۸ پاسخ

من‌چی‌بگم‌مامانم هفته پیش اومد‌خونمون بعد داداشم هم زنگ‌زد اومد دیدم‌سرماخوردس هیچی دیگه سریع دخترم آبریزش بینی و سرفه شروع شد امروزم میبینم پسرم سرفه‌میکنه 🫠انقد عصبانیم تازه مامانم میگه آره پاییزه حساسیته وایناس
چندماه پیشم جاریم روز‌چهارم ابله مرغون پسرش اومدخونمون ببین وقتی دیدم پسرشو
ینی داشتم آتیش میگرفتم‌گفتمش چرا اومدی بچه های من نگرفتنه هرهر خندید عه خب بالاخره میگیرن‌دیگه تو سن پایین بهتره
ینی من ۲هفته تمام استرس داشتم نذرنیاز کردم بچه هام‌نگیرن
کلا اطرافیان من مریضی اینا واسشون مهم نیست😬

من اینجور مواقع به روی طرف مقابلم میارم مریضیش رو و مستقیم میگم که فاصلشو با بچه حفظ کنه . سر بچه‌ام اصلا با هیچکس تعارف ندارم .

اخ حرف دل منو زدی از دیروز تا حالا پسرم تب کرده
الهی بمیرن که خودشون چیزیشون نمیشه اما بچه کوچیک مریض میکنن

واقعا خدا لعنتشون کنه هزاران بار بی فکرا
حالم از این آدما بهم میخوره و حالم از اونی که میگه مگه چه اشکال داره بچه باید سرمابخوره یا سالی سه بار باید سرما بخوره
اخه ادم نفهم بچه سرمابخوره از غذا و شیر و همچی دلش میزنه بعد متوجه هم نمیشه جون مادر هم درمیاد🔪🔪🔪🤦🏼‍♀️انقدرررررر بدم میاد ازشون که نگوگگوگو

درک شعور صفررررر واقعا بعضی از ادما دلشون بند نیست که بچه طرف مریض بشه یا نه خودشون که خرج نمیکنن

چقدر بدم میاد وقتی مریضن و به روی خودشون نمیارن

آره واقعا فک نمیکنن بخاطر یع بوس اونا چقد بچه اذیت میشه واقعا احمقن یسریا

واقعا درک و شعور ندارن. بچه طفلک گناهی نداره که اذیت بشه. من بارها شده وقتی بعداز مدتها رفتم خونه پدرم ، اگه خواهر یا برادرم مریض بودن اصلا نیومدن دیدن بچم که مریض نشه بااینکه خیلی وقته ندیدنش.
بچه کوچیک خیلی مظلومه بخدا 😔
ان شاالله که حالش زودتر خوب بشه

سوال های مرتبط

مامان محمد امین مامان محمد امین ۱ سالگی
خدا بکشه آدمهای نفهم و تا بقیه راحت بشن دیگه از دستش زله شدم
اولین باره برای یه نفر نفرین میکنم
شوهرای شما هم فقط لج میکنن با شما
بیشعور هفته پیش مریض شده بعدشم تب خال زده یکساله هر روز صد بار گفتم بچه رو نبوس به بچه هم منتقل میشه فیلم نشونش دادم دلیل آوردم خودش و زده به اون راه میگم سرما خوردی به بچه نزدیک نشو میگه تو منو از بچم جدا می‌کنی اون روز دیدم تب خال زده میگم تب خال زدی میگه نه جوش چززی نیست بعد فرداش میگه بد جوری تب خال زدم دیروز هی بچه رو بوس می‌کنه میگم سرما خوردگی به جهنم تب خال زدی میگه به تو چه از لج من دستها و چشم های بچه رم بوس می‌کنه سر اون بد جور زدیم به تیپ وتاپ هم دیگه هیچ کدوم شام نخوردیم امشبم به پسرم آهن دادم چایی ریختم برا شوهرم میبینم از اون لیوانی که خودش خورده دهنی به بچه هم چایی میده میگم نفهم سرماخوردی و تبخالم داری به جهنم رعایت نمیکنید آخه دیگه موقع خواب بچه چایی چیه خودشم بعد آهن هم آهنش از بین رفت هم خواب از سرش پرید میگه ون آهن تاثیری ندارد بعدشم نمیتونی بچه رو بخوابونی بهونه نیار بعد برداشته به بچه خرما میده دیگه دارم از دستش دیوانه میشم میگم ای خدا توی دنیا نفهم تر از این و خانواده هم وجود داره آخه من چه گناهی کرده بودم سی ر راهم قرارشون دادی انقدرم خوب نقش بازی میکنن همه میگن تو مقصری