بعد از یک ماه من اومدم از تجربه زایمانم بگم
برای مراقبت رفتم دکتر ۳۸ هفته معاینه شدم گف ۱سانت بازی میتونم الان بستریت کنم بزایی اما روندش طولانی میشه برو خونه هرموقه دردت شروع شد خونریزی داشتی یا کیسه ابت پاره شد بیا
دو روز گذشت
صبح ۱۲ بیدار شدم رفتم سرویس بعد از سرویس ک بلند شدم حس کردم یچیزی ازم ریخت اولش فک کردم چون خودمو شستم اب بوده حالا ب اینم شک کردم ک کیسه ابه پس چندیقه دراز گشیدم بلند شدم دوباره ریخت ک حدسم ی یقین تبدیل شد زنگ زدم همسرم اومد خونه وسایل جمع بود اماده شدم رفتیم بیمارستان گفتم داستان اینه ازم تست امینوشور بگیرید گرفتن گفتن منفیه باز محض اطمینان بریم سنو ،سنو گف بعلهههه اب دور جنین صفر بستری شو
ساعت ۵عصر بستری شدم اولش خیلی خوشحال شاااد ک میخوام بزام خب دردی نداشتم ساعت۷ سرم امپول فشار زدن تا ۱۰شب معاینه کردن گفتن ۳ سانتی خوب پیش میری
همینو ک گفتن قفل شددیگ
ساعت ۱۲ اومدن گفتن ۳ سانتی باید تاصب حداقل ۶ بشی پس هرنیم ساعت ورزش کن راه برو
این داستان تا ۳ صب ادامه داشت ک کم کم انقباضام شروع شد خیلی ضعیف باز من عین خیالم نبود
ساعت ۷ صب اومدن چک کردن باز همون ۳ سانت بودم اینم بگم من اصلا نخوابیدم تاصبح صدای nst نمیزاشت اصن چون دردم ملایم بود هی نفس عمیق میکشیدم کنترل میشد
دیگ از ساعت ۱۰ صب دردام شدید شد گف اگ میتونی تحمل کن
من عربده میزدم اینام هریساعت معاینه میکردن همون ۳ سانت نونده بودم
بقیش پست بعدی میزارم

۰ پاسخ

سوال های مرتبط

مامان نورا کوچولو🧿 مامان نورا کوچولو🧿 ۱۳ ماهگی
مامان ساحل و سهیل 🤍 مامان ساحل و سهیل 🤍 ۱ سالگی
من اومدم با تجربه زایمان بچه دومم
من روز ۱۲ صبح حالم خوب بود پاشدم خونه جمع کردم رفتم خونه مامانم از اونجا اومدم یکم درد داشتم فقط رفتم صدا قلب بچه گوش دادم گفت ۱ سانتی خوبه قلبش برو پیاده روی کن
من اومدم خونه یکم ورزش کردم و پیاده روی کردم و رفتم ی دوش گرفتم
اومدم آماده شدم تا برم ان اس تی
رفتم ان اس تی و همه چی خوب بود معاینه کردن گفتن دو سانتی بستری نکردن گفتن هنوز زیاد مونده تا زایمانت برو خونه هر چی گفتم بستری کنید بستری نکردن راهم دور بود
اومدم خونه خمین ک رسیدم خونه نیم ساعت بعدش ی چی انگار ت دلم افتاد پایین تق صدا داد کیسه آبم پاره شد
و راه افتادیم تا بیمارستان ۱ ساعت راهه دردام‌داش شروع میشد رسیدم بستری کردن معاینه گفتن ۳ سانتی
دردام اولش قابل تحمل بود رفته رفته با سرم بیشتر شد هر ۱ دقیقه ۱ بار بود دیدن دردام زیاده اومدن سرم قطع کردن
گفتن ببینم درد عادی خودت چقد خر ۵ دقیقه ی بار شد گفتن اگه حس مدفوع داشتی مارو صدا کن صدا زدم اومدن دیدن گفتن ۴ سانتی
کردم از درد انقد جیغ داد زدم
رفتم سرویس واسه ادراد ک وقتی اومدم دردم بیشتر شد جیغ زیاد شد گفتم ی چی داره میاد بیرون انگار ک اومدن نگا کردن گفتن ۷ سانتی بردن زایشگاه انقد روز زدم میگفتن نمیخوایم پاره بشی ولی انقد زور زدم خودم پاره شد پوستم بدون اینکه اونا تیغ بزنن
ساعت ۴و ۴۰ دقیقه پسرم ب دنیا اومد همه دردام ر راحت شدم اون لحظه بعد اینکه اومد بخیه بزنه بهم یکم درد داشتم فقط
پسرم ساعت ۴ و ۴۰ دقیقه ب دنیا اومد دادن بغلم الانم فعلا بستریم تا فردا سر زایمانم برای همه مادرا دعا کردم انشالله همه بسلامتی راحتی زایمان کنن بچه اشون بغل کنن
من ک با اینکه بچه دومم بود سخت زایمان کردم
مامان شاهان♥️ مامان شاهان♥️ ۳ ماهگی
پارت ۲
اومدم خونه تا صب دردام شدیدترشد هر ۳ با۴ دقیقه میگرف ۴۰ثانیه ول میکرد زنگ زدم ب ماما گفتم اینجور بستری نکرد گف یکم ورزش کن دوش بگیر باز تا ظهر صبرکن برو
دیگ اون بیمارستان نرفدم چون اپیدورالم نداشت گفته بودن فقط گازه
رفتم بیمارستان گفتم شاید اینجام بستری نکنه معاینه کردن گفتن هنوز یه سانتی من کلا ناامید شدم ولی بستری کردن رفتم بخش زایشگاه با کلی گریه و ترس چون واقا سابقه بستری و بیمارستان اینچیزا نداشتم خیلی تنهاحس میکردم خودمو
رفدم گفتن باید ۴ بشی ک مامات بیاد قبلش نمیاد اصلا
خلاصه اومدن امپول فشار وصل کردن
بد برام یچیز دراز مانندی ک فک کنم اسمش بالون بود گزاشتن دهانه رحمم
۵تا امپول بزرگ ک توشون نمیدونم چ داروی بود ریختن توی اون وسیله اون هی بزرگتر میشد توش دهانه رحممو باز کنه
بد نیم ساعت ۴۰دقیقه اومدن معاینه کردن گفتن شد ۴ سانت من خوشحال شدم ولی دردا زیادتر شد منظم با فاصله کم ک حتی نمیشد وسطا استراحت کرد
ناله میکردم واقا
ماما همراه اون موقع اومد
هی ورزش داد بهم اب داغ میگرف به کمرمو شکمم ماساژ میداد ولی من تا ۳ ساعت همون ۴ موندم
مامان اصلان مامان اصلان ۳ ماهگی
پارت دو
ول میکرد کارامو انجام دادم رفتم زایشگاه قبلش بقیه بهم گفتن مگ میخای بچتو از شکمت بفرستی مدرسه ۳۹ هفنه و ۴ روزی برو زایشگاه مگ‌ اونا قبول میکرد گفتن قبول نمیکنبم تا وقتی ک دردت شروع بشه یا کیسه اب پاره بشه معاینه شدم گف دو سانتی بعدش رفتم مطب دکترم برام معاینه تحریکی انجام داد اصلا درد نداشت همش میگفتم درد داره دکترمم میگف معاینه رو ب خاطر درد انجام میدیم ک زود تر دردت شروع بشه خلاصه گف رو ب س سانتی دو ساعت پیاده روی کن ب شب هم‌نمیرسی و زایمان میکنی نامه نوشت گف بعد دو ساعت برو زایشگاه معاینه شو بعد بهم زنگ بزنن بگن پیشرفت کردی یان رفتم خونه دوش گرفتم ورزش کردم دردام بیشتر شد در حدی ک کمش ده دقیقه شد و قابل تحمل و کم بود گفتم بزار از دوساعتی ک دگتر گف یکم دیر تر برم ک دردامو خونه بکشم و کمترشه ساعت ۸ رفتم دیگ نتونستم دردامو کنترل کنم رفتم معاینه شدم گف ۵ سانتی موقع معاینه هم کیسه ابم پاره شد بعد دیگ خاستن رگ و بگیرن و سرم وصل کنن ک دردام بیشتر شد و با تنفس کنترل میکردم ک گفتن ۸ سانتی بردن اتاق زایمان دردام بیشتر و بیشتر میشد یهو گفتن فول شده و همه بدو بدو وسایل هارو اماده کردن
مامان آیهان👶💙 مامان آیهان👶💙 ۱۳ ماهگی