۱۹ پاسخ

وای آخه چه ربطی داره؟ بچه دو ساله دیگه قندش به یه کم شیر وابسته نیست
به نظرم اگه من بودم یه دکتر دیگه هم نظرشو میمرسیدم

واقعا چرا اینجوری رفتار میکنید !!!!!!! صد سال پیش هم این مدلی رفتار نمیکردن بنظرم .

من تدریجی قطع کردم یکی از فوبیام بود بخدا نفهمیدم چیشد یهو تموم شد اوایل صب تا ظهر ندادم بعد ی هفته کردمش صب تا عصر ی هفته بعد. فقط شبا موقع خواب میدادم سه شبانه روز ندادم گریه میکرد دنت میدادم شیر سرد دوست داشت بعد سه شب دیه بیدار نشد حتی برا شیر

خب نباید یهویی میگرفتی
منم بچمو به مرور کم کردم
۱ز ۱۸ماهگی شروع کردم ۱۹ قطع شد کامل

البته قبلش آمادگی دادم بهش
یهویی خب معلومه بیتابی میکنه
جدای ازاینکه منبع غذاییشه منبع آرامشش هم هست
دوسال بامکیدن احساس آرامش کرده یهو بگیری مریض میشه خب

خوب. تعجب می‌کنم. چتوتونستی تحمل کنی. ۵ روز چیزی نخوره. یه مشورت. بهت میگفت. شیر. بده ۰

تدریجی بگیریش

عزیزم چقدر وابسته س، دختر منم وابسته س هنوز اقدامی نکردم 🥲

درسته واقعا، من دختر ۱۹ ماهگی شیرشو یهو قطع کردم کلا قاطی کرد اعتصاب اب و غذا کرد صورت همه رو چنگ مینداخت خلاصه دوباره بهش دادم ولی وعده هاشو کم کردم تا وقتی ک شد روزی دو وعده
بعدش تو ۲۴ ماهگی از شیر گرفتمش اصلا اذیت نکرد خیلی خوب کنار اومد....

خوب عزیزم شماهم بهش شیرپاکتی یاتولیوان نی داربده یعنی پاستوریزه بخوره کم کم ازسینت جدامیشه مطما باش

منم تدریجی گرفتم دختر من فوق العاده وابسته بود طوری که واقعا فکر میکردم نمیتونم و نمیشه ولی با کمک خدا تونستم ببین من تو ۴ هفته گرفتم هفته اول صبح عصر برا خواب و شب و نصف شب میدادم هفته دوم عصر ها را حذف کردم هفته سوم صبح ها را حذف کردم هفته چهارم شب ها و نصفه شب ها را حذف کردم فقط بهش میگفتم مامان تو دیگه بزرگ شدی نباید مه مه بخوری مثل دوست هات باید غذا بخوری تو این یک ماه خوراکی و غذا هایی که دوست داره را دادم شب ها تو ماشین می‌خوابید بعد می آوردمش خونه ببین خیلی اذیت کرد گریه کرد منم خیلی اذیت شدم ولی تاب آوردم بخاطر خودش و باید هواست باشه که بدنش کم آب نشه باید بطری یا لیوان های جدید و نی های جدید بگیری به هر بهانه ای آب و شیر ماجان و آب میوه بدی هر وقت بهونه شیر میکنه یه چیزی بهش بدی بخوره شیر یا آب میوه یا غذا بعد بتونی براش چند تا کتاب بگیری یا اسباب بازی وقتی بی تابی میکنه بهش بدی و صبررررر کنی مطمئن باش خدا کمکت میکنه و راحت میگیری و نه بچه اذیت میشه نه خودت ققط تو هوا سرد نشده باید بگیری تو زمستان و تابستان نباید بگیری ببین من یه شب ۳ صبح پاشد تا ۹ صبح بهونه می‌گرفت اینقدر بازی کردیم تا خوابش برد من تو تاب هم میزارمش می‌خوابه گناه داره تدریجی بگیر حالا که اینقدر حساس هست

واااااااا چ‌چیزا🫤بخدا اصلا نشنیدم همچین چیزیو.خب شاید قندش افتاده .بعش شیر پاکتی میدادی،یا ابمیوه. من تا۵روز اول. اب میوه دادم بعدش شیر پاکتی

اخ عزیزم فشار عصبی هم بهش وارد شده
ببین بچه ها تو این سن خیلی حساسن خیلی میفهمن بچه ارامش و وجود تورو با شیر میدونه قطع شیر براش قطع حمایت و عاطفه توعه🥲🥲🥲

خیلیاااا یهویی میگیرن قدیم اصلا تدریجی نبود همه یدفه میگرفتن شاید دلیلش چیز دیگه بوده دکترش دکتر خوبی بود

وای دقیقا نورا ام همینه دوروز شیر قطع کردم بی حال بود همش میخوابید عصبی شده بود بعد دیدم داره از بین میره داذم

الهی عزیزم ببین بچه چقدر تو فشار بوده

بخاطر شیر یهو از حال رفت😳 ای وای من چ وحشتناک الان خوبه حالش!؟

😭😭😭😭😭😭😭
یاد پسرم افتادم که به خاطر دخترم مجبور شدم یه شبه قعطش کنم
هیچ وقت خودم رو نمیبخشم و خدا هم منو نمیبخشه

من که گفتم بهت خواهر من
بچه قندش میفته
من دختر بزرگمو یه ماه طول کشید
ایشون هم دوهفته
مدام چیزای شیرین و خوراکی تو دستمه بهش میدم

تدریجی هم ممکنه یکسال طول بکشه؟

سوال های مرتبط

مامان بهارسادات🥰 مامان بهارسادات🥰 ۳ سالگی
بعد از ۳ روز اومدم تجربه از شیر گرفتن دخترم رو براتون تعریف کنم. قبلش بگم‌که دخترم شدیدا به شیر مادر وابسته بود. حتی موقع خواب زیر سینه باید خواب میرفت ، وسط شب چندین بار واسه شیر بیدار میشد و و اصلا شیرخشک با شیشه نمی خورد.
من از یک هفته قبل از این که کامل شیر رو قطع کنم، در یک هفته کم کم وعده های شیر روز رو کم کردم تا این که کامل شیر روز قطع شد. بعد از یک هفته هم برای قطع شیر شب به سینه صبر زرد زدم و روش چسب برق زدم . وسط روز بهش نشون دادم که برای شب آمادگی ذهنی داشته باشه. سینه رو که دید ترسید و دیگه پیشم نیومد. عصر هم رفتیم بیرون هم این نتونه عصر بخوابه و هم این که حسابی خسته بشه که شب زودتر خوابش ببره. برای خواب هم فقط بغلش کردم و فقط سرش رو سینه م گذاشت و خوابید. تو طول شب هم هر دفعه بیدار شد بهش آب دادم و بغلش کردم . اگه اهل معنویات هستید یه سری دستورات از نظر اسلامی هست که روایت شده رعایت کنن و من برای این که خیلی نگران از شیر گرفتنش بودم اونا رو هم رعایت کردم . اگه دوست داشتید می تونم براتون بفرستم
فکر از شیر گرفتنش مثل غول شده بود برام که خدا رو شکر خیلی راحت پشت سر گذاشتم
مامان فندق و گردو مامان فندق و گردو ۳ سالگی
خواهشا کسی نیاد اینجا نصیحت بنویسه راجع به چیزی که میخام بگم امشب پسرم رو برده بودیم پارک یه پارک تو یه منطقه ی بالا شهر همه بچه ها تو قیمت وسایل بازی خوشتیپ بودن و تمییز و مرتب پسر من افتاده بود دنبال بدتیپ ترین بچه ی دنیا والبته شلخته ترین و نچسب ترین که یعنی واقعا خواستنی نبود من اصلا به ایناش کار ندارم خیلی چرک بود و کفش نداشت جورابم نداشت فقط این یه دونه بچه تو پارک اینطوری بودپسر من ثانیه ای ولش نمی‌کرد مدام دنبالش میرفت هر کاری اون میکرد اینم میکرد با همون پاهای برهنه مثلا دویید رفت تو دشویی پارک که شوهرم بدو بدو رفت پسرم رو گرفت ما جفتمون خیلی مایه شدیم ولی من چیزی نگفتم بغلش کردیم رفتیم نگم چه اشکایی می‌ریخت واس اون بچه چون مطمئنم پارک نمیخاست اصلا بازی نکرد فقط چسبیده بود به اون رفتیم یه پارک دیگه که از دلش دراد مطمئنم باورتون نمیشه اینجا هم رفت نچسب ترین و نخواستنی ترین و کثیف ترین بچه رو انتخاب کرد ما شُکه شدیم شوهرم خیلی خیلی ناراحت شد گفت لابد بزرگم شه میخاد بره دنبال آدمای به درد نخور این بچه هایی که میگم دقیقا اونایی بودن که پدرومادراشون تو پارک ولشون کرده بودن واصلا نمیدونستن کجا هستن من بارها از پسرم وقتی میبرمش بیرون این حرکت رو دیدم ولی به شوهرم نگفتم ولی واقعا فکرم رو مشغول کرده چرا باید بره دنبال بچه های کثیف اونایی که کسی کاری باهاشون نداره شلخته هستن و......
مامان ماهان مامان ماهان ۲ سالگی
مامانای گل من بیست روز پیش پسرمو از شیشه ش جدا کردم و دیگه بهش ندادم حدود یک هفته خوب بود بعدش کم کم بهانه گیری هاش شروع شد هر روز بد و بدتر شد، هزار تا خوراکی براش خریدم هر روز پارک و خانه بازی و شهر بازی بردم ولی امروز دیگه پشیمون شدم و شیشه ش رو بهش دادم، می‌دونم اشتباه کردم ولی دیگه روانم اینقدر بهم ریخته بود شب نشستم گریه کردم از بس بخاطر هیچی فقط مدااااام ناله و گریه میکرد، بعد من چون پسرم غذا نمی‌خورد از شیشه گرفتم که غذا بخوره که بدتر شد نه غذا میخورد نه شیر پاستوریزه فقط یکسره یا آبمیوه یا بستنی یا کیک که کیکم در حد دو تا لقمه کوچولو. دلم به حالش خیلی سوخت دیدم داره آب میشه کلا پشیمون شدم. اصلا داشت از دوری شیشه ش دور از جونش دق میکرد بچم🥲🥲🥲
امروز منو ب مرز جنون رسوند دیگه شب با همسرم صحبت کردیم تصمیم گرفتیم فعلا باز بهش شیشه رو بدیم. واقعا در خودم و ظرفیتِ روانم نمی‌بینم اینهمه نق زدن و بهانه گیری و ناله ی بی وقفه رو بخاطر ی شیشه تحمل کنم. به همسرم میگم سنمون هم بالاست کم حوصله ایم بخاطر اونم هست.
مامان رادوین و دلوین مامان رادوین و دلوین ۲ سالگی
سلام دوستان میخام تجربه م از قطع شیردهی دخترم باهاتون به اشتراک بذارم
دوماه پیش شروع کردم یکی سینه ها کامل کردم فقط از یکی بهش دادم تا دو هفته پیش که شیر روز قطع شد خواب عصر با کالسکه دورش میدادم شبم با ماشین میچرخیدیم
تا ۴شب نصفه شبا بهش دادم و شب ۵ قطع کردم
تا ۱هفته عصر ک بیدار میشد خیلی گریه میکرد بعد از اون خواب عصرش اوکی شد
شبا ک کلا قطع شد تا ۴شب بعدش وحشتناک گریه کرد و شب پنجم قطع کامل بدون گریه دو بار بیدار شد آب دادم خورد و راه رفتم تو بغلم خابید
برا عصرا می‌بردم پارک و مهمونی
برا شبا اون ۴شب خیلی اذیت شد بچم هلاک کرد خودشو فقط بغلش میکردم و راه میرفتم تا خوابش می‌برد
چند تا نکته
اول اینکه یه شربت دکتر داد شبا میدادم زودتر از حد معمول خوابش می‌برد خونه نیستم الان اگه کسی خاست بگه خونه رفتم عکسش میذارم
بعد اینکه ۴شب شیر دادم شب پنجم از اون یکی سینه ک شیر نداشت دادم چون خشک شده بود دیگه نا امید شد و نیومد سراغش
قرص کابرگولین گرفتم خوردم زود خشک شد شیرم
و مهمترین نکته اینکه الان ک کلا قطع شده شبا تو کریر تکون میدم خوابش میبره اگه بچه هیچ جوره همکاری نمیکنه تو کریر براش کارتن بذارید تکون بدید میخوابه
و خلاصه اینکه بعد از ۲ هفته دلوین کامل عادت کرده ب روتین جدید
ناامید نباشید بچها قابل پیش بینی نیستن خیلی ناگهانی اوکی میشن