آدوینِ من… 🤍
امروز یک ماه از قشنگ‌ترین روز زندگی‌م گذشته؛ یک ماه از روزی که تو اومدی و من برای اولین بار معنی واقعیِ عشق رو با تمام وجودم فهمیدم. روزی که چشم‌هام به تو افتاد، انگار تمام دنیا برای چند لحظه ایستاد تا من باور کنم این فرشته‌ی کوچولویی که توی آغوشمه، همونیه که ماه‌ها با عشق انتظارش رو کشیدم، باهاش حرف زدم، براش رویا ساختم و هزار بار توی ذهنم بغلش کردم، قبل از اینکه حتی صورتش رو دیده باشم…
پسرم، تو هنوز فقط یک ماهته؛ هنوز دست‌های کوچولوت اندازه‌ی انگشت‌های منن، هنوز چشم‌هات با کنجکاوی به دنیایی نگاه می‌کنن که تازه واردش شدی، هنوز وقتی توی بغلم آروم می‌گیری، نمی‌دونی چه غوغایی توی قلب من به پا می‌کنی…
آدوین من، من قبل از اومدنت هم زندگی می‌کردم، می‌خندیدم، آرزو داشتم و برای آینده‌م رویا می‌ساختم؛ اما تو که اومدی، انگار تازه فهمیدم زندگی می‌تونه چقدر عمیق‌تر، قشنگ‌تر و باارزش‌تر از چیزی باشه که تا قبل از تو می‌شناختم.
پسر قشنگم، شاید وقتی بزرگ بشی این روزها رو یادت نیاد. اما من همه‌ی این روزها رو توی قلبم نگه می‌دارم.
دلم می‌خواد وقتی بزرگ شدی، بدونی برای من لازم نیست قوی‌ترین باشی، بهترین باشی یا هیچ‌چیزی رو به کسی ثابت کنی؛ تو همین‌طوری که هستی، با تمام وجودت دوست‌داشتنی‌ای.
من نمی‌تونم قول بدم دنیا همیشه باهات مهربون باشه، ناما از ته قلبم آرزو می‌کنم هر وقت دنیا خسته‌ت کرد، آغوش من هنوز امن‌ترین جای دنیا برات باشه. می‌خوام بزرگ بشی، دنیا رو کشف کنی، رویاهای خودت رو داشته باشی و با خیال راحت دنبال خوشبختی‌ت بری؛ چون عشق من قرار نیست بال‌های تو رو ببنده
حالا هر آرزویی که برای خودم دارم، یه گوشه‌ش به تو می‌رسه
یک ماهگیت مبارک، تمامِ دنیای من…

تصویر
۴ پاسخ

ای جونم 🤩

عزیزمممم خدا حفظش کنه ❤️😍
واسه منم دعا کن بسلامتی بگذره و بغلش بگیرم 🥹

ای مادررر

خنده های از ته دلش رو ببینی

سوال های مرتبط

مامان آریا 👶🏻🩵 مامان آریا 👶🏻🩵 ۱ سالگی
روزت مبارک پسرک خونه👶🐣




آریای کوچولوی مامان…
هنوز فقط یه ماهه که اومدی توی دنیای ما،
ولی انگار هزار ساله که دلم با تو گره خورده…
امروز روز پسره، و چه افتخاری بالاتر از این‌که من حالا مامان یه پسرم…
یه پسر به اسم "آریا"
که نفس‌هامو به خودش بند کرده.

آریا جانم،
تو فقط یه نوزادی کوچولویی که تازه داری دنیا رو کشف می‌کنی،
اما برای من شدی یه دنیای کامل…
با هر حرکت دست کوچولوت،
با هر خمیازه‌ی شیرینت،
با هر بار که چشماتو باز می‌کنی و نگام می‌کنی…
دلم ضعف میره.

من هنوز باورم نمیشه
این همون موجود کوچولویی که یه روز با لگد هاش دلمو میلرزوند
حالا تو بغل من، یه تکه از قلبم داره نفس می‌کشه.

آریا جانم،
مامانت قول میده همیشه کنارت باشه
تو غم‌هات، تو شادی‌هات،
وقتی که راه میری، می‌دوی، حرف می‌زنی، شیطنت می‌کنی،
و حتی وقتی فقط تو خواب، آروم تو بغلمی…

تو شدی دلیل قشنگ‌ترین خستگی‌هام
و من از خدا فقط سلامتی‌تو می‌خوام،
که بزرگ شی،
آدم خوبی بشی،
و هیچ‌وقت لبخند از لب‌هات نیفته.

پسر قشنگم،
روزت مبارک عشقم
ممنونم که اومدی،
و دنیای منو برای همیشه عوض کردی.🥲❤️
مامان نی نی✨️🫠 مامان نی نی✨️🫠 ۶ ماهگی
«عزیزِ جانم،
امروز یک ماه از روزی می‌گذره که تو، نه فقط به عنوان یک نوزاد، بلکه به عنوان «معجزه» وارد زندگیم شدی.
یادمه اولین باری که تو رو در آغوش گرفتم، حس کردم تمامِ ترس‌هایم محو شدن و فقط یک حسِ عجیب و شیرین، قلبم رو پر کرد. انگار خدا تمامِ آرزوهای پنهانِ من رو توی دستانِ کوچیکت گذاشته بود.

این یک ماه، برای من پر از لحظه‌هایی بود که زمان متوقف می‌شد. وقتی چشمانت رو باز می‌کردی و به من نگاه می‌کردی، انگار تمامِ جهان توی اون نگاهِ بی‌گناهت خلاصه می‌شد. تو یاد گرفتی چطور با یک نفسِ آرام، تمامِ خستگی‌های من رو بشوری و با یک لبخند کوچک، تمامِ غم‌هایم رو محو کنی.

حالا که یک ماهه شدی، دیگه فقط یک نوزاد نیستی؛ تو اولین درسِ عشقِ بی‌قید و شرطی که خدا به من داده . تو یاد گرفتی چطور قلبِ من رو برای همیشه به خودت گره بزنی. قول می‌دم تا آخر عمرم، پناهت باشم، مثلِ خورشید برات بتابم و **همیشه، در هر لحظه و هر جایی، کنارت باشم و سایه‌ی امنِ من، پناهت باشه.**

ماهگردت مبارک، پسرِ قشنگِ من. دوستت دارم، بیشتر از تمامِ کلماتی که می‌تونم بنویسم، بیشتر از تمامِ ستاره‌های آسمون، بیشتر از تمامِ لحظه‌های خوبِ دنیا. تو نورِ چشمِ منی، و من همیشه، همیشه برات می‌میرم.» 🌙💕👶۱/۲۹
مامان آقا ایلیا🤍 مامان آقا ایلیا🤍 ۳ ماهگی
پارت ۳
و بعد...
ساعت ۱۲:۳۰، درست همزمان با اذان، صدای گریه‌ات در اتاق پیچید. 🤍
انگار تمام دنیا برای چند ثانیه ساکت شد و فقط صدای تو ماند.
صدایی که ماه‌ها منتظر شنیدنش بودم.
وقتی تو را گذاشتند توی بغلم، برای اولین بار صورتت را دیدم.
آن لحظه را نمی‌شود با هیچ کلمه‌ای توصیف کرد.
همه‌ی دردها، ترس‌ها، نگرانی‌ها و سختی‌های این نه ماه، همان‌جا جایشان را به یک حس عجیب و عمیق دادند؛ عشقی که نمی‌دانستم قلب آدم می‌تواند این‌قدر بزرگ شود تا جایی برایش داشته باشد.
نگاهت کردم و با خودم گفتم:
«پس تو همون پسر کوچولویی هستی که این همه مدت منتظرت بودم...»
کوچولو بودی، ظریف و دوست‌داشتنی، اما برای من تمام دنیا بودی.
از همان لحظه‌ای که گذاشتنت توی بغلم، فهمیدم زندگی من دیگر مثل قبل نیست.
تو آمدی و یک «مامان» تازه از من ساختی.
آمدی و تمام خستگی‌های این نه ماه را از یادم بردی.
آمدی و شدی قشنگ‌ترین اتفاق زندگی من.
پسرم،
من تو را قبل از دیدنت دوست داشتم، اما وقتی دیدمت فهمیدم آن چیزی که اسمش را «عشق مادرانه» می‌گذارند، خیلی بزرگ‌تر از چیزی است که می‌شود تصورش کرد.
تو همان هدیه‌ای هستی که ساعت ۱۲:۳۰، همزمان با اذان، به زندگی من رسید.
و من از همان لحظه تا همیشه...
میمیرم برات. 🤍
مامان روشا🩷✨ مامان روشا🩷✨ ۱ ماهگی
دختر کوچولوی من✨🤍

امروز یک ماهه که تو اومدی به زندگیمون
شاید فقط یک ماه گذشته، اما انگار سال هاست که دوستت دارم🩷

یک ماهه که هر بار نگات می‌کنم، خدا رو شکر می‌کنم که منو لایقِ «مامان» شدن کرد.
یک ماهه که نفس‌هات برام قشنگ‌ترین صدای دنیاست و دستای کوچیکت، امن‌ترین چیزی که دلم می‌خواد همیشه توی دستام نگه دارم🥰

دخترم، شاید وقتی بزرگ شدی هیچ‌وقت نفهمی مامانت با دیدن اولین نفس‌هات چقدر گریه کرد…
نفهمی چقدر برای سلامتیت دعا کرد، چقدر از ته دل ترسید و چقدر با هر نفس کشیدنت، دوباره دلش آروم گرفت🥲🥹🥺

تو هنوز یک ماهته، اما به من یاد دادی عشق می‌تونه انقدر عمیق باشه که آدم برای یک موجود کوچیک، تمام قلبش رو بی‌قید و شرط بده🫶🏻😍

دخترم
تو قشنگ‌ترین اتفاق زندگی منی🧚🏻‍♀️
کوچک‌ترین آدمِ زندگی من، با بزرگ‌ترین جای ممکن در قلبم 🥹🤍

مامان قول می‌ده تا آخرین نفسی که داره،
پناهت باشه، پشتت باشه و عاشقت بمونه 🤍🎀

یک ماهگیت مبارک، نفسِ مامان🥹😍🥰

بمونه یادگار
۱۴۰۵/۷/۹
مامان پرنسا🎀 مامان پرنسا🎀 ۳ ماهگی
🩷🩷🩷🩷🩷🩷
یک ماه و چند روزه که دنیا برام حولِ محورِ نفس‌های تو می‌چرخه😍
یک ماه و چند روزه که شبام با لالایی‌های بی‌کلام و روزام با گرمای بغل گرفتن تو معنا گرفته‌.🥰😍
پرنسای من تو قوی تر ازاون چیزی هستی که فکر میکنی؛ تو که نارس به دنیا اومدی و حالا با قدرتِ تمام وزن میگیری و رشد میکنی، تو جنگجوی کوچک منی.
آروم بخواب عزیزترینم. من اینجام تا تموم راهو دست تو دستت قدم بردارم.🥰😍
هر بار که به چشمای بسته تو نگاه می‌کنم، به این فکر می‌کنم که چقدر راه طولانی و پرماجرایی رو رفتیم تا بالاخره همو دیدیم مامانی حالا تو پیشمی و با انگشتای کوچولوت که انگار تموم دنیا رو تومشتش داره🥹
تو که میخوابی، من به این فکر میکنم که چقدر زود بزرگ میشی
من خوشبخت‌ترین زنی هستم که تمام این تماشاها، سهم منه😊😁

میدونم این روزا دل‌درد داری و بی‌قراری ،منم دلم هزار راه میره حتی برای اگزمای کوچولوی صورتت دلم آشوب بود.😥

💕دخترکم، قول میدم وقتی بزرگ شدی، برات بگم که چقدرقوی بودی.قول میدم برات بگم چقدردوستت دارم عمرمن💕
✨️۱۴۰۵/۶/۸✨️