۱ پاسخ

منه بنده خدا ام نامه سزارین گرفتم ۳۹ هفته ۴ روز😐 ۳۸ هفته ۴ روز با ۵ سانت دهانه رحم باز زاییدم😐 بزور میخواست دکتره طبیعی بزائونم که موفق نشد سزارین کردم

سوال های مرتبط

مامان نویان👶💙 مامان نویان👶💙 ۲ ماهگی
تجربه من از زایمان طبیعی و سزارین
پارت ۲:
بعد از اون اتفاق هروقت اسم بچه دوم میومد تمام تن و بدنم میلرزید از تجربه زایمان همه میگفتن تو که دردی نکشیدی همش ۳ساعت بوده ولی بعد از زایمان واقعا برای من عذاب بود حتی از اون۳ساعت حین زایمان
خلاصه تمام تلاشمو کردم همسرمو راضی کنم برم سزارین اختیاری
(اینم بگم زایمان طبیعی بیمارستان خصوصی بودم و خیلی عالی بود رسیدگی شون)
وقتی دومی باردار شدم از اول تحت نظر دکترم ک بودم همش میگفتم من سزارین انتخابه و دکترم میگف نه تو یه بار طبیعی زاییدی بازم طبیعی بیار رحمت نرمه زود میزایی
و من اصرار و دکتر انکار
من تو بارداریم اصلا استراحت نداشتم
گذشت و من ۶ماهم شد درد واژن بدی اومد سراغم رفتم دکتر و دکتر فرستاد سونو
و معلوم شد دهانه رحمم یک سانت بازشده
و مصرف شیاف و امپول پروژسترون از ماه ۶ شروع شد دکتر گف فقط و فقط استراحت و سرویس حتی حمام ۵دقیقه ای ایستاده میری و برمیگردی
من فقط و فقط ۴۸ ساعت تونستم تحمل کنم و استراحت من همون بود
و همچنان دکتر میگف دهانه رحمت بازه فقط طبیعی😑
مامان دلسا🩷و آرسام🩵 مامان دلسا🩷و آرسام🩵 ۱ سالگی
پارت ۲
( اگه کسی خواست بیاد شخصی پیام بده معرفیش کنم) و پیدا کردم و شمارشو برداشتم و پیام که دادم گفت سزارین اختیاری انجام میده و ۱۵ میگیره خودش و ۱۷ هم هزینه بیمارستان با بیمه تامین اجتماعی خیلی خوشحال شدم رفتم ویزیت شدم و تو همون بار اول بهم نامه داد برای ۲/۲ که برم بیمارستان برای زایمان ولی ننوشت سزارین گفت که بیا اون روز میام بالا سرت با یه بهونه میبرم سزارین که اجباری حساب بشه و بتونی از بیمه ات استفاده کنی سر این موضوع کلی استرس داشتم که خدایا سرکاری نباشه دردم بگیره و نیاد برم بیمارستان آمپول فشار بزنن بهم بمونم درد بکشم خلاصه روز قبل که قرار بود برم بیمارستان پول دکتر و واریز کردم و دکتر گفت فردا ۶ صبح برم بیمارستان بلوک زایمان شب قبلش همه چی و آماده کردم و صبح زود رفتیم بیمارستان و با نامه دکتر بستری شدم دکتر تاکید کرده بود نه خودم نه همسرم حرفی از سزارین نزنیم ولی تو بلوک زایمان همه میدونستن که من قرار سزارین شم و اومدنم اونجا فرمالیته است
مامان نویان👶💙 مامان نویان👶💙 ۲ ماهگی
تجربه من از زایمان طبیعی و سزارین
پارت ۱:
یه خلاصه از زایمان اولم ک طبیعی بود میگم و بعد زایمان دومم سزارین...
سال ۹۴ بود و من۱۷سالم بود اولین پسرمو طبیعی بدنیا اوردم
از عصر تمام خونه مو تمیز کردم دم غروب شد احساس سنگینی تو پایینه تنه داشتم زنگ زدم دکترم شرایط گفتم گف برو بلوک زایمان چکت کنن (مسافرت بود خودش) پس فردا بیا مطب برای معاینه لگن
رفتم بیمارستان nstکه دادم و معاینه گفتن دهانه رحمت ۴ سانت بازه و تا اخرشب زایمان میکنی
هیچ دردی نداشتم گذشت هی میومدن معاینم میکردن و میرفتن کم کم یه امپول تو سرمم زد و تازه داستان شروع شد
تمام بیمارستان رو سرم گذاشته بود
دردش وحشتناک بود
اما حس خوبی ک داشتم وقتی معاینم میکردن حین دردام انگار اروم میشدم تحریک میکردن دهانه رحممو
خلاصه بعد ۳ساعت درد کشیدن بچم دنیا اومد
داستان و خاطره بد من تازه بعد دنیا اومدن بچم بود
فردای اون روز مرخص شدم اومدم خونه
همش چشام سیاهی میرف نمیتونستم راه برم
دستشویی میرفتم مرگم بود همه جام میسوخت
نمیتونستم بشینم از شدت درد عین جنازه بودم
یکی دوبارم از هوش رفتم امبولانس میومد میبرد
خلاصه تا ۴۰روز عذاب کشیدم🤕