۱۵ پاسخ

منم خیلی دوست دارم یه بچه دیگه بیارم دوست دارم دخترم خواهر یا برادر داشته باشه باهم بزرگ شن باهم مدرسه برن ولی خب هم شوهرم راضی نمیشه هم خودم که فکرش میکنم میبنم واقعا آدم وقتی میخواد یه بچه رو تو این دنیا بیاره باید همه چیزو در نظر بگیره مثلا یه نمونه کوچیک کوچیکش اینه که بچهای ما الان تو این که زیر پنج سالن از الان باید با استرس و ترس اتفاقای محیط اطراف بزرگ بشن چه برسه بعد که یزرگ بشن نمونه اش همین جنگ که دختر من خیلییی استرس کشید این یه موردشه بازم با اینکه شرایط رو اینجوری مناسب نمیدونم یه بچه دیگه رو تو این دنیا بیارم ولی باز خیلییی دلم میخواد بچه بعدی رو بیارم .
مثلا خیلی همش دارن بهم میگن بچه بیار چرا نمیاری من میگم نمیخوام بسه یدونه اونا فکر میکنن من واقعا دوست ندارم دلم نمیخواد بیارم در صورتی که خیلی تو دلم دوست دارم ولی شرایط مناسب نیست

عزیزم بنظرم واقعا تو این شرایط کشور جنگ تورم وحشتناک فشار اقتصادی که خب هممون به نحوی درگیرش هستیم بچه دار شدن اشتباهه
پسر من دقیقا با پسر شما تو یک روز به دنیا اومده یه دختر یک سال دوماه هم دارم ینی دوسال و یک ماه اختلاف سنی دارن
زمانی که من دخترمو باردار شدم اصلا شرایط کشور وحتی گرونی دراین حد نبود هیچ جوره
اگه دخترمو اون زمان باردار نمی‌شدم مطمنم محال بود الان بخوام باردار شم
تو یک سال گذشته انگار صدسال گذشته از همهههه لحاظ
اگرم تصمیم به بچه بعدی گرفتی انشالله بذار تو شرایط بهتر
مطمنا همه چی اینجوری نمی‌مونه ...

من یکی از بزرگترین دلایلم اینه ک حوصله و اعصاب ندارم واقعا. مشکلی هم تو زندگیم نیست ک بگم بخاطر اون اعصاب ندارم. چون تو خانواده پر جمعیت بزرگ شدم و بچه های خواهرامو بزرگ کردم دیگه حس بچه داری ندارم انگار
یکی دیگ شرایط مملکت و اقتصاد و اینها
دوست ندارم ی بچه دیگه رو بیارم فقط بخاطر اینکه میگن روزی رو خدا میرسونه
باید اینده شو تضمین کنم بعد یکی دیگه بیارم

بخاطر اعصابم هزینش آیندش اعصابم
رابطم با همسرم رابطم با پندار اعصابم
هزینش مالی آینده
کشور کشور کشور

تا سال ۱۴۳۰ انقد جمعیتمون کم و رو به سالمندی می‌ره که شاید ۱۰ سال دیگه هممون پشیمون بشیم که انقد بچه‌ها مون کمن... سازمان آمار کشور اعلام کرده که تا سال ۱۴۳۰ انقد کار وجود داره که کسی نیست انجام بده انقد خونه وجود داره که شاید کسی نباشه توش زندگی کنه

از یه لحاظ دوست دارم یکی دیگه بیارم دخترم تنها نباشه ولی همسرم خیلی خیلی مخالفه میگه همین یکی
اول اینکه بچه داشتن صبر و حوصله زیاد میخواد حالا خداروشکر من دارم
ولی اگه نباشه یک بچه با روان ناسالم بزرگ میشه خیلی ضربه میخوره
من الان کلی با دخترم مهد کودک بازی کردم الان
ولی خودم هیچ وقت تو بچگی با مادرم بازی نکردم حتی از مدرسه که میومدم دوست داشتم اتفاقای مدرسه براش تعریف کنم ولی گوش نمی‌داد بهم
اینارو تعریف کردم صرفا بخاطر اینکه بچه باید به همه چیش رسید نه فقط بزرگش کرذ
دوم مسئله مالی نگن که بچه میاد روزیشم خدا میده
با رفته بودیم پارک با دخترعمم
دوستش دوتا بچه داشت من برای دخترم بستنی خریدم
بچش اومد گفت خاله خوش به حال دخترت براش بستنی گرفتی رفت به مامانش گفت می‌خوام گفت پول ندارم اینقدر رفت تو خودش
منم با اجازه مامانش رفتم براش بستنی خریدم
حسرت تو دل بچه میمونه با حسرت بزرگ میشه
نمیگم خیلی به پاش ریخت چون پرو میشن
ولی حسرت چیزای کوچولو هم تو دلش نباشه
و الان اصلا اوضاع جامعه خوب نیست
حالا یه عده میگن چند سال پیشم جنگ بود ده تا ده تا میاوردم تهش چی شد
یه عده با روان ناسالم اومدن تو جامعه و تروما به نسل های بعدی هم منتقل کردن
در آخر یک پدر مادر باید آگاهی داشته باشن بچه با کیفیت بزرگ کنن
یک بچه درست بزرگ شده ارزش داره به چندتا با حسرت و افسردگی

اگه سنتون جا داره هنوز عجله نکنید. بذارید تکلیف کشور روشن شه. ولی من فقط بخاطر تنهایی بچم دوباره باردار شدم. بچه من هیچکس نداره. و اینکه ۳۶ سالمه و وقت صبر کردن ندارم

هرکدوم زندگی خودشو داره فکرکن زندگیاشون تویه شهردیگه باشه دیگه فرقی باتک فرزندی نداره نمیتونی دسبند ببندی پیش خودت بمونه من یه خواهردارم انگارتک فرزندم

من خیلی دوست دارم یکی دیگ داشته باشم ک دخترم تنها نباشه . ولی شرابط مملکت و اقتصاد و جنگ .. از طرفی هم سنم داره میره خیلی فرصت ندارم اگ بخوام بیارم، تو دوراهیی سختی قرار گرفتم روزو ساعتی نیست ک بهش فک نکنم

منم دیگه نمیخوام البته دوسدارم داشته باشم اماهمه جوره سخته بخصوص مالی.بچه آینده میخوادبراخریددوچرخش موندیم بخدا.بچه من تکه واصلابه دومی فکرنمیکنیم.

من خودم تک فرزندم
توبچگی زیاد حس نمیشه ولی الان خییییلی حس میشه
بچه من نه خاله داره نه دایی نه عمه
ازحالا ازتنها بودن گله داره
من خودم تک فرزندی رو دوست ندارم
ولی خب بااین اوضاع مملکت دارم بهش فکر میکنم
بنظرمن همه دلشون چندتا بچه میخواد ولی اقتصاد کمر شکسته
اگرمشکل مالی نداری حتما بیار

والا خیلی خیلی سخته دوس دارم همین رو به تحو احسن بزرگ کنم

منم نمیخوام چون واقعا شرایط کشورمون درست نیس و تواین چندسال عمری که کردم دیدم وصعیت نه تتها درست نشده بلکه بدتر هم شده
من نیازهای پسرمو نمیتونم بطور کامل براورده کنم چحوری یه بچه دیگه هم بیارم
واعصاب هم ندارم دیگه واقعا
پسرمن تنها نیست و اول خدا و بعد پدر مادرشو داره؛ بعد مردن ماهم مطمینم پسرم مثل مامان باباش مستقل بار میاد و به هیچکس هیچ نیاز نداره
من نمیتونم مدیون بچه هام باشم وقتی مبدونم نمیتونم نیازهاسو بطور کامل تامین کتم

چقدر حرفات حرفای من بود.....با این تفاوت که بچه من کلا تک نوه هم هستش

چقدر مثل منی

سوال های مرتبط

مامان مایسا مامان مایسا ۴ سالگی
اصلا دوست ندارم باعث ناراحتی کسی بشم ولی مجبور شدم بیام اینجا یکم حرف بزنم خودمو خالی کنم همسرم آدم بی مسئولیت نادان و عصبی و بسیار بی اخلاق است...بزرگترین مشکل زندگی من زمانیه که دخترم مریض بشه یا به عنوان مادر تشخیص بدم که نیاز به دکتر داره زندگیم جهنم میشه .‌‌...فقط تحقی توهین دعوا که من پدرم اختیار دار بچم تو حق تصمیم گیری نداری واسش دو روزه فقط اشک میریزم...دخترم احساس کردم ضربان قلبش بالاست بردم دکتر گفت ضربان قلبش ده تا بیشتره ولی مشکلی نیست احتمالا استرس داره بچه...ولی دستگاه ضربان قلب بگیرید تو خواب عمیق چک نید ضربانشو....و چون تو این سن وزنش کمه ۱۱.۷۰۰ بود کلا وزن گیریش کمه....آزمایشی نوشت....اومدیم بیرون از مطب شروع کرد به دعوا که تو مریضی بچم هیچیش نیست ...دیگه دکتر نمی‌برم آزمایشم پاره کرد که نمی‌برم بچم سالمه و کلی دعوا و سروصدا....من به خاطر بچم که با این اخلاق گندش عصبی سده و استرس میگیره زیاد بحث نکردم ولی واقعا حالم بد شده و ناراحتم که نمیتونم آزمایش ببرم دخترمو واقعا اینقدر منو درمانده و بی روح و بیچاره کرده ...به پدرش و خانوادشم گفتم ولی باز تا جریان مریضی حتی سرماخوردگی بچم پیش میاد همینه اوضاع و احوالم .... داغونم
مامان نورالزهرا مامان نورالزهرا ۴ سالگی