۷ پاسخ

من همچنان با ممه میخابه😅باید نازش کنه و خوابش میگیره.شبا هم از خواب بیدار میشه بازم سینمو در میارم دستش میگیره میخابه

خواب ظهر کلیپ لالایی نشون میدم میخابه شب ها خاموش میکنیم خودش میخابه

اوایل بغل میکردم،بعدش یه مدت قصه می‌خوندم، الان کنارش می‌خوابم ماساژ میدم تا میخوابه

من اول دو روز گزاشتم رو پام بعد خودش نخواست زمین خوابید تا چن روز خیلی مقاوت میکرد بعدش درست شد قصه بگو لالایی بخون ..

چند روز اول روی پام میزاشتم الان دیگه کنار من یا باباش می‌خوابه.

پسرمن پستونک میخورد راحت بودم موقع خوابش ولی پستونکو ک گرفتم ازش اذیت کرد موقع خواب بخصوص چندروز اول شبا تا ۲شب بیداربود هی باهاش حرف میزدم تاخسته میشد میخوابید

عروسک بده بهش بغل کنه. نزدیک به خوابش شد، براش قصه بگو، با گوشی کتاب صوتی بزار گدش بده، به هر طریقی که سرگرم میشه انجام بده، یادش میره.
یه لیوان یا بطری اب هم بزار بالا سرش از خواب بیدار شد بخوره، چند شب، بگزره عادت میکنه همینطوری

سوال های مرتبط

مامان پناه مامان پناه ۲ سالگی
سلام خانما من موفق شدم راحت بچمو از شیر بگیرم و خواستم مثل بقیه مامانا تجربمو به اشتراک بذارم شاید ب درد مامانایی ک میخان بگیرن بخوره
من دخترم به شددددت وابسته سینه بود جوری که شب تا صب دهنش بود و بدون سینه اصلاااااا نمیخوابید و طول روزم هی میومد میخورد میرفت تا دراز میکشیدم یا منو بیکار میدید میومد میچسپید بهم دیگه وقتی دوسالش شد تصمیم گرفتم بگیرم اما خیلی دو دل بودم که تدریجی بگیرم یا ی دفعه ای خیلی راجبش خوندم و تصمیم گرفتم تدریجی بگیرم ک هم خودم هم دخترم خیلی اذیت نشدیم و اسون بود
اینجوری شروع کردم ک وقتی صبح بیدار میشد تا ناهار فقط یکبار بهش میدادم و قبل خواب ظهرش و یکبار بعد از ظهر و یکبارقبل خواب شبش و طول شب هم هردفعه بیدار میشد میدادم این روتین رو تا ی هفته انجام دادم و بعد یک هفته ک عادت کرد اون وعده وسط روزارم حذف کردم مثلا از خواب بیدار میشد نمیدادم تا قبل خواب ظهرش و بیدار ک میشد نمیدادم تا قبل خواب شبش این روتینم دو هفته تکرار کردم تا عادت کرد تا اینکه قبل خواب ظهرم حذف کردم و بدون سینه هرجور شده میخوابوندمش و اینم یک هفته انجام دادم تا رسیدم به قبل خواب شب شبام با لالایی و قصه و ابنا به زور میخوابید اینم تا دوهفته انجام دادم فقط طول شب ک بیدار میشد تو خواب بهش میدادم و در اخر ک از همه سخت تر بود وعده های طول شب ک کامل بیدار میشد و گریه میکرد ک اونم سه شب بیدار شد و گریه کرد بعدش دیگه عادت کرد و تموم الانم ده روزه پاکه پاکه امیدوارم ب دردتون بخوره
مامان کنجدکوچلو مامان کنجدکوچلو ۳ سالگی
سلام خانوما من اصلا نه خواب ظهردارم نه شب واقعااذیتم شوهرمم هیچ کمکی نمیکنه بخصوص که الان دارم ازشیرمیگیرم صبح زود بیدارمیشه سرکار ظهر ناهارخونه مادرش از همون ور میره سرکار غروبم میاد خونه میشینه پای پی اس بازی تا خودصبح بعدش میخوابه انگار نه انگار من دارم با بچه جون میکنم دیشب تا ساعت ۳بازی میکرده بعدش رفت تخت خوابید بهش گفتم بچه خواب کن بلندنشد من پام درد میکنه گردوندم تاب گذاشتم تا خوابیده...ولی بچم برای شیر صحبی ساعت۶خیلی خیلی گریه کرد بی تابی تا۸نیم اصلا نمیتونست بخوابه یکوب تاب دادم اخر شوهرم بیدارکردم گفتم بیا تابش بده ۵دیقه بعد برو سرکارت بچه ۵دیقه ام نشد خواب رفت تا شوهرمم رفت باز بیدار شد که اخر اعصبی شدم 😭دارم کم کم اعصبی دیوونه میشم این وسط بچم فقط بعدشوهرم اومده وسایلش خونه بردار ببره سرد رفتارمیکنه میگه دارم ازبی خوابی میمیرم منم گفتم شبا کمتربشین بازی کن وسایلش برداشت رفت انگار بهش برخورده جرعت ندارم حرف بزنم فکرمیکنه غور میزنم بچمم که قبلا باشیرمیخوابیدبعدمیذاشتمش تاب راحت میخوابید الان اصلا نمیتونه بچه بخوابه خوابش کم شده دیروز کلا نخوابید هرجوری سعی میکردم بخوابونم نمیخوابید موندم چیکارکنم الان ۳روزه ولی هنوز برای خواب میخواد بخوابه زیر سینم همین که نصب شب بیدارمیشه گریه بهونه خیلی بده هیچ جوره اروم نمیگیره