۸ پاسخ

👍👍👍👍🥺

احسنت

عزیزم راستش بخوای الان پول ی بیبی چک ندارم که ببینم حاملم یا نه بنظرت اگرواقعا باردار باشم رواست که ب دنیای بیاد که نمیتونم تعمینش کنم ما جلوگیریمون با کا....م ولی ی شب پاره شده بود ببخش رک میگم حالا خیلی ترسیدم .
میخوام رحمم اچاره بدم کلی بدبختی و ... دارم دعا کنواقعا چیزی نباشه چون واقعا مجبورم نخوام که بیاد ب دنیا

بعضی وقتا شرایط اون جنین آنقدر حاد هست که شرعاً و عرفاً و قانوناً جواز سقطش صادر میشه و تو کاری از دستت بر نمیاد

اگه اون بچه مشکل داشته باشه از نظر جسمی یا عقلی گناه اینه ب دنیا بیاریش، چون اون بچه قراره تا آخر عمر عذاب بکشه
ولی نه سالم باشه بحثش جداست که اونم بستگی ب شرایط روحی و مالی خانواده داره

بچه اگه مشکل دهنی و جسمی داشته باشه خب بعد از بدنیا اومدن خودش از همه بیشتر عذاب میکشه خب اینده ای نداره نه میتونه مدرسه بره نه میتونه کار کنه خانوادشم چه لذتی میبرن بنطرم الان کا عربالگریهای پیشرفته اومده تایید میشن بچه سندرم داون داره یا هرچیزی خود پزشک قانونی نامه سقط میده کشتن نمیشه

شما از سمت خودت صحبت میکنی باید جای اون بچه ناقص هم خودت بذاری ببینی با اون شرایط بچه دوست داری بدنیا بیای و کلی زجر بکشی
حرف زدن خیلی راحت باید جای اون بچه و پدرومادرش هم خودت بذاری
#قضاوت نکنیم

کاملا حق داری عزیزم مگه مشکل بچتون چیه که این حرف و خیلی راحت میزنن؟

سوال های مرتبط

مامان نمکی ❤️ مامان نمکی ❤️ ۱ سالگی
«مامان قشنگم، خسته نباشی که تا اینجا با تمام توان ایستادی. 🌸
هیچ‌وقت اجازه نده صدای "احساس ناکافی بودن" توی گوشت بلند بشه. می‌دونی؟ اون‌وروجک کوچولو، با تمامِ دنیای ساده‌اش، تو رو ستونِ اصلیِ جهان خودش می‌دونه. اگه یه لحظه از کنارش بری، انگار خورشید از آسمون کنده شده و دنبالت میاد تا دوباره نور بگیره.
برای مادر خوب بودن، لازم نیست کپیِ کسی باشی یا دنبال الگوهای بی‌روح بگردی. تو فقط کافیه "خودت یا بهتره بگم نسخه بهتره خودت" باشی؛ همون مادری که با تمام نقص‌ها و تلاش‌هاش، بهترین نسخه از عشق رو به فرزندش نشون می‌ده. مادری یعنی رشد کردن، یعنی روی شخصیت خودت کار کنی تا وقتی اون کوچولو بزرگ شد، به تو افتخار کنه.
ببین، هیچ‌کدوم از ما کامل نیستیم. منم گاهی از کوره در میرم، عصبی میشم و بعد از اینکه آرام شدم، با کلی پشیمونی میرم سراغ خدا و میگم: «خدایا،ببخشید سعی میکنم تکرار نکنم ولی لحظه‌ای پرید!»... مادری واقعاً سخته، همین‌طوری که نیست، سکان‌دارِ بهشت نمی‌شیم! 😂
اما یادت باشه، تو تنها نیستی. هر بار که احساس خستگی کردی، دستت رو دراز کن و به سمت آسمون ببر؛ تو داری برای یه امانتِ عزیز تلاش می‌کنی. از امام زمان (عج) بخواه که دستِ مهربونش رو روی قلب تو و آرامش فرزندت بذاره. اون حواسش به تمام این شب‌بیداری‌ها و زحمت‌های تو هست.
با هم رشد کنید، با هم بهتر بشید و یادت باشه: تو برای اون کوچولو، تمامِ دنیا هستی. ✨»

دل‌نوشته‌یک‌مامان‌طلبه

خواب
پوشک
نوزاد
شیرخشک
مامان ایلیا مامان ایلیا ۲ سالگی
موردی که زیاد تو گهواره باهاش مواجه میشم و دوست داشتم درموردش بنویسم آوردن فرزنددوم با فاصله سنی کم از بچه اول هست.روی صحبتم با اونایی هست که هنوز بچه اولشون زیر بیست ماه هستن و باردار میشن.
قطعا همه این جمله رو زیاد شنیدیم که"فلان چیز ریشه در کودکی داره!" خیلی از آسیب های نسل ما ریشه در کودکیمون داره که بخشیش بخاطر فاصله کم از خواهر و برادرامون هست.باتوجه به رشته تحصیلی و شغلم موارد زیادی از آسیب های روحی مثل استرس بالا؛خجالت؛ عدم عزت نفس؛ علاقه به خود بزرگ بینی و...میبینم که بعد از جلسات مشاوره متوجه میشیم که ناشی از همین مورده. شنیدین میگن بچه های اول مسئولیت پذیرتر و دلسوزترن. درستم هست در ۸٠درصد بچه های اول این موارد صدق میکنه ولی آیا اینا نکات خیلی مثبتن؟ خیر... اینا بخاطر زود بزرگ شدن بچه های اول بعد از اومدن بچه دوم یا سوم هست. چون بچگی نکردن و مجبور شدن زود بزرگ بشن. هرچند سنی نداشتن ولی همه به چشم بزرگتر دیدنشون که تو بزرگ شدی نباید فلان کارو انجام بدی؛ تو بزرگتری تو دعوا تو کوتاه بیا؛ تو بزرگ شدی باید حواست به کوچیکتره باشه و....به همون نسبت بچه دوم آسیب میبینه به شکلهای دیگه؛ چون تاپیک محدودیت کلمه داره نمیتونم بنویسم.
تعداد بالا بچه اوردن اونم تو شرایط الآن کشور هنر نیست بلکه خوب وقت گذاشتن برای بچه ها هنره. اگر روزی رسید که حس کردی تمام و کمال به روح و جسم بچه اولت میرسی به اندازه کافی براش کتاب میخونی باهاش بازی میکنی؛ حواست به رشد جسمی و روحی و عقلیش هست؛ میتونی دوتا بچه با دوتا نیاز مختلف رو هندل کنی اونموقع به بچه دار شدن مجدد فکر کنین خواهشا. بیشتر هم منظورم نیازهای روحی و فکری هست.همه بچه ها بزرگ میشن اون چیزی که مهمه وقت گذاشتن برای آموزششون هست
مامان محیا و تودلی مامان محیا و تودلی هفته سی‌وششم بارداری
امشب همسری فیلش یاد هندوستان کرده میگه بچه دوم رو بیاریم 😑 نمیدونم کی مغزش رو شستشو داده که بچه ات از آب و گل دراومده الان نیاز به همبازی داره نمیدونم دچار افسردگی میشه در آینده تک و تنها میمونه، اینقدر حرف زد ها خیلی هاش یادم رفت میگم من اصلا به بچه فکر نمی‌کنم نظرم به تک فرزندی هستش چون نه روحی نه جسمی اصلا آمادگی اش رو ندارم برگشته میگه به نظر تو نیس که فقط این زندگی دوتامون هستش😒 چون تک و تنها دست تنها بچه بزرگ میکنم واقعا سخته من تازه چند وقتی هس که شب ها میتونم راحت بخوابم در طول روز اینقدر کار و فشار روانی رم هستش که شب از بدن درد و فکر و خیال خوابم نمی‌بره ،خودشم اصلااااااا کمک نمیکنه تو بچه داری مثلا میگم اون شیشه رو بشور بده بهم میگه من نمیتونم خودت پاشو، در این حد هستش، الان آقا میگه بچه منم گفتم بیا👍 خیلی تو این یدونه بهم کمک میکنی و کمک دستم هستی که فکر بعدی افتادی! خلاصه اون گفت من قبول نکردم دعوا شد و قهر کرده الان 😒