لطفاً قضاوت کنید
دخترم امروز پارک بردم تو نوبت ولیستادیم هرچی مناظر بودیم آقا پسر تو تا پایین نمی اومد حرف های زشتی میزد منم صبرم تموم شد بزور نگه داشتم گفتم وسیله عمومی هست پیاده شو دختر کنم سوار بشه مادرش اومد دختر کوچیک تو صف نبود سوار کرد گفت دختر دیگه داداش تاب می‌داده تو صف بوده دختر منم گریه میکرد تاب می‌خوام منم صبر کردم بعدش تاب دختر کوچیکه تموم شد خواست دختر بزرگه سوار بکنه که نزاشتم گفتم نیم ساعت پسرت تو تاب بود پیاده میشد ابجیشم سوار میشد به بچهاتون یاد بدید سی تا تاب بازی کردند پیاده بشه بعدی سوار بشه اینا بعد دخترم نشست یه ذره تاب خورد پیاده شد دختر خانوم سوار شد من موضوع امروز برای مامانم تعریف کردم می‌گفت کوتاه میومدی چیزی نگو اینا به مادرم میگم من الگو دخترم هستم از الان یاد بدم از حقش دفاع بکنه اما الان ناراحتم نکنه دل اون دختر بزرگه شکسته بعد اون بحث با مادر اون خانوم داشتم دخترم با این که دوس نداشت بره خونه بزور بردم خونه مادرم تا اون خانوم بچهاشو نبینم الان عذاب وجدان دارم نکنه کارم اشتباه بود

۷ پاسخ

نخیر کارتون درست بوده منم همین اتفاق برام زیاد افتاده ب شکل های مختلف ...حس میکنم جدیدا زیاد شدن ادمایی ک فرهنگ‌استفاده تز وسیله عمومی ندارن چند روز پیش توپارک پسرم میخواس توسرسره بازی کنه تواین تونل هاش دوتا پسر ۱۱ ۱۲ ساله دراز ثشیده بودن پسرم اومد گف نمیتننم رد شم گفتم برو بهشون بگو لطفت بیاید بیرون من رد شم پسره گفته میخوره توگوشتا منم رقتم دستش گرقتم اوردمش بیرون بعد میگه بچت دروغگوئه گفتم بچه من ب عمرش این جمله رو نشنیده ک الان بخواد دروغ بگه بعد فوش داد گفتم کو مامانت بهش بگم چ تربیتیه میگه خونس گفتم هموو بی خونواده ای ک انقد بی ادبی کلی حرف زشت زد از گ و ه نخور تاااا حرفای بدتر ولی من کوتا نیومدم توسرسره واستادم تا دوبارع نخواد بچه ها رو اذیت کنه

خیلیم کارت درست بوده گلم
اون مادر باید شعورش میرسیده
منم ی سری جیران و بردم
اول از همه ی پسره ببخشید نره خر سوار شده بود وایسادم پیاده شد رفت توپ بازی کرده اونجا هیچی نگفتم
خلاصه ب جیران گفتم مامان جون نشستی تا۴۰میشمارم تموم شد بیا پایین نی نی سوار بشه باشه؟
گف باشه
۴۰تام تموم شد
گفتم مامانی پیاده شو بریم سرسره بدو مامان
بدو بدو رف سمت سرسره ها از پله ها رفت بالا حین اینک از سرسره داشت میومد پایین همون پسر نره خره (توی زمین کودکان داشت فوتبال بازی میکرد با دوستاش)
توپش رو محکم شوت کرد شانسش گرف نخورد ب جیران از کنار سرش رد شد
اخمامو کردم توی هم پسره اومد توپش رو برداره با لحن جدی بهش گفتم اینجا جای توپ بازی؟اونم با این توپ سنگین؟
شانست گرفت نخورد ب صورت دخترم وگرن هم خودت هم توپتو از این وسط جمع میکردم توی سر یکی از این بچه ها بخوره چیزیشون بشه کی میخاد جوابگو باشه؟
برو بیرون محوطه کودکان بازی کن این سری توپت بیاد سمتم پارش میکنم
سریع رفت با دوستاش بیرون بازی کردن
حالا ننه ی بیشعورش اومده میگه بهش کی گفته ازینجا بری اونور؟
پسره ادم شده بود میگف توپم اگ بخوره ب بچه های کوچیک گناه دارن دردشون میاد
ننه میگف لازم نکرده بیا همینجا بازی کن
پسره محل نداد رفت با دوستاش بازی کرد
شعورم خوب چیزیه ی مادر با شعور باید یاد بده ب بچش اینجور جاها بازی نکنه
ن اینک بزور بیارتش بازی کنه
خدا رحم کرد از بغل سرش رد شد باورکن اگ ب صورت جیران میخورد کل صورتش ب فنا میرفت
ازین توپ سنگین ها هس ک مخصوص فوتبال؟
ازونا بود

نه منم همین ام میگم وسیله عمومیه ۵ دقیقه بشین بعدبقیه چند باری هم بحثم شده البته با بچه ها مادراشون نبودن به پسر خودمم همینم ببینم کسی منتظره پیاده میکنم میگم نی نی سوارشه بعد تو حتی تو سرسره میگم نوبتی برین

عذاب وجدان نگیر عزیز.....من امشب بچمو بردم پارک....خانمه پسرشو سوار کرده بود....حدود ده دقیقه وایسادم.....آخرش به پسرش گفت خواهش میکنم بیا پایین و اونم گفت نمیخوام.....فقط میخواستم خفشون کنم.....بعد ناب بغلی یه خانمه تازه پسرش نشسته بود و بهم گفت شما بچتون رو سوار کنید.....این خانمه هم گفت آره شما برید اونطرف .....پسر من اجازه نمیده کسی سوار شه.....منم گفتم من میبرمش اون یکی تاب ولی تاب عمومیه.....گفت خودم میدونم و از شما نظر نمیخوام......تو دلم گفتم چقد آدم باید خودخواه باشه ک ببینه اینهمه نو نوبت هستند و بچشو پیاده نکنه.......

وقتی بچه ها حرف زشت میزنن
من میبرمش ی طرف دیگ پارک
مثلا میگم بیا بریم سرسره
وقتی میبینم مادر بچه دیگ دهن باز هست
بخاطر احترام ب بچم باهاش دیگ دهن ب دهن نمیشم و میرم ی طرف دیگ
اونا ک رفتن میام بچم سوار میکنم

ن‌ چرا اشتباه قرار نیست تاب در اختیار خانواده اون خانم باشه وسیله عمومی باید همه سوار بشن ب نظر چیز بدی نگفتی باید اون خانم بچه خودشو توجیح کنه ک نوبتی دیکه ناراحتی نداره

ای واییی منم هروقت میرم پارک یه داستان دارم با یه بچه بیتربیت
بعضی ها چطور انقدر پرو بار میان اونوقت دختر من انقدر مظلومه دلم براش می‌سوزه 😞

سوال های مرتبط

مامان هانا مامان هانا ۲ سالگی
سلام مامانایی که تجربه دارید کمک‌ کنید
دخترم علاقه خیلی خیلی شدیدی به پارک داره در حدی که اگه بتونم و امکانش باشه هرروز باید بره جدیدا یک ماهی میشه وقتی میریم پارک سوار تاب میشه و دیگه تحت هیچ شرایطی از تاپ پایین نمیاد شاید باورتون نشه با هر چیزی بگید حواسشو پرت کردم ذهنشو منحرف کردم بریم فلان چیز که خیلی دوست داری رو بخرم اما فقط جیغ میزنه و اشک میریزه و پایین نمیاد...امروز تقریبا ۳ ساعت روی تاب بود و میگه تو هم حتما باید کنارم بایستی و هل بدی...هرچقدر باهاش حرف زدم که خسته شدیم و بریم بسه فقط گربه میکرد و جیغ میزد...منم عصبانی شدم بعد از سه ساعت تمام ایستادن از رو تاب بغلش کردم کشون کشون آوردمش خونه بماند که کل اهالی محل بهم نگاه میکردن که چرا این کارو میکنم و این بچه چشه که این ضجه ها رو میزنه...واقعا نمیدونم باید چیکار کنم اگه نبرمش هم اون روز مدام نق میزنه و میگه پارک پارک...خودمم یه دل سیر امروز رسیدم خونه اشک ریختم دلم براش کباب شد که اینکارو باهاش کردم ولی واقعا به مرز جنون رسیدم دیگه از دستش امروز.....