۶ پاسخ

من باشم نمیرم صااف عنوان کنم
مثلا میگم من ساندویچ میزارم ک دوستاش باهاش همراهی کنن چون دوس نداره
اگر این چند روز خورده تا ی دونه اضافه تر بزارم برای دوستاش
یا برای بازی و اینا میگم
تا الان چقدر تونسته ارتباط بگیره با بچه ها؟بازی های جمعی رو یاد گرفته؟
یا ی چیزی تو این مایه ها

عزیزم حتما با مدیر یا مربی مطرح کن ، هیچ اشکالی نداره حرفی ک میخای بزنی
ما داریم مهمترین سرمایه های زندگیمونو ، همه دارایی مونو دستشون میسپریم بابت هرچیزی باید جواب بدن.
خودتم مو رو از ماست بکش بیرون، اگه موردی میبینی حتما برخورد کن.
اینم همیشه یادمون باشه که اونا هستن ک به ما محتاجن ، اگه ما بچه هامونو نذاریم اونا بیکار و خونه نشین میشن وگرنه برای ما ک مهد زیاده ، پس باید سعی خودشونو بکنن که هیچ موردی و کم و کاستی نداشته باشن

دختر من غذاهاش میاره ولی داخل اکثر کلیپ ها که میفرستن نیست چون از همشون کوچیکتره و میره پی بازی با چیزهای که دوس داره،ولی خب باز اونا باید حواسشون باشه و مشارکتش بدن که متاسفانه فکر میکنم این کارو نمیکنن یا دخترم همکاری نمیکنه

نزدیک خونمون خانه بازیه زیاد میریم و اونجا مسئولیت قبول می‌کنه بچه ها رو نگه میداره ولی یکی دوبار دیدم رفتار درستی نداشت با بچه ها

من با اینکه افسردگی بعد زایمانم هنوز خوب نشده و یکم اذیت میشم پسرمم تنهاست خیلی بهانه میگیره ولی اصلا نمیتونم بذارمش مهد

همینا رو محترمانه بهش بگو
بپرس بگو بچه من با بچه ها دوست نشده هنوز؟ باهاشون بازی نمیکنه؟
یا بپرس بگو اونجا بچه های دیگه غذای همدیگه رو میخورن یا غذا اضافه بیاد میریزن؟ بچه من ساندویچ رو نمیخوره ولی توی کیفش نیست برگشتنی

سوال های مرتبط

مامان سامی مامان سامی ۴ سالگی
من یه مشکل خیلی بزرگ با پسرم دارم به نظرتون چیکار کنم،پسر من کلا لجباز و شیطون هست اما تو خونه قابل کنترله و اینطور نیس که بگم کار خطرناک میکنه،اما وقتی میریم خونه مادرشوهرم بچه های خواهر شوهرم هم هستن یکیشون ۷ سالشه اون دوتا دیگه کوچیکترن و آروم تر هر چی میگم با کوچیکا بازی کن اصلا سمت اونا نمیره فقط دنبال بزرگه میره بزرگه هم اذیتش میکنه گاهی،پسر منم بلد نیس بازی کنه درست فقط بدو بدو میکنه بلند میخنده،پسر خواهر شوهرمم وقتی دلش بخواد به بچه من میگه بیا بازی وقتی که پسر من سمتش بره داد میزنه که سامیار نیاد پیش من،خب من هزار بار بع پسزم گفتم نرو پیشش ولی بازم میره و شلوغ بازی میکنه هر چند پسر خواهر شوهرمم شلوغه اما پسر من نفهم تره مثلا اصلا سرسفره نمیشینه تو مهمونی هی میچرخه دور سفره میره سمت بجه ها واقعا معذبم دیگه نمیدونم چیکارش کنم،خانه کودک میبرم تو کوچه میبرم با بچه ها بازی کنه اما بازم وقتی پسر خواهر شوهرمو میبینه هیجان زده میشه اصلا دوس ندارم سمت اون بره چون اونم داد میزنه همه چیو تقصیر این میندازه