۳ پاسخ

اتلیه رفتیم
یه شبم سفره خونه خانواده خودمو همسرمو دعوت کردم به صرف کیک و شربت و شام
شامم سینی گرفتم، کوبیده، جوجه ترش، وزیری و جوجه زعفرونی

منم یک مهمونی خانوادگی گرفتم خانواده خودم و شوهرم و چند تا دویت صمیمی
بر عکس بقیه که میگن بچه کوچیکا رو دعوت کنید
من اصلا بچه کوچیک نبود تو مهمونام تا باخیال راحت ( بدون ترس از اینکه بچه ایی دلش بخواد و حسرت بخوزه یا دعوا بشه) هدیه ها رو باز کزدیم و کیک ساده خودم پخته بودم شمع گذاشتیم براش فوت کرد
فینگر فود درست کزده بودم ولی سفره انداختیم به حالت شام خوردیم
خیلی همه چیز ساده بود
تولد یک سالگی یکم شلوغ شده بود بدترین خاطره ها رو ازش دارم
دخترم تب کزده بود حوصله هیییچی نداشت فقط گریه میکزد بعد اصلا حالت تولد نبود تعداد زیاد بود هر کی درگیر خودش بود
بچه ها همه اش در حال دعوا
اصلا اصلا خوب نبود
ساده و خلوت خیلی بهتر بود به بچه هم بیشتر خوش گذشت چون فقط ادم های نزدیکش که دوسشون داره بودن

من مهمونی خانوادگی گرفتم فقط خانواده خودم و‌همسرم

سوال های مرتبط

مامان آدرين مامان آدرين ۲ سالگی