۵ پاسخ

منم خیلی حالم بد. و این حال بدی رو نمیدونم چجوری توضیح بدم برای دکتر و ... . فقط به شوهرم میگم حالم خیلی بد. مخصوصا ی هفته قبل تا یک هفته بعد داغونم

بذار نگمممم فقط اینو بدون جز کارای بچم که تازه یاد میگیره برام جالبه هیچیییییی خوشحالم نمیکنه همه چیم وصل شده به حال خوب بچم فقط

من بعد زایمان خیلی به هم ریختم خیلی عصبی شده بودم و فقط کارم با خودم و اطرافیان دعوا و گریه بود که همه میگفتن طبیعیه خوب میشی بعد شش ماه به اون حالت هام ترس هم اضافه شد...شب ها نمی تونستم بخوابم تو خواب راه میرفتم فرار میکردم حتی نوزاد شش ماهم رو بغلم میگرفتم و فرار میکردم تو خواب...که دیگه شوهرم شب ها در ها رو قفل میکرد و کلید هارو قایم میکرد...خیلی زندگیم وحشتناک شده بود از ترس کابوس نمیخوابیدم که خدانکرده پسرمو بغلم نگیرم و بندازمش...دیگه رفتم پیش روانپزشک و گفت همه ی او کارا بخاطر افسردگی بعد زایمانمه دو سه مدل قرص داد بهم الان به یکسال گذشته خیلی خیلی حالم خوب شده حتی دیگه عصبی هم نمیشم.. بعضی وقت ها خیلی دلم میخواد با بعضی ها دعوا کنم که اونم نمی تونم کلا خیلی خنثی شدم و خوشحالم که الان اینجوریم😁

من خوبم خداروشکر

خیلی نوسان داره
من خیلی حال خوبم کوتاهه
و روحیم زیادی حساس شده
زود عصبی میشم زود ناراحت میشم

سوال های مرتبط

مامان نورا  و تودلی🩷 مامان نورا و تودلی🩷 هفته بیست‌وششم بارداری