سوال های مرتبط

مامان گل پسرام 🩵 مامان گل پسرام 🩵 ۳ ماهگی
پارت اخر
انگشتر دستش بود زد ابروم و گونم شکست رفتم اورژانس همون بیمارستان بستری شدم چند ساعت عکس و این ور اون ور صب مرخص شدم باز رفتم سر بچم بابام فهمید اول پشت گوشی گفت محمد و فلان میکنم اینطور میکنم اون طور میکنم اومد گفت زندگیه دیگه بابا بالا پایین داره کتک داره دعوا داره خلاصه پدر شوهر می‌گفت حقشه زن بود بچشو نگه می‌داشت تقصیر اینه بچه انیجروی شد شوهرم رو بدتر پر کرد خلاصه دیگه پسر سومم بدنیا اومد از اون موقع پیام تو گوشیش ندیدم دیگه نمی‌دونم گذاشته کنار یا همون پاک می‌کنه اخلاق یکم خوب شده ولی نه خوب خوب هی منم میگذرونم روزامو با بچه هام چند ماه پیش نزدیک زایمان خالم زنگ زد یهو گفت چند روز دیگه عقد امیره وای من مردم تا چند روز گرفته بودم و گریه میکردم بعدش گفتم ولش کن بلاخره اونم حق زندگی داره امروز اتفاقی فیلم عقدش رو تو اکسپلورم دیدم از ته دلم ب اون دختره حسودیم شد
اینم از این زندگی من خواهرا ببخشید سرتون درد اومد ببخشید ک وقتتون رو گرفتم این ی جز ریزی از زندگی من بود ک نه کامل گفتم نه همشو فقز خلاصه گفتم زودتر تموم شه
امیدوارم امیر انقد خوشبخت شه ک یادت بره چقد دوستش داشتم 🖤
بارداری بارداری زایمان فرزند پروری بارداری زایمان فرزند پروری بارداری