم ، نه بلد بودم پوشک ببندم ، نه بلد بودم بچه رو بغل کنم نه بلد بودم شیر بدم. با خودم میگفتم پس اون غریزه لعنتی که همه میگفتن کجاست؟ مگه نمیگفتن کاری نداره ، مگه نمیگفتن آدم غریزی مادرانگی میکنه؟ بعد فهمیدم اگه نصف وقتی که واسه سیسمونی خریدن گذاشته بودم برا یاد گرفتن صرف کرده بودم کلی جلو بودم .
(۱)