۸ پاسخ

مامان عطرین میاین خصوصی

مامان عطرین درخواست دوستیمو قبول میکنی کارتون دارم

من همیشه کوریزان استفاده میکنم

شربت فکسوفنادین برای ابریزش خوبه و جلوگیری از تب میکنه

نئوتادین دو روز اول نده بزار بیاد خلط تو گلوش نشه ،، کوریزان ساده بخر بده اسپری سدیم کلراید بزن، شربت زینک هم خوبه زود خوب میکنه

کوریزان خیلی خوبه
ولی بپرس با نئوتادین میتونی بدی یان

من اگه خودم بخام دارو بدم همون نئوتادینو میدم و دور از جون چک کن یوقت تب نکنه واس بینیشم اسپری سدیم کلرید میزنم میترسم سرخود چیزی بدم

ی شربت کوریزان

سوال های مرتبط

مامان لی لی و نی نی مامان لی لی و نی نی ۲ سالگی
لطفاً قضاوت کنید
دخترم امروز پارک بردم تو نوبت ولیستادیم هرچی مناظر بودیم آقا پسر تو تا پایین نمی اومد حرف های زشتی میزد منم صبرم تموم شد بزور نگه داشتم گفتم وسیله عمومی هست پیاده شو دختر کنم سوار بشه مادرش اومد دختر کوچیک تو صف نبود سوار کرد گفت دختر دیگه داداش تاب می‌داده تو صف بوده دختر منم گریه میکرد تاب می‌خوام منم صبر کردم بعدش تاب دختر کوچیکه تموم شد خواست دختر بزرگه سوار بکنه که نزاشتم گفتم نیم ساعت پسرت تو تاب بود پیاده میشد ابجیشم سوار میشد به بچهاتون یاد بدید سی تا تاب بازی کردند پیاده بشه بعدی سوار بشه اینا بعد دخترم نشست یه ذره تاب خورد پیاده شد دختر خانوم سوار شد من موضوع امروز برای مامانم تعریف کردم می‌گفت کوتاه میومدی چیزی نگو اینا به مادرم میگم من الگو دخترم هستم از الان یاد بدم از حقش دفاع بکنه اما الان ناراحتم نکنه دل اون دختر بزرگه شکسته بعد اون بحث با مادر اون خانوم داشتم دخترم با این که دوس نداشت بره خونه بزور بردم خونه مادرم تا اون خانوم بچهاشو نبینم الان عذاب وجدان دارم نکنه کارم اشتباه بود
مامان هانا مامان هانا ۲ سالگی
سلام مامانایی که تجربه دارید کمک‌ کنید
دخترم علاقه خیلی خیلی شدیدی به پارک داره در حدی که اگه بتونم و امکانش باشه هرروز باید بره جدیدا یک ماهی میشه وقتی میریم پارک سوار تاب میشه و دیگه تحت هیچ شرایطی از تاپ پایین نمیاد شاید باورتون نشه با هر چیزی بگید حواسشو پرت کردم ذهنشو منحرف کردم بریم فلان چیز که خیلی دوست داری رو بخرم اما فقط جیغ میزنه و اشک میریزه و پایین نمیاد...امروز تقریبا ۳ ساعت روی تاب بود و میگه تو هم حتما باید کنارم بایستی و هل بدی...هرچقدر باهاش حرف زدم که خسته شدیم و بریم بسه فقط گربه میکرد و جیغ میزد...منم عصبانی شدم بعد از سه ساعت تمام ایستادن از رو تاب بغلش کردم کشون کشون آوردمش خونه بماند که کل اهالی محل بهم نگاه میکردن که چرا این کارو میکنم و این بچه چشه که این ضجه ها رو میزنه...واقعا نمیدونم باید چیکار کنم اگه نبرمش هم اون روز مدام نق میزنه و میگه پارک پارک...خودمم یه دل سیر امروز رسیدم خونه اشک ریختم دلم براش کباب شد که اینکارو باهاش کردم ولی واقعا به مرز جنون رسیدم دیگه از دستش امروز.....