۳ پاسخ

حتما به معلم بگید تاجلوشو بگیرن،اینا همون قلدرای آینده میشن باید جلوشو بگیرن
به پسرتم بگو وسیله هات نباشن حتی اگه گم بشه تنبیه میشی چون دیدم اون پسره میخواست برداره چیزی نگفتی
تنبیه :پارک نمی‌برم ،خوراکی نمیخرم ،اسباب بازی نمیخرم ،جایگزین وسیله اتو نیمخرم
بگو باید یاد بگیری نذاری کسی وسایلتو برداره تو از مهربونی میگی ولی اون یاد میگیره بهت زور بگه
اگه مادرشو می‌شناسی بهش بگو که خوراکی پسرتو میگیره یا میخواست وسایل برداره
پسر دوستم از اول مهر همین داستانو داشت تو مدرسه و پسرش می‌ترسیده بگه میگه خوراکی ها و وسایلشو می‌گرفتن اینم این اواخر همش گریه می‌کرده که نمیرم تا باهاش حرف میزنن میفهمن چی شده رفته بود مدرسه اصلا هم کوتاه نیومده بوده

الهی عزیزم چرا هنوز می‌شینی پشت در ؟ پسرت مثل پسرمن خیلی وابستس؟

بهش بگو کسی وسیله ت رو برداره من برات نمیخرم،یمدت محرومش کن که خودش حواسش به وسایلش باشه

سوال های مرتبط

مامان ☔🌈دختر بهار 🌸 مامان ☔🌈دختر بهار 🌸 ۵ سالگی
خدا می‌دونه من چقدر حساسم رو بچه ها همیشه جلو راهم چیزی میزاره که تا مدت ها اعصابم خورد بشه
امروز ظهر که رفتم دنبال دخترم از مهد بیارمش همین جوری که منتظر بودیم ی آقایی هم اومد که برای من نا آشنا بود خلاصه مشخص شد فامیل یکی از هم کلاسی های دخترم اومده دنبالش بچه ها رو که مربی تحویل داد دیدم این دختر بچه دلش نمی‌خواد با اون آقاهه بره مربی گفت دخترم مامانت تماس گرفته باید با این آقا بری بچه ام خجالت کشیده رفت سمت آقاهه ولی من قشنگ حس نا امن بودن از آقا دریافت کردم حالا نوزادم تو بغلم گریه می‌کنه دخترم هی میگه برام بستنی بخر هوا گررررررم نمیتونمم از اون بچه دل بکنم خلاصه رفتم جلو به آقا گفتم نسبت شما چیه با این بچه گفتش پسر عموی باباشم گفتم رزا انگاری کنار شما خوشحال نیست بزارید من به مامانش زنگ بزنم همون لحظه انگاری به بچه دنیا رو دادن سریع اومد چسبید به من گفت خاله میشه تو منو ببری پیش مامانم عمو همیشه منو گاز میگیره فشار میده جوری که می‌خوام جیش کنم اینقدر اعصابم خورد شد به مرد گفتم حق نداری به این بچه دست بزنی گفت بچه ست الکی میگه خلاصه خواست بچه رو به زور ببره سرش داد کشیدم گفتم آبروت میبرم نزدیک بچه بشی زنگ زدم به مربیش اون اومد به مامان بچه زنگ زدیم خانم بیخیال از خوابش بیدار شد بعد نیم ساعت اومد جریان گفتیم مثل اینکه این آقا مهمون خونه اینا بوده بابا میرفته سرکار مامان میرفته باشگاه و خرید دختره رو میزاشتن پیش این چندین بار دخترک اذیت کرده این بوده که بچه ترسیده خلاصه امروز من به گند کشیده شد به مامانش گفتم بخدا شما هیچی از بچه داری نمیفهمید بچه امانت خداست دست ما چرا مراقبش نیستی خیلی حرفا بهش زدممامانا تورو خدا به هرکس اعتماد نکنید
مامان حسین مامان حسین ۵ سالگی
مامانا شما برای بچه هاتون چطوری اسباب بازی میخرید؟
من شوهرم کاملا مطیع در برابر حسین هر چی میگه به حرفش گوش میده میگه خودمون بچه بودیم یه چیزی می‌خواستیم میگفتن نه چقدر ناراحت می‌شدیم چرا اینو ناراحت کنیم...
بد نیست که این عقیده رو داره ها ولی من به دو دلیل میگم نباید همیشگی باشه چون یه وقتا واقعا دستمون خالیه و چیزای واجب تر لازمه بخریم میره پولشو میده به اسباب بازی و لنگ میمونیم
یکی دیگه هم بچه قدر اسباب بازی‌اش رو نمیدونه چون به راحتی به دست آورده...
و اینکه یه روزی اگه واقعااااا نباشه و نتونیم بخریم حریفش نمیشیم
ولی شوهرم اصلا به این چیزا فکر نمیکنه
مثلا الان دیشب قم جمکران بودیم قرار بوده کم خرج بریم و بیایم و همه چی از خونه ببریم رفتیم اونجا گفت اسباب بازی من میخواستم با یه توپ ۲۰۰ تومنی جمعش کنم یهو پسرم این بی سیم ها رو دید و خواست و شوهرم هم سریع ۱۲۰۰ داد خرید براش...الان بهش میگم همون میشد یه کیلو چرخ کرده میخریدیم می‌دادیم می‌خورد این به چه دردش میخوره آخه ولی میگه عیب نداره اونم میخریم... از لحاظ مالی هم نمیگم بده وضعمون ولی خب تو این شرایط اقتصادی آدم باید مراعات کنه...مثلا خودش میگه الان دوماهه میخوام روغن ماشین عوض کنم نکردم خوشحالی بچه واجب تره...
خودش نمیپوشه که به بچه بگیره خیلی خوبه ولی زیاد از حد هم درست نيست به نظرم اونم به اسباب بازی که دو روز دستشه میندازه کنار یا میشکنه...

فرزند پروری پوشک شیرخشک زایمان طبیعی تب استامینوفن مدرسه کلاس اول
مامان دلی ماه مامان دلی ماه ۶ سالگی
سلام امروز که تو مطب دکتر بودیم دخترامو هر کاری کردم بیرون از اتاق بمونند نموندن بعد به آقای دکتر گفتن ببخشید میشه ابنا هم‌بیان داخل گفت اشکال نداره بیان رفته بودن دکتر تغذیه که خداروشکر از امروز استارت رژیمو زدم بعد دست آخر گفت تا داری میری داروخونه حتما واسه دخترات شربت هموگلوبین بگیر شربت آهنه بچه هات آهن بدنشون کمه گفتم اتفاقا این یکی دخترم دلوینو می گفتم گفتم هم همیشه میگه خستم هم‌غذاش نصف شده هم اینکه تمایل پیدا کرده به چیزای شیرین گفت صد درصد کمخونی دارن برو اینو لگیر شبی یه قاشق مرباخوری بده بهشون قبل خواب اینم بگم خیلی ماست می خورن هم‌همراه غذا می خودن هم بعدش و این خیلی بده خیلی عاشق ماستن حالا می خوام ببینم کسی تجربه ی استفاده از این شربت رو داره واقعا تاثیرگزاره ؟؟؟؟دو اشتهاشون چی تاثیر داره ؟؟چون دلوین بی نهایت کم اشتها شده ۴ تا قاشق می خوره میگه نمی خوام دیگه ماهلینم‌کم و بیش ولی دلی بدتره
کسی تجربشو داره بهم‌بگه
مامان SAM🍓 مامان SAM🍓 ۵ سالگی
سلام بچه‌ها یه اتفاقی امروز افتاده خیلی عصبیم مدرسه پسرم تمام این مدت از مدادهای آموزشگاه استفاده می‌کرده و از مدادهای بچه‌ها استفاده نمی‌کردن،خلاصه که امروز پسرمو همکلاسیش سر یه مداد با هم دعوا کردن پسر مشت زده تو تو سر پسرم حتی دوستشم اومده کمکش اونم مشت زده تو سر پسرم بعد پسرم پسره رو هول داده سرش خورده لبه نیمکت یه ذره خون اومده معلم میگه مادر پسره اصلاً متوجه نشد اینقدر زخم کوچیکه ولی معلم خودش بهش گفته تا متوجه زخم شده بعد بابای پسره اومده مدرسه داد و بیداد
مدرسه میگه خودمون مشکلو حل می‌کنیم و پای خانواده‌ها رو وسط نمی‌کشیم
بعد من به معلم گفتم یعنی یه مربی بالا سر بچه‌ها نبوده اینجوری همدیگرو داغون نکنن میگه بودیم گفتم اگه بودین چرا جداشون نکردین اصلاً چرا از مدادهای خود بچه‌ها استفاده نکردین خب بچه‌ها حس مالکیت پیدا می‌کنم به وسایل همش ۵ سالشونه این مشکلاتم پیش میاد
می‌ترسم فردا که می‌برم پسرمو مدرسه والدین اون بچه بیان دعوا راه بندازن نمیدونم چه رفتاری باید داشته باشم