قطع شیر شب و از شیر گرفتن برای خودم چطور گذشت؟
تو هر تجربه ای برای بچه، همیشه یه سر تجربه مادره.
وقتی شیر شبشو قطع کردم، فکر مسگروم آخجون دیگه شبا بیدار نمیشه و میتونم بعد از نزدیک دو سال شب یه خواب کامل و راحت برم.
ولی سه ماه طول کشید به اون نقطه برسم که دیگه شب بیدار نشم. عین سه ماه هر شب دو ساعت به دو ساعت بیدار میشدم. هرچقدر هم قبل از خواب چای گیاهی و بهارنارنج دم‌میکردم فایده نداشت. چندین بار در طول شب بیدار میشدم تا چکش کنم. ولی وااااای وااااای... صبح اون روزی که شبش پشت سر هم خوابیده بودم. اینقدر خوش خلق یودم و با حوصله که تازه فهمیدم این همه خستگی از کجا میومد و چحوری من این همه‌مدت خواب شب نداشتم و کل زندگی رو میچرخوندم ( و البته فکر اینکه باباش این همه‌مدت شبا راحت میخوابیده و خواب عصرشم میرفته به شدت عصبانیم میکرد!)
قطع شیر هم همینطور. تا سه ماه هنوز شیر داشتم ولی اولین باری که دراز کشیدم و نیومد سمتم دیگه، یا رفتم باشگاه و خرید و نگران شیرش نبودم، چنان حس آزادی ای میکردم که حد نداشت. چه آزادی خورد و خوراک چه رفت و آمد. دیگه خودش میدونست و باباش😅😅😅

۶ پاسخ

من یکی از معضلاتم بود از شیر گرفتن ماتم داشتم چیکار کنم انقد ک این بچه وابسته سینه بود ک حد نداشت
به تدریج گرفتم اول تا ی ماه موقع خواب عصر نمیدادمش رو تاب می‌خوابید بعد اون دیدم ی شب بدون ک شیر بخوره تو بغلم خوابید در کمال ناباوری تا صبحم کلا بیدار نشد منم روز بعد چسب زدم گفتم آخ شده
الآنم حدودا ۱۰روزه خودش می‌خوابه فقط لالایی میزارم براش بعضی وقتا یاد میکنه جی جی باز خودش میگه آخ دیگه یادش می‌ره
و جالببش این بود ک قبلا ک با جی جی میخوابید دو سه بار تا صبح بیدار می‌شد با گریه باز شیر میخورد می‌خوابید
اما تو این ده روز یک بارم نشده از خواب بیدار بشه و بهانه شیر بگیره
خداروشکر که تونستم این مرحله رو بگذرونم واقعا برام معضل بزرگی بود از شیر گرفتن 😍🥺

منم وقتی از شیر گرفتمش تازه تونستم شب و تاصبح راحت بخوابم
انقد موقع شیر دادن خواب رفته بودم تمام بدنم خشک میشد و همیشه بدن درد داشتم
الان شکر خدا راحت شدم

عزیزم مرسی که تجربیاتتو در اختیار بقیه میذاری، جزو خوبای اینجایی واقعا، یه مدت نبودی جات حسابی خالی بود ، خواب بچه شما حذف شده یا سرجاشه؟ میشه در مورد روتینتون یه خلاصه بگی لطفا، من یه مدته درگیر خواب روزشم ، وقتی نمیخوابه تا شب بد اخلاقه و یه وعده اشم حذف مشه چون خوابش میاد اصلا چیزی نمیخوره ، از طرفی به زور میخوابونم اعصاب و روان خودم بهم میریزه چون مقاومت میکنه ، تا میاد چشاش سنگین شه پا میشه راه میوفته خوابش میپره دوباره و سه باره تلاش میکنم تا بخوابه

وای من امروزازشیرگرفتمش

منم فکر میکردم از شیر بگیرم دیگه یه کله میخوابن ولی متاسفانه تاصب نق میزنن وول میخورن

از پوشک هم گرفتی؟؟

شیر مادر میدادی؟؟ یا شیر خشکم میدادی

سوال های مرتبط

مامان دردونه مامان دردونه ۲ سالگی
تجربه قطع شیر شب
کی قطع کردم؟ ۲۰ یا ۲۱ ماهگی
عادتش چجوری بود؟ اولین تایم بیداریش همیشه ساعت ۲ بود، مهم نبود کی میخوابه ( نهایتا ۱۰ البته) بعد از اون هر دو ساعت شیر میخواست تا صبح. خیلی وقتا واقعا میخورد و خیلی وقتا فقط جنبه دهن پرکن داشت😉 ولی خوب من عاصی بودم دیگه. خواب نداشتم کلا.
از ۱۸ ماهگی مدام میخواستم قطع کنم ولی تنبلی میکردم. چون نمیتونستم همون بریده بریده خوابیدنم رو هم نداشته باشم.
یه شب بیدار شد برای شیر. منم خواب آلود، بهش گفتم مامان امشب شیر نه، که این بچه سر گذاشت به گریه و خواب از سر من پرید‌
از طرفی میخواستم بهش شیر بدم و خودمو راحت کنم
از طرفی خونده بودم وقتی به بچه میگی نه و گریه میکنه اگه کوتاه بیای از نه ای که گفتی، بچه فکر میکنه دیگه همیشه با گریه میتونه نه رو به آره تبدیل کنه
خلاصه که افتادم تو عمل انجام شده
تا صبح بغلم بود و بغض کرده بود. تابش دادم و ستاره ها رو بهش نشون میدادم تا خود صبح بیدار بود دلم میسوخت ولی مدام میگفتم به نفع خودشه و باید قوی باشم
فردا شب بیدار شد و گفت شیر. منم گفتم نمیشه. سرشو گذاشت و خوابید. شب بعدشم همینطورشد. ازشب سوم دیگه بیدار نشد.
مامان دردونه مامان دردونه ۲ سالگی
بیشتر مینویسم برای اونهایی که باردارن هنوز.
من تو دوران بارداری دوره آموزشی گرفتم که توش درباره همه چی گفته بود، جدای از نگهداری، حتی از شیر و از پوشک گرفتن هم آموزش داشت. حالا بحث سر نوع نیست چون‌مطالب آموزشی همینجا توی گهواره یا تجربه مامانا هم هست
از چهارماهگی خواب مستقل رو شروع کردم که شکست خوردم، دو سه ماه بعدش دوباره کلید زدم وباچه سختی ومدارا و تدریج و تداومی بالاخره تونستم طی دو ماه خواب بچه رو مستقل کنم (بدون شیریا لالایی فقط باروتین قبل خواب خودش بخوابه، نه که جای خواب جدا)
از همون شش ماهگی blw بهش غذا دادم وتو غذا خوردن دخالت نکردم. تمام لباسها و موکت ها خراب شدهر روز هم صندلیش شستن میخواست. سرزنش ها شنیدم بابتش، ولی گفتم بذار خودش یاد بگیره
از شیر شب گرفتنش برام سخت تر بود چون شب بیداری داشت ولی یه شب بیداری کشیدم و از شب بعدش اوکی شد.
برای از شیر گرفتنش وعده ها رو یکی یکی کم کردم، طول کشید و واقعا هم ازم انرژی بردولی روزی که بهش گفتم دیگه بزرگ شدی و با شیر خدافطی کرد، بعدش دیگه هیچ دردسری نداشتم. اونم نه ضربه خورد نه دروغی ازم شنید...
اینا رو نگفتم که ( ادامه پست بعد...)
مامان کیان مامان کیان ۲ سالگی
مامانا ی گلم ،خوبین؟
خیلی هاتون گفتین تجربه از پوشک بگو من قبلا گذشته بودم اما مجدد اسکرین گرفتم و گذاشتم و مواردی رو اضافه کردم
.قدم اول و اصلی: قطع شیر شب
مهم‌ترین قدم اینه که حتماً شیر شب رو قطع کنید. همچنین از دادن مایعات زیاد، هندونه و خربزه در ساعات پایانی شب خودداری کنید. من اولش شیر شب کیان رو قطع کردم و دم‌دمای صبح (ساعت ۵ یا ۶) متوجه می‌شدم جیش کرده، چون خواب بودم و نبرده بودمش دستشویی. بعدش ساعت کوک کردم و سر همون ساعت بیدارش کردم.
​سنجش آمادگی بچه
یکی دو هفته شیر شب رو قطع کنید و مایعات ندید؛ اگر دیدید صبح‌ها پوشکش کاملاً خیسه، یعنی بدنش هنوز آمادگی نداره، حتی اگر دو سال و نیمش شده باشه.
​شروع استقلال بچه
من از ۱۴ ماهگی شیر روزانه رو کم کردم و رفتم جلو. روزهای اول سخت بود، اما الان که کیان دو سال و سه ماهشه، کاملاً خودش می‌گه، شلوارشو درمیاره و می‌ره روی لگنش می‌شینه. براش کتاب خریدم و حتی خودش لگنش رو توی توالت خالی می‌کنه! خطاهای کوچیک هم موقع بازی یا آشپزی پیش میاد که طبیعیه.❤️
​امیدوارم این تجربه برای شما هم مفید باشه و به سلامتی این مرحله رو پشت سر بذارید. بوسه برای همه نی‌نی‌های نازنین!
مامان نازنینم💜
🇮🇷 مامان نازنینم💜 🇮🇷 ۳ سالگی
دوستان کمک 🙏
ببخشین متن یکم طولانیه اگه حوصله به خرج بدین و بخونین و جواب بدین لطفاً
ی چیزی میخوام بگم در مورد خواب دخترمه
نازنین از کوچیکیش برا خوابش خیلی اذیت میکرد شبا تا دیر وقت بیدار بود دم دمای صبح میخابید 🙄الانم همینجوره ها
کوچیکتر بود بردمش دکترش برا تنظیم خابش گفت بهش دیفن هیدرامین بده ملاتونین برا زیر دوسال خوب نیست
منم سه شب دادم یکم بهتر شد ولی دیگه ندادم تا عادت نکنه بعدش دوباره خابش به هم ریخت چند ماه پیش بردمش پیش دکترش گفتم هنوز اذیت میکنه برا خاب گفت شبی یک سیسی ملاتونین بده من ندادم گفتم باز خودم ی جوری تنظیم میکنم خابشو ولی نشد که نشد 😔
مثلا شب ساعت ده یا یازده میخابه دو یا سه بیدار میشه تا صب نمیخابه این برا وقتی هست که توی طول روز نمیخابونمش
وقتایی هم که روز میخابه شبا سه یا چهار صب میخابه
دارم از بیخابی دیونه میشم😫 دیگه
دیشب ساعت دوازده ونیم خابید ساعت دو بیدار شد تا شش صب بیدار بود ساعت 11/30 باباش بیدارش کرد دیگه نذاشتم بخابه تا ساعت 9/30 خودشو کشوند دیگه خابش برد البته دیگه امشب دلو زدم به دریا و نیم سیسی ملاتونین بهش دادم
شما میگن تا صب میخابه یا نصف شب بیدار میشه 😣
باور کنین دست و پاهام از بیخابی داره میلرزه نه شب میتونم بخابم نه روز انقدر توی آشپزخونه کار دارم که جرات نمیکنم برم میترسم بیدار شه
خانومایی که تجربه ملاتونین داشتین لطفا راهنمایی کنین😓