۱۴ پاسخ

سلام مامان ماهان نمیدونستم شما هم بارداری عزیزمممم مبارک باشه🥹❤️
دختر و پسر فرقی ندارن عزیزم ان‌شاءالله سالم و صالح باشه
اتفاقا دوتا بچه همجنس از خیلی لحاظ ها راحت تره. حموم بردنشون، اینکه لباس های بزرگه رو به کوچیکه می‌پوشونی، و اینکه قشننننگ باهم همبازی میشن😍🥹
به این فکر کن حتما خدا یه مصلحتی دیده که دومی هم پسر داده بهت، ان‌شاءالله به سلامتی فارغ شی عزیزم مراقب خودت و نینی باش

سلام عزیزم بسلامتی خداروشکر که بارداری
راستی بچه خواهرت خوبه؟

عزیز دلم اتفاقا پسر به در پسر میخوره دختر به درد دختر من میگم خدا کنه بچه بعدیمم پسر باشه
خودم بچگیم یه با داداشم بودم اصلا هم فاز نبودیم انگار من تنها بودم اون تنها همه چیزمون باهم فرق داشت

ای مامان ماهان سکرت و محافظه کار ،چرا نگفته بودی بارداری خودتم 😍😍عزیزم به سلامتی انقد خوشم میاد من هر سوالی داشتم تا جایی که میدونستی یا انلاین بودی جواب میدادی، ای ای نگو خانم خودشم در حده سه هفته عقبتر از من بارداره 😁😁😄😄اشکال نداره دوتا گل پسر دوتا داداشی واسه هم میشن پشت و پناه هم ،،یکم اولش سخته ادم تو تصورش برای یه جنسیت دیگه رویا بسازع و برنامه ریزی کنه بعد یهو جنسیت مخالف بشه .ولی ان شاالله زود کنار میای ،منم فکر میکردم دختر و پسرن ،وقتی فهیدم ار دوش پسره تا دو سه ردز یه جوری بودم انگار تو ذوقم خورده بود ولی خداهزار مرتبه شکرش ،قطعا صلاح و خیریت در این بوده 🙏تو ام شاکر باش ،عادی میشه برات

ایشالا سومی😃
ناراحت نباش گلم خدا حفظشون کنه زیر سایه امام زمان باشن انشالا
منم باردارم دو هفته دیگه جنسیتش مشخص میشه
جدا برام تفاوت نداره، تازه میگم اگه دختر شد تنها میمونه باید یدونه هم ابجی بیارم براش🤣

سلام عزیزم اخیی بگردم مبارک باشه چشمت روشن خیره ان شاءالله 😍😊
میتونم درک کنم چقد سخته ادم یه چیزیو از ته وجودش بخواد اما نشه و خواست خدا نباشه قلب ادم با امید و ارزو زنده است ولی خب آرزوها همیشه دست یافتنی نیستن
ان شاءالله دوره بارداری و زایمانت بخیر و سلامتی بگذرونی و به خوشی و سلامت بغلش کنی سخته نرسیدن به خواسته قلبی اما بغلش که کنی عشقش بریزه تو قلبت با این موضوع کنار میای

عزیزم دختر پسر هیچ فرقی نداره فقط دعا کن خدا بچه سالم و صالح بهت عطا کنه عمر و سلامتی بده بچه هاتو با عشق بزرگ کنی دیگه چی میخوای منم دوتا پسر دارم اولش دوست داشتم دومی دختر باشه ولی از پقتی به دنیا اومده خدارو شکر میکنم چون بهتر از این نمیتونست باشه.
مطمعن باش خدا بهترین هارو به بنده هاش میده هر چی که صلاحت باشه.

ای خدا عزیزم شماهم بارداری
به سلامتی خوش قدم باشه

وای دختر من حس تورو قشنگ درک. میکنما بچه اولم پسر بود و اونموقع جنسیت واسم مهم نبود و خداروشکر پسر شد
ولی واسه دومی خیلی دلم میخاست دختر بشه ولی خداروشکر اینم پسر شد اصلا ناشکری نکن منم وقتی رفتم آنومالی گفتن پسره درجا قبولش کردم و گفتم حتما یه حکمتی داره وای که نمیدونی چقدر پسرا بامزه هستن خصوصا دوتا داداش پشت سر همی
ولی قشنگ حس میکنم و میبینم که پسر بزرگم که دوسالشه مث دخترا هوامو داره موهامو جم میکنه باهام سفره جم. میکنه میرقصه و کلی چیز دیگه
عیبی نداره بابا مگه پسرا چشونه فوقش ما دوتا عروس داریم دیگه😂😜

اول ک تبریک. دوم چرا حسرت پس فردا عروس دار میشی بعدش دوتا پسر داری دوتا دختر😍😍😍

درود
تبریک میگم خوش قدم باشه براتون
و صحیح و سلامت 😍
دیگه پیش اومده و حتما حکمتی داره
وقتی در آغوش بگیریش حتما مهرش ب دلت میافته …ب خودت زمان بده کنار میای با این موضوع
حتی اونایی ک تعیین جنسیت هم میرن صد در صدی نیست باید خدا بخواد فقط

منم باردارم ۱۵ هفتم..
اولا ک باردار شدم با خودم میگفتم اگه پسر باشه چی.. بعد میگفتم ن خدایا حنما دختر باشه فقط دختر بودن رو ملاک ارزوم داشتم..
انقدر سر این بارداریم درد و مریضی و مشکل برا خودم و بچم پیش اومد ک گفتم خدایا فقط و فقط سالم باشه دختر و پسر هر چی بود برام مهم نیست هر چی تو بخای هر چی تو بدی شکرت

عزیزم دختر پسر فرقی ندارد...
درسته خیلی دوست داشتی...
خداروشکر ک سالمن بچه هات...
خیلیا هستن توی همین انومالی ها میگن بچه هاشون مشکل دارن بدبختا نمیتونن سقط کنن یا خدای نکرده خدا بهتون دختر مریض میداد چی؟؟
انشاالله ک اگه چندسال دکه بچه خواستین خدا بهتون دختر بده اگه ک ن بشین مادر خوبی برای عروساتون...
زندگیتون به خوشی عزیزم

عزیزدلم میشه درخواست بدین بهم پرم فداتشم

سوال های مرتبط

مامان هانا مامان هانا ۲ سالگی
مامان خوشگل خانم مامان خوشگل خانم ۳ سالگی
سلام خوبین مامانا
سوالی داشتم خواهش میکنم ساده رد نشین جواب بدین 🙏🏻

دخترم تازگی‌ها خیلی‌ خیلی لج باز شده خیلی اصلا حرفم و گوش نمیده هرچی میگم برعکس شو انجام میده منم که اعصابم داغون شده همش سرش داد میزنم خیلی منو عصبانی کنه میزنمش و بعدشم کلی پشیمون میشم دو سه هفته میشه که درست غذا نمیخوره و من بی تفاوت بودم و اصلا اصرار نمی‌کردم تو ماه رمضون هم خودم روزه بودم دخترمم اصلا درست چیزی نمی‌خواد دیگه رد دادم خسته شدم از دست کار هاش همش خراب کاری یعنی هیچی برام نذاشته هرچی بوده خراب کرده هرچی هست از دستش قایم میکنم که نبینه و خراب نکنه نمیدونم راهش چیه و باید چیکار کنم کمکم کنید
امشب توجه کردم که دخترم انگار زیر چشم ها گود شده و سیاه رنگ صورتش هم زرد شده خدایا من چه مادری هستم خدا منو نمی‌بخشه 💔😭 حساس گناه میکنم لعنت به من لعنت به من
من روزی عاشق دخترم بودم چی شد که اینقدر بی تفاوت شدم بی حس و بی توجه به جیگر گوشم خدا ازم نگذره خیلی بد کردم در حق این دختر خیلی وقته حواسم نیست بهش چی بدم یکم جون بگیره و اینکه دیگه لج بازی نکنه





پوشک
پوشک
پوشک
پوشک
پی‌پی
بچه داری مادر بودن
این بچه مادرش دیونه شده
این بچه لاغر شده
شیر خشک
کولیک شیرخواران
دل‌دردی بچه

.
مامان ارتین مامان ارتین ۳ سالگی
خیلی دلم میخاد بهدخود قبل بچه داشتنم برگردم
من قدیم بشدت کتاب خون بودم عاشق کتاب بودم ،، اهنگ‌ گوش میدادم ،، رنگ امیزی میکردم،، فیلم که نگم براتون ایرانی خارجی ینی بشدت علاقه داشتم ،، به خودم میرسیدم عاشق ارایش کردن و تیپ زدن بودم ولی نگن براتون الان چقد دور شدم از خودم
میام کتاب شروع کنم ده صفه میخونم حوصلم نمیکشه دو قسمت فیلم میبینم وقت نمیکنم انقد نمیرم سراغش که از شوق میفتم ارایش و تیپ زدن که اصلاااا در بدترین وضعیت میرم بیرون هنر کنم موهامو شونه کنم ، انقد ابجیم دعوام میکنه میریم بیرون میگ ارایش کن به خودت برس
روزا که اصلا با بچه وقت نمیکنم یا نمیزاره فیلم و کتاب رو شبام میگم یکم بیام با خودم خلوت کنم میبینم انقدددد خستم بخابم بیشتر به خودم لطف کردم
به خودم رسیدنم که اصلا نمیدونم چم شده اصلا انگیزه ندارم دیگ مامانای خوشگل و خوشتبپ و میبینم انقد حسرت میخورررم،، باورم نمیشه این منی ام که یه دنیا ماسک و روتین پوستی داشتم الان یه ابرسان و یه روز میزنم ده روز نمیزنم
خیلی دلم میگیره خیلی... شاید همش بخاطر اینه که تمام این دوسال و نیم ۲۴ ساعتشو خودم تو بچه داری تنها بودم تو شهر غریب کسی و نداشتم شوهرمم همش سرکار بوده و فرسودگی باعث این عوض شدنمه...
تو این عکسم عید مامانم اینا خونمون بودن بچمو گذاشتم پیشش به اصراذ ابجیم پاشدم بعد مدت ها به خودم رسیدم رفتیم کافه...
#فرزندپروری#پوشک#جیش#اسهال#مای بیبی#پی پی#استامینوفن
مامان علی مامان علی ۲ سالگی
سلام مامانا صبح پاییزیتون بخیر
یه سوال چند وقته بچه ها تون رو از پوشک گرفتین ؟
من پسرم رو ۲ ماهه که از پوشک گرفتم ، تقریبا فکر میکنم که ۲۰ روز هم طول کشید تا کامل بدون خطا یاد گرفت ، جوری بود که صبح از خواب بیدار میشد من خواب بودم خودش میرفت دستشویی بعد منو صدا میکرد که برم دست ایناشو بشورم ، یا مهمونی یو بیرون میرفتیم وقتی دستشوییش میگرفت سریع میگفت مامان جیش دارم میرفتیم دستشویی ، ولی الان یک هفتس که انگار دوباره برگشته به قبل دوباره دستشویشو نمیگه ، جیش میکنه شلوارش ، توی این یه هفته اینقد من خونه رو شستم که پدرم در اومد ، بعد از این زورم میاد که من وقتی پسرم رو کامل از پوشک گرفتم ، دیگه مطمین شدم بدون خطا میگه کلا خونه تکونی کردم همه چیمو شستم ، باز الان شروع شده
واقعا حالم بده نمیدونم چیکار کنم
با مهربونی گفتم ، با دعوا گفتم ، جایزه دادم ، ولی انگار دوباره برگشتیم سر خونه ی اول بعد از ۲ ماه که بدون خطا بود دوباره برگشتیم اول
به نظرتون مشکل کجاست چیکار کنم
شما این مشکل رو داشتین ؟
لطفا تجربیاتتون رو بگین در این باره 🥲
مامان 🪷متینا🪷 مامان 🪷متینا🪷 ۳ سالگی
خب قضیه از پوشک گرفتن کنسله!!!
رفت تو فاز لجبازی
لجبازی ناجور
احتمالا از نظر روحی آماده نبوده با وجود اینکه با محیط دستشویی آشنا بود
یه عالمه کتاب براش خونده بودم و تعریف کرده بودم
دو روز اول همکاری داشت
آخرای روز دوم عصبی و خسته شد
روز سوم کف رفت به نازش و سوخت موقع جیش و دیگ رفت تو فاز نمی خوام🫠🫠🫠
منم واقعیتش آنقدر این ایام اضطراب ها و فکر های زیادی بهم حمله کرده که دیدم نمی تونم باهاش همراهی کنم و دعوای سنگینی باهاش کردم آنقدر که بچه ام می گفت مامان عصبانی شد متینا گریه کرد😭😭
از دیروز هم فاز قشقرق از درجه ای که بود ۱۰ برابر شده و نمی دونم تا کجا میره
از نظر روانی نمی تونم هم قشقرق مضاعف رو کنترل کنم هم پوشک گرفتن رو
یه علت اینکه بی خیال شدم اینه که قرار بود آخر شهریور اسباب کشی کنیم ولی تاریخ تغییر کرده به دیگ آخر تیر بلند شین توسط صاحب خونه محترم……
دیدم خیلی فاصله اش کم میشه بین پوشک گیری و استرس اسباب کشی
بچه و خودم نابود میشیم….
هنوز پوشکش رو باز نکرده بودم و با پوشک می بردمش و میاوردمش
پس مشکلی که نداره با این اوضاع رها کنم؟؟؟
نظرتون چیه؟؟؟
به خدا آنقدر گریه دارم که خدا می دونه!!!!
برو فرزندپروری
مسئله پوشک و قشقرق دو سالگیه
اخلاق داغون دو سالگی
یه مادر که کم آورده