مامان‌های شاغل یه سؤال ازتون دارم
من دوقلو دارم و دارم به شروع کار بیرون از خونه فکر می‌کنم یه فرصت شغلی برام پیش اومده که ساعت کاریش از ۸ صبح تا ۴ بعدازظهره و طبیعتاً باید بچه‌هام رو توی این مدت مهد بذارم
مخصوصا اینکه هیچ کمکی ندارم فقط مادرشوهرم گفته تو مواقع ضروری میتونه چند روزی رو بیاد بچهارو بگیره
از اینکه شاغل هستین راضی هستین؟
۲. بعد از شروع کار از نظر روحی حال بهتری دارین و احساس رضایت بیشتری می‌کنین یا فشار و خستگی‌تون بیشتر شده؟
۳. بچه‌هاتون با مهد رفتن کنار اومدن؟ اوایل براتون سخت بود؟
۴. وقتی بچه‌ها مریض می‌شن یا مهد تعطیله چطور شرایط رو مدیریت می‌کنین؟
۵. اگه برگردین به قبل از شروع کار، باز هم همین تصمیم رو می‌گیرین؟
خلاصه اینکه اگه جای من بودین با وجود داشتن دو تا بچه کوچیک این فرصت شغلی رو قبول می‌کردین یا فعلاً صبر می‌کردین؟کار هم تو یه شرکت خصوصی اما معتبر و حقوق نسبتا خوب هست
ممنون می‌شم صادقانه از تجربه‌هاتون بگین؛ هم از خوبی‌هاش و هم از سختی‌هاش. دلم می‌خواد با دید بازتری تصمیم بگیرم. ❤️🌷

۱۳ پاسخ

عزیزم از ساعت ۸ صبح تا ۴ بعداز ظهر واقعا تایم بسیار زیادی واسه اینکه بچه رو بزاری مهد
بنظرم بهتر فعلا صبر کنی عزیزم بچه هنوز کوچیک هستن

سلام عزیزم، من شرایطم طوری بود که مجبور بودم پسرم رو از ۷ ماهگی بخاطر کار بزارم مهد، چون هیچ کسی رو نداشتم اطرافم که پسرم رو نگه داره، از اینکه شاغل هستم هرگز پشیمون نشدم، البته اوایل که برین کار سخته، اما تا به روتین بیفتین برای کارهای خونه، بچه‌ها ، کارای محل کار زمان می‌بره، اما من پشیمون نشدم، بخصوص که اینکه سن دوقلوهای خوشگل سنی هست که باید برن مهد و براشون خوبه

امیدوارم هر چی خیرت هست همون برات رقم بخوره

سلام عزیزم من دوسال رفتم سر کار تایمش از 7و نیم صبح تا دو بود و چون جای دولتی بود یکساعت زودتر میومدم چون بچه زیر دوسال بود ساعت شیر داشتیم،دخترم پیش مامانم بود خوبیش اینه که مستقل میشی درآمد داری، ولی خب یه وقتایی اینقدر خسته ای که حوصله خودتم نداری چه برسه بچه، باید وقتی میای فکر شام باشی ،ناهار فردا هست بچه ها هم هستن که دوست دارن براشون وقت بزاری چون از صبح ندیدن تورو و دلشون حسابی تنگ میشه

قرار نیست همه چیز عالی پیش بره وقتی سرکار میری ممکنه گاهی نرسی غذا درست کنی گاهی خونه نامرتبه

بچه ها چند سالن؟ به پولش نیاز دارید?
اگه بچه ها ۴ سالن تایم مهد رفتنشون و برید بهتره حداقل واسه روحیه خودتون
ولی اگه کوچک ترن بنظر من نه
حداقل اگه به پولش لازم ندارید نه
من شاغلم خیلی روزا بریدم
۶ ماه مرخصی بدون حقوق گرفتم ولی روحیه ام داغون شد خیلی داغون

به نظرم اگر درون خودت این توانایی میبینی که میتونی تمام مسائل باهم پیش ببری و کم نیاری کار خیلی خوبی میکنی که به کار فکر میکنی، اوایلش سخته تا بیای عادت کنی و کارها روی روتین بیفتن کمی زمان میبره. بچه ها هم اگر بتونی ی آدم مطمئن و آشنا پیدا کنی بعنوان پرستار که خیلی بهتره اگر نه بگرد نزدیک محل کارت ی مهد خوب پیدا کن که اگر شرایط اضطراری نیاز به حضورت بود نزدیک باشی و اذیت نشین. به اخلاق و همراهی همسرت هم بستگی داره بعضی روزها شاید بتونه خودش بچه ها رو نگهداره، غذا بپزه یا هرکاری کمک و همراهیت کنه

ساعت کاری زیاده
کار خونه هم هست
همسر داری هم هست
دو تا بچه هم هست
بنظرم سخته ب خودت سخت میگذره
حالا تایم طولانی بچه ها رو در نظر نگیریم
چون بدو بدو باید بیای کار خونه و غذا و رسیدگی ب بچه ها

من معلمم تایم کاریم کمتره
استقلال مالی دارم پس انداز دارم
ولی خونه داری آرامش بیشتری داره
درسته تو جامعه ای ولی خب کارهات رو دو برابر کن
اگر همسرت شرایط خوبی داری به نظرم ارزش نداره
چون بعد هزینه های مالی خودت هم گردن خودت میوفته
بعد چند سال متوجه میشی چی میگم

من دوسال پیش رفتم دوره دستیاری به مدت سه ماه از صبح تا بعد از ظهر با اینکه دخترم رو مادرم نگه می‌داشت واقعا سخت بود چون دم عید هم بود خیلی سخت بود ولی الانم تو خونه گهگاهی کار میکنم ولی به صورت دایم نیست ولی دوقلو داشتن خیلی سخت تره برید سرکار حالا اگه تایم کاری کمتر بود باز راحت تر بودین

گلم من شاغلم.
معلم هستم
بچه هام از ۹ ماه تا یک سال و نیم...با پرستار بودن .کنار خودم. چون شیر خشکی نبودن...
بعد از اون مهد.
ببین هیچ وقت شرایط ایده آل نخواهد شد...
اول از همه بشین با شوهرت حرف بزن.
سطع توقعاتش رو ببین....میدونی منظورم چیه...اینکه همراهت میشه؟؟ کمکت میده؟،یا توقع داره خونه ۲۴ ساعته مرتب باشه...غذا ها گرم..بچه ها شیک و پیک...
بعد از اون ببین محل کار و مهد چقدر فاصله دارن..
آیا شرایط کار منعطف هست که در صورت نیاز بتونی مرخصی بگیری؟.

خیلی چیزا هست که باید بهشون فکر کنی....
من واقعا شاغل بودن رو دوست دارم منکر سختی هاش نیستم.
و به آینده بیشتر فکر میکنم.
مهد تعطیل نمی شه...الان مهد بچه های من..ایام جنگ هم باز بودن...
موقع مریضی هاشون...یا مرخصی میگیرم. یا با خودم میبرمشون مدرسه.
و بله..من شاغل بودن رو انتخاب میکنم

تازه من نصف ماه شوهرم هم پیشم نیس... ۶ صبح میره تا ۸ شب.‌ روزهایی که هست..
بقیه هم ماموریت‌.


بچه هام مهد رو خیلی دوست داشتن...
مهد لاکچری و خاصی هم نرفتن..
من توقع آموزش آنچنانی هم نداشتم.
خداییش خوب مراقبت میکنن ازشون..‌
دیگه الان که پسرم مدرسه میره...
رفت و آمد و بردن آوردن هاشون سخت تر شده..‌ولی نگا...یه ماه نشده هنوز...رو روال افتادیم.
کلاس نقاشی و ورزش و ..‌رو از این هفته تونستم فیکس کنم...

خلاصه به انگیزه هات فکر کن.
به آینده و تصمیم بگیر.

آخه اگر ماهی 50 میلیون هم بهت بدن
قطعا کمع کم ماهی 30 تومانش یره برای مهد حتی بیشتر شاید
چون تایمش زیاده
تو باید مهدی پیدا کنی که از 7تا5بچه ها رو نگه داره
و این مدت، هزینه ی زیادی خواهند گرفت

خب اولش مهد بزاری شاید اذیت بشن ولی سنشون خوبه سریع عادت میکنن البته بچه ها باهم فرق دارند .من پسرمو از ۲سال ونیم گذاشتم مهد خیلی سخت بود ولی الان راحت میره .البته معلمم و تایم زیادی پیشش هستم .باز ب شرایط خودت نگاه کن ببین میتونی بچه هات میتونن ‌.همسرت کمک حالت هست ؟

من هیچوقت شرایط کارم جوری نبود که بخوام هرروز برم سرکار،بنظرم کار هرروز خیلی سخته چون الان یک ماهه دارم کنار کار دانشگاه هم میرم و واقعا اذیت شدم،اگر بچه هات در کل اروم و عاقلن با سختیاش میتونی کنار بیای اما اگر مثل بچه من لجباز باشن واقعا سخت میگذره و من میگم ارزش نداره،در کل به شرایطتت وابسته س،کلا استقلال خوبه اما واقعا زن مستقل دیگه خیلی لذت خاصی از پول نمیبره من که اینجورم واقعا از یه جایی به بعد دیگه چیزی خوشحالم نکرد

سلام ببخشید مزاحمتون شدم ،آتلیه میخواید من ۵۰ تومان درست می کنم براتون، هرجوری که شما بخواید درست میکنم، خواستید میتونید به پیچم سر بزنید ببينيد نمونه هام.

سوال های مرتبط

مامان قهرمان مامان قهرمان ۵ سالگی
عزیزان با توجه به تایپیک قبل که در مورد مهد کودک توضیح دادم وخواستم بیشتر آگاهی پیدا کنید که توی انتخاب مهدکودک دقت کنید
با توجه به تایپیک ها یادم رفت بگم مهدکودک هایی که توی اینستا فعالیت دارند هم توی انتخابشون دقت کنید، ما توی اینستا یه فیلم تروتمیز وعالی وبدون هیج مشکلی از اون مهد میبینیم ولی اصلا نمیدونیم پشت اون فیلم بچه چقدر اذیت شده
مثلا همین مهد کودکی که گفتم برای یه کلیپ مثلا کاردستی، مربی درحد یه فیلم لحظه ای از بچه می خواد مثلا شما این خط رو بکش بعد بچه بعدی شما این قسمت رو قیچی کن، بچه بعدی شما این قسمت رو بچسبان و... یعنی فقط در حد همون فیلم بچه کارمیکنه شاید نهایت یکی دوثانیه بیشتر وبقیه کار را بچه های زرنگتر یا مربی انجام میده ودرآخر شما یه خروجی عالی میبینید که به نظر میاد همه بچه ها اون کارها را از اول انجام دادند وبه مرحله اخر رسیدند، پشت اون کار بعضی بچه ها فقط نقش تماشاچی داشتند، مربی برای تنظیم کردن اون فیلم وعکس واز دست ندادن فرصت مجبوره سر بچه داد بزنه، این رو خودم با چشم از مربی ها دیدم که میگم به بعضی بچه ها چقدر فشار میارن که کار رو به درستی انجام بده، حالا هیچ کسی نمیفهمه که چه اتفاقی افتاده وفقط یه عده بچه بازیچه دست اونا میشن تا برای بالا رفتن پیج ازشون استفاده کنن

پس دقت کنید اون مهد پیج نداشته باشه واگر هم پیج داره، کار اون پیج چه جوریه، آیا اون کار پایانی واقعا کار بچه هست یا نه
مامان عسل نازم مامان عسل نازم ۵ سالگی
سلام مامانا
می‌خوام یه درد دل بکنم
از روزی که بچم به دنیا اومد همه فکر و ذکر شد دخترم. کارم رو به خاطر دخترم گذاشتم کنار و به خاطر کار شوهرم که بیرون شهر بود شهر زندگیم هم عوض کردم و الان غربت نشین شدم. حالا هم به یه زن افسرده و زودرنج تبدیل شدم که هیچ چیزی خوشحالش نمیکنه. هم خودمو نابود کردم و هم دخترم داره مثل خودم افسرده میشه. تصمیم گرفتم برگردم به شهر خودم هر چند که از همسرم دور میشم و دیگه کمتر همدیگه رو میبینیم ولی باز می‌دونم تو شهر خودم چی به کجاست و همه جاهاش رو میشناسم و ممکنه روحیه‌م رو دوباره به دست بیارم. من به خاطر اینکه دخترم شبها بابا بالای سرش باشه حاضر شدم بیام تو شهر غریب ولی خودم دارم دیوونه میشم چون اینجا هم که هستیم خیلی امکاناتش کمه واسه همین گفتم به خاطر خودم و دخترم که شده باید دوری رو تحمل کنم ولی هر چی فکرشو میکنم میگم چرا زندگی من باید اینقدر دچار چالش باشه چرا نباید مثل دیگران زندگی کنم چرا باید یه موقعیت رو فدای یه موقعیت دیگه بکنم و هزارتا چرای دیگه و تنهایی و غم و اشک😔