۷ پاسخ

دیگه وقتی اینقد دیر میاد خونه خودت یجوری آروم کن بچه رو بعدم بخواب اصلا هم منتظرش نباش که اون موقع شب بیاد و شام بخواد

تا ۲و ۳ شب بیرونه با دوستاش شب نشینی؟؟؟
مگه مجرده خدایااا چقد بعضی مردا بی فکرن البته مغذرت میخوام ولی چه لزومی داره یکی که زن و بچه داره این حرکتارو بکنه؟؟چه معنی میده چرا برا شما ارزش قاعل نیس بنظرم برخورد کن تا ادم شه انقد هیچی نگفتی رودار شده

خب بشین باهاش صحبت کن
دختر بچه تو این سن‌ واقعا به محبت پدر احتیاج داره ،تو‌نوجوونی ب مشکل میخوره خدایی نکرده

بچه پدر می‌فهمه و لازم داره وقتی پدر درک نداره پس اصلا لازم نیست زنگ بزنی بهش
اصلا از رفتار بچه پیشش نکو
بزار اون کنجکاو و نگران باشه برای شما

ربطی ب تایپیکت ندارم اما گفتی شوهرم ۲ ۳ میاد یهو سوال برام پیش اومد
اجازه میده شما هم با دوستاتون مثل خودش راحت بری بیرون شب نشینی و اینا؟

من حتی تایمی که شوهرمم سرکاره زنگش میزنم غر میزنم که بچه اذیتم میکنه حتی بیرونم بره سریع باید برگرده مگه ما مادرا چقد توان داریم کی حال مارو خوب کنه

دختر منم چند روز پیش دقیقا همینطوری بهنونه گرقت میشه گف ۱ شاعت فقط جیغ زد گریه اخرش خودمم پا ب پاش گریه میکردم🥲

سوال های مرتبط

مامان آرین مامان آرین ۲ سالگی
هر چی فکر میکنم پسرم بی گناهه.... مقصر شوهر احمقمه که دم به ساعت تو خونه س ..خوب ک س ک ش.. مثل آدم برو سر کار..... امروز پسرمو بیدار کردم صبحانه دادم بازی کردم باهاش ..ساعت دوازده گفتم ببرمت بیرون ...آماده ش کردم ببرم بیرون با کالسکه که بخوابه بیارم خونه....شوهرم یهو در را باز کرد وارد خونه شد...پسرم هم شروع کرد بگه بابا منو با موتور ببر ....خلاصه اومدیم تو پارکینگ شوهرم گفت نه موتور خوابه با ماشین میریم....بچه م یک ساعت تو ماشین گریه کرد موتور سواری میخاست....حالا اومدیم خونه ساعت یک بود..باز گفت من خسته م میخام بخوابم رفت تو خونه بخوابه ...منم بچه را با هزار کلک بردم با کالسکه بیرون تا خوابید آوردنش....دوباره شب ساعت نه پسرم خوابش میومد به شوهرم زنگ زدم من دارم بچه را میخابوم نیا.....هر وقت خوابید بیا....ده دقیقه بعد غذا بچه را داده بودم میخواستم ببرم بخابونم یهو شوهرم اومد...این بچه هم اون روش را کار گذاشت که منو با موتور ببر بیرون....یه ساعتی با موتور چرخیدیم تو خیابونا تا خوابید رفتیم خونه تا بغلش کردم بیدار شد و شروع کرد به جیغ زدن ...که منو ببر ددد...بعد با ماشین بردیمش...وای مصیبت کشیدیم تا خوابید ...ضعف اااااعصصصصاااااب گرفتم بدنم از بس حرص خوردم میلرزه..شوهر گوساله من نمی‌فهمه وقتی بچه بیداره نیاد خونه....بگید چیکار کنم
مامان کارن مامان کارن ۲ سالگی
شما بیاین قضاوت کنید پوشک شیر خشک
خواهرشوهرم چند روز خونمون مهمان بود بعد تواین چند روز پسرم خیلی اذیت میکرد مثلاً خیلی گریه میکرد و جیغ میکشید پ عمه شو میزد و موهای عمه هه رو میکشید و غذا هارو میرخیت هزار جور فضولی دیگه منم مجبور شدم چند بار جلو خواهر شوهرم پسرمو زدم خیلی ام عذاب وجدان گرفتم مثلاً یک دستم به آشپزی بود یک دستم به ظرف شستن و یک دستم به پسرم بود که کار خرابی نکنه بعد امروز خواهر شوهرم زنگ زده که ها من به دخترم که سوئد داره برا تخصص قلب درس میخونه زنگ زدم و گفتم بهش در مورد رفتارهای پسرت و خودت ودخترم گفته که زن دایی خودش (یعنی من داره میگه )که پسرشو داره به سمت بیش فعالی سوق میده و میگه ببرش مهد کودک بعد من گفتم اصلا مهد کودک نمیبرمش چون دوست دارم پیش خودم باشه بعد میگه دخترم گفته تو کشور سوئد اگه کسی بچه شو بزنه سرپرستی بچه رو ازش میگیرن بعد اومده خواهر شوهرم با وقاحت تمام به من میگه تو و شوهرت بد سرپرستین اگه شما جای من بودین چی می‌گفتین بهش؟؟؟