خانومااااااادخترم الان بغلم خوابیده بود رو تخت یهو دستش خورد به سینم گف مامان واس ممه جی هات آستین کوتاه پوشیدی😆
سوتینم اکثرا راحتیه وقتی مهمون میاد یا میرم مهمونی اسفنجی میپوشم😂
اونو‌دقت کرده انگار
با اینکه اصلا جلوش لباس عوضی نمیکنم یا سوتین اینا اسمشو نمیگم اما بازم توجهشو جلب کرد
بعد همسرمم پیشمون بود دیگه خندش گرف 😅
یکم بعدش رومو کردم سمت همسرم ک بغلم کنه گف بزا این بخوابه بعد
من بدم میاد از اینکه اینکارارو براش عادی ساژی نمیکنیم
الان بچه خواهرم سه سال بزرگتر از دخترمه
هیچ توجهی نسبت به این کارا نداره با اینکه پسر بچست
اما دخترم من کنجکاوه شاید چون ازش مخفی میکنیم
به نظر خودم این کارمون اشتباهه مثلا بچه باید بفهمه بدونه منو باباش همو دوس داریم
بوس بغل پیش بچه کلا ممنوعه از نظر همسرم میگه ک میره پیش بفیه میگه مثلا پدر یا مادر بزرگش
شما نظرتون راجب این بحث چیه؟ تا حالا شده جلوی بچتون هم دیگه رو ببوسید یا بغل کنید و ابراز علاقه کنید؟

۷ پاسخ

ما برعکس روال قبل هرچی بود همونطوریم.وقتی همسرم بوسم میکنه فوری شاهانم تکرار میکنه
نظر شما درسته
دعواهامون بحثامون جلوی بچست بعد یواشکی محبت کنیم . درست نیست

اتفاقا نظر شخصی من اینه بزرگترین کاری و یا چیزی ک یک بچه رو خوشحال میکنه اینه.. ک بدونه ماذر و پدرش همو دوست دارن.... بارها دختر بزرگم کفته چقدر لذت میبرم ک بابا دوستت داره احترام میذارم و مناسبت ها یادش نمیره ..... اتفاقا همسرم میره سرکار همو بغل میکنیم و بوس و برعکس وقتی میاد... کلا ابراض علاقه داریم حتی بچه هامم یاد گرفتن.... همیشه باباشون میگه مامان برای شما مامانه.. برا من ملکه هست.....

من همسرم از سرکار میاد بغلش میکنم روبوسی میکنیم تی وی دیدنی کنار هم دراز میکشیم لباس بالا تنه پیشش عوض میکنم حموم دیگ باهمیم کلا سعی میکنم تا یه حدی عادی کنم براش ولی دیگ پیش از حد نه

نه اتفاقا درستش اینکه بچه ببینه و یاد بگیره یعنی چی که زشته میره تعریف میکنه بره تعریف کنه چی میشه مگه زن و شوهرید دیگه

همسرمنم مثل همسرشماست امامن مخالفم میگم یه بوس وبغل مگه چی میشه امااون اصلاگوش نمیده

دخترمن کوچیک بود یعنی ۳سال اینا کلاهمچی رو برای پدرشوهرم ومادرشوهرم توضیح میداد
یه دعوا کردیم گفت بابام قهر کرد مامانم بابامو بوس کرد
یا با شوهرم کشتی گرفتیم رفت گفت اونا پیش خودشون فکرای دیگه کردن😂
ولی الان ۶سالشه هیچوقت نمیگه
با اینکه ازش میپرسن میگه زشته دیگه ازاین سوالها نپرسین خودش گفته بهم

من خودم میگم بوس و بعل و محبت بین پدر و مادر بچه باید ببینه
بوس و بعل که کار خاصی نیست

سوال های مرتبط

مامان "  yasna " مامان " yasna " ۳ سالگی
مامان حسین💙 مامان حسین💙 ۹ ماهگی
مرحله اول اینکه بچه طی دو هفته اشنایی پیدا کنه با دسشویی اینکه معنی و کاربرد دسشویی رو بدونه و بفهمه کاربرد دسشویی برای ادمها چیه روانشناس به من گفت برای این کار چندین روز وقتی میری دسشویی لای در رو باز بذارید و به بچتون بگید میرم دسشویی چون جای پی پی و جیش اونجاست و اینکه با خمیر بازی قهوه ای برای عروسکش پی پی درست کنید و باهم برین دسشویی و شلوار عروسک رو در بیارید و اون خمیرهارو بریزید دسشویی و بگید پی پی ها رفتن خونشون و...
بعد یه مدت دیدم دخترم خودش میگفت پی پی دارم بیا بریم دسشویی که بره خونشون نیاد داخل بیبی(مامانها این کارها بیشتر برای اینکه بچه حس کنه قبل از اینکه جیش یا پی پی بکنه حسشو بتونه درک کنه که چه لحظه ای نیاز به دسشویی رفتن داره)
دوم اینکه
بچتون از لحاظ بدنی آماده باشه اینکه خوب راه بره خوب از دستهاش استفاده کنه بتونه لباسش رو در بیاره یا بپوشه منظور اینکه بتونه از توانایی های خودش استفاده کنه
سوم اینکه اگر از پوشک گرفتین کلا باید پوشک رو ترک کنید اینکه یبار پوشک کنید یبار نه بچه دچار دوگانگی میشه و کنترل روی مدفوع و جیش رو از دست میده
مامانها من این آموزش رو تی چند ماه روی بچم پیاده کردم تا خوب آمادگیش رو پیدا کرد بعد از پوشک گرفتم و مهم ترینس همین نکات بود که خیلی کوتاه گفتم امیدوارم بدردتون بخوره
مامان امیر مامان امیر ۳ سالگی
پسرم تازگیا خیلی خیلی از همه چیز میترسه،و به شدت به پدرش وابسته اس تازگیا باباش میره بیرون مدام گریه و بهونه میگیره انگار باباش خونه نیس خیلی میترسه،قدیمیا میدونن پسرم رفلاکس داره و شدید بی اشتها و بد غذاس به زور بهش یدونه موز دادم بخوابونم شوهرم رفت داروخونه بچم گریه کرد بالا آورد،دعواش کردم خودمم گریه کردم خودشم یه ساعت گریه کرد، من هرکاری میکنم بچم منو دوس نداره خیلی دلم میگیره من ۲۴ ساعتم خونه نباشم سراغمو نمیگیره، ولی باباش میره سرکار تا برگرده مدام میگه بابا، من دوستشو میارم میگم بازی کنید غروبا همیشه میبرمش خانه بازی، ولی خیلی بهونه گیره بچه های دیگه رو میبینم خیلی آرومن انقد بهونه نمیارن ولی بچه من مدام بهونه میگیره انگار خیلی لوس شده، از این بابتم دلم خیلی میگیره ک از نوزادی تا الان هیچوقت منو دوس نداشته و براش مهم نبودم همیشه بهم میگه تو برو تورو دوس ندارم، هیچوقت سمتم نمیاد بگه منو بغل کن ولی میره سمت باباش هی میگه بغلم کن