۵ پاسخ

آدرستون لطف میکنید

چطور میتونم عضو کانال بشم؟

سلام چطور میتونم باهاتون هماهنگ کنم؟

دوره بهم

عزیزم آدرس میدی من ملک شهرم

سوال های مرتبط

مامان آقا محمد مامان آقا محمد ۳ سالگی
مامانایی که درگیر تفریح و سرگرمی بچه هاتون هستید بیاید تا بگم...

تو این دو سه سال بچه داری به خونه‌بازی مختلف سر زدم و گزارش بعضی‌هاشون رو هم توی پست‌هام باهاتون به اشتراک گذاشتم؛ اما این یکی واقعاً بیشتر از همه توجهم رو جلب کرد! 🤩💕

فضای خونه‌بازی پر از بازی‌های متنوع و جذابه و پسرم حسابی ازش لذت برد. از اون جاهایی که بچه‌ها می‌تونن با ذوق و شوق بازی کنن و کلی خوش بگذرونن. ❤️

مدتیه دارم درباره برگزاری دورهمی‌های مادر و کودک فکر و تحقیق می‌کنم و جاهای مختلف رو بررسی می‌کنم تا بتونیم اولین دورهمی «دنیای آلا» رو کنار هم برگزار کنیم. 🌈🌱

برای همین با این خونه‌بازی صحبت کردم تا به‌صورت گروهی به اونجا بریم و خوشبختانه قبول کردن برای جمع ما قیمت مناسب‌تری در نظر بگیرن. 😍

💰 هزینه عادی خونه‌بازی ساعتی ۲۰۰ هزار تومنه؛ اما با هماهنگی من، برای جمع ما دو ساعت ۲۵۰ هزار تومان حساب می‌کنن! 🎉

حالا می‌خوام بدونم چند نفر از مامان‌های گل اصفهانی دوست دارن توی این دورهمی شرکت کنن؟ 🥰

📍 چون ممکنه این خونه‌بازی برای همه نزدیک نباشه، قبل از هماهنگی نهایی می‌خوام تعداد مامان‌های مشتاق رو بدونم. سری های بعدی محدوده های مختلف هم برگزار خواهم کرد

اگه پایه‌ای، بهم پیام بده و اعلام آمادگی کن تا ببینیم می‌تونیم اولین دورهمی دنیای آلا رو برگزار کنیم یا نه. 🧸💕

منتظر پیام‌هاتونم! 🤍
مامان جوجه مامان جوجه ۴ سالگی
واقعیت‌ها را از بچه‌ها پنهان نکنید

ذهن بچه‌ها ذاتاً داستان‌ساز و معنا‌ساز است. اگر واقعیت‌ها را برای آن‌ها توضیح ندهیم، با ذهن کودکانه خود داستانی می‌سازند که ممکن است غیرواقعی باشد، اما به تجربه زیسته آن‌ها تبدیل می‌شود. آنچه گفته نمی‌شود، از بین نمی‌رود؛ بلکه در ذهن فرزندتان به شکلی دیگر معنا پیدا می‌کند.

با این حال، منظور این نیست که هر واقعیتی را بی‌فیلتر و بدون در نظر گرفتن سن و ظرفیت هیجانی فرزندتان بیان کنیم. زمانی که فرزندتان متوجه تغییری در خلق‌وخو، شرایط زندگی، نگرانی‌ها یا اتفاقات اطراف می‌شود، گفتن جملاتی مانند «هیچی نیست»، «تو کاری نداشته باش»، «نگران نباش، همه‌چیز خوبه»، یا «برو بازی‌تو بکن» به او کمکی نمی‌کند. سکوت یا انکار، ذهن فرزندتان را آرام نمی‌کند؛ بلکه آن را به سمت فرضیه‌سازی‌های نگران‌کننده سوق می‌دهد.

قدم اول: توضیح آنچه فرزندتان دیده است

برای فرزندتان روشن کنید که متوجه چه چیزی شده است. می‌توانید بگویید: «چند روزی هست که ذهنم مشغوله»، «دلم غمگینه»، «متوجه شدم بیشتر با موبایل سر و کار دارم»، «حوصله بازی کردن نداشتم»، یا «زودتر عصبانی شدم». سپس از او بپرسید: «فکر می‌کنم تو هم متوجه شدی، نه؟» این نوع بیان، به فرزندتان کمک می‌کند تجربه‌اش را اعتبارسنجی کند.

قدم دوم: بازتاب آنچه از فرزندتان دیده‌اید

به او بگویید شما هم تغییراتی را در او دیده‌اید. برای مثال: «فکر می‌کنم تو هم بیشتر پای تلویزیون بودی»، «زودتر ناراحت می‌شدی»، «بیشتر به من نیاز داشتی»، یا «سعی می‌کردی کنارم بمانی». این بازتاب، به ذهن فرزندتان کمک می‌کند میان اتفاق بیرونی و احساس درونی ارتباط برقرار کند.
ادامه کامنت
مامان پسرم مامان پسرم ۴ سالگی
سلام مامانا میشه همتون بخونید اگر میتونید راهنمایی کنید واقعا دارم دیوونه میشم دیگه کم اوردم
پسرم سه سال و پنج ماهش هست،اصلا تحمل باخت یا خراب شدن بازیشو نداره، اگر کسی زودتر از اون ببره گریه و جیغ راه میندازه یا اگر مثلا داره بازی انجام میده یه کم اون بازی طبق چیزی که توی ذهنش هست پیش نره سریع بهم میریزه و بازم گریه و زاری راه میندازه، یا مثلا یه بازی رو اگه دوست نداره انجام بده اینو بدون گریه به من نمیگه، مثلا امشب بردیمش شهربازی اونجا ترامپولینگم داشتن پسرم با کلی خوش حالی رفت داخل ولی خداشاهده هر دو دقیقه یه بار میومد دم در ایراد می‌گرفت و میرفت داخل مثلا چرا اهنگ ندارن؟ چرا دورش تشک گذاشتن؟ چرا رنگش آبیه ؟ چرا به من نگاه نمی‌کنید؟ آخرم هنوز تایمش تموم نشده بود یهو با گریه و هق هق پرید بیرون که من اینجا و دوست ندارم نمیخوام بازی کنم اصلا خوب نیست بریم که دیگه از اون قسمت آوردیمش بیرون
حالا سوالم اینه نمیدونم رفتار من چه مشکلی داره یا اینکه چیکار کردم انقدر این بچه حساس شده؟ تک فرزند که هست و از طرفی هیچ بچه ای هم دور و برمون نیست