۱۲ پاسخ

عزیزم
توقع تو کاملا به جا و درسته
اما بازهم این خییلی بهتر از مادرشوهرایی که کلا تو زندگی بچه شون هستن و تو همه چی دخالت و نظر میدن
درسته الان محبتی ندارن اما باعث میشه دخالت و توقع و .... هم نباشه
اتفاقا اینطوری خیلی بهتره باور کن

خوشحال نشدن ک نشدن مگه برا اونا بچه اوردی ایشالا باعث سربلندیت باشه منک از وقتی فهمیدن هی با دختر پسر گفتن با مامانت باید سیسمونی بخره جگرمو سوزوندن چ بهتر ک زنگ نزدن تا الان مهمونی یادشون نبود حالا ک من باردارم یادشون افتاده بیان خونه من تازه میگن بریم بازار اگه بلاییم سرت بیاد میگه کمرش شله باید فکر زنی برا برادرمان باشین 😒😒😒

خوشحال نشدن هیچ استراحت مطلقم انتظار دارن من برم دیدنشون 😐 منم قطع رابطه کردم الان به آرامش نیاز دارم پس آدمایی که تو روزای سخت آرامش میدن نگه میدارم ، تا دور ترین آشنا حالم میپرسه ، مامان دوست دخترم از مدرسه میاره که من اذیت نشم اینا هیچ زنگ نمیزنن

هرچند ب تخمم ک ذوق نمی‌کنن .

ت تنها نیستی . چون ما ها دخترشون نیستیم ‌ عروسیمممممم عروس البته همه اینجور نیستن . هرچیزی بخت و اقبال میخاد 😂

اوووق🤮
حالم ازشون بهم میخوره مفت خورای گدا و گشنه من جیگرم خون هر شب اینجا هست بلانصبت شوهرمم گاو میگ خونی پسرشون هیچی نمیگ خسته شدم اونام شعور شخصیت صفر کلی توقع دارن کادو که اصلا هیچی هیچی بلانصبت دستشون رو تخمشون گذاشتن اومدن انگا ۱۰۰ پشت غریبه

مال منم تا همین یه هفته پیش سراغم نیومدن قهر بودیم
البته دعوا تقصیر خودشون بود همه حرفی هم بهمون زدن ما یه درصد هم مقصر نبودیم حتی جوابشونم ندادیم با این وجود بازم پوز‌کردن برامون

عزیزم علت خاصی داشت که شوهرت فقط بهشون گفت؟ چرا خودت نرفتی سوپرایزشون کنی؟؟ ببین بنظرم اونام دلیل خودشونو دارن حتما گفتن از زبون پسرم شنیدیم چرا عروسمون نگفت بهمون و حتما اوناهم ناراحتن. شما ی جعبه شیرینی میگرفتی میرفتی حتما خوشحال میشدن. در رابطه با بقیه ی موارد خرید خونه اینا خب تبریک انچنانی نداره بنظرم زیاد حساس شدی. چون واس خرید خونه هم مهمونی میگیرن یا اش درست میکنن خب باید بیان تا تبریک بگن البته ک نمیدونم از شما چجوری بود قضاوت نمیکنم. منم دلم پره از دستشون عروسیم ک کادوشون حرفی بود عقدمم ی انگشتر نازک. برا خرید خونه هم خوشحال بودن اما تبریک نگفتن.

باز خوبه فقط زنگ نمیزنن
از من بارداری اولم خواهر شوهرم زنگ زد گفت تازه ازدواج کرده بودی یکم صبر میکردی بعد بچه دار می‌شدی
بارداری دومم مادر شوهرم که خبر دادم شوهرم گفت فدای نی نی بشم
برگشت گفت بذار ببین میمونه یا نه
که نموند
این بارداریم دیگه بهشون نگفتم
بنظرم توقع اصلا نداشته باش

خدا ادمو بخواد بنده که چیزی نیست اصلا ناراحت نباش بفکر نینی باش توهم مثل خودشون باش

باز خوش ب حالت فقط خانوادشه شاهرم من خودشم اش دهن سوزی نیس

مال منم زندگی ما به شخمشونم نیست

سوال های مرتبط

مامان معجزه خدا💚🩷 مامان معجزه خدا💚🩷 هفته سی‌ام بارداری
سلام خانوما کیامثل من یبوست دارن کیا هموروئیدشون زده بیرون؟
من دیگ واقعا دارم اذییت میشم😭
هرچی میخورم فایده نداره آلو ، گلابی، آب ،کیوی و.... چیکارکنم توروخدا ی راه حلی بهم بدین ...دکترم گفت باید بری پیش یه جراح عمومی 🥺 کسی رفته پیش جراح وقتی حامله بوده؟؟خطرناک نیست؟؟
اصلا میشه دردش تحمل کردتااخر بارداری ؟؟یعنی هیچ راه حلی وجود نداره؟؟ اگر کسی چیزی می‌دونه لطفاً بگه...🙏🥺😓



آی وی اف آی وی اف آی وی اف آی وی اف آی وی اف آی وی اف آی وی اف آی وی اف آی وی اف آی وی اف آی وی اف آی وی اف آی وی اف آی وی اف آی وی اف آی وی اف آی وی اف آی وی اف آی وی اف پوشک بچه پوشک بچه پوشک بچه پوشک بچه پوشک بچه پوشک بچه پوشک بچه پوشک بچه پوشک بچه پوشک بچه پوشک بچه پوشک بچه پوشک بچه پوشک بچه پوشک بچه پوشک بچه پوشک بچه پوشک بچه پوشک بچه پوشک بچه پوشک بچه پوشک بچه پوشک بچه پوشک بچه پوشک بچه پوشک بچه پوشک بچه پوشک بچه پوشک بچه پوشک بچه پوشک بچه پوشک بچه پوشک بچه پوشک نوزاد نوزاد نوزاد نوزاد نوزاد نوزاد نوزاد نوزاد نوزاد نوزاد نوزاد نوزاد نوزاد نوزاد نوزاد نوزاد نوزاد نوزاد نوزاد نوزاد نوزاد نوزاد نوزاد شیر خشک شیرخشک شیرخشک نوزاد شیر خشک شیرخشک شیرخشک شیرخشک شیرخشک شیرخشک شیرخشک شیرخشک شیرخشک شیرخشک شیرخشک شیرخشک شیرخشک شیرخشک شیرخشک شیرخشک شیرخشک شیرخشک شیرخشک شیرخشک شیرخشک