هوف دیروز چقد سخت بود بلاخره رفتیم اهواز ساعت 8 راه افتادیم 10رسیدیم اول گفتیم بریم بهزیستی چون کارشو تو شهر خودمون انجام دادیم فکر کردیم ببریم بهزیستی اهواز دیگه کمک میکنن چون بردار شوهرم میگفت ما وقتی بچمون مریض بوده مشکل داشته بهزیستی تو هزینش کمک کرده خلاصه ما رفتیم بعد اینکه کلی از اونور اینوذ فرستادنمونو ،،،،کپی گرفتیمو اینا...،خلاصه گفت برید ببینم کی کمیسیون تایید میکنه کمک کنیم تو هزینه 😑😑😑شوهرم گفت این همه راه اومدیم باز بریم ببینم کی کمیسیون تایید کنه اونم برا 8تومن😑💔بیخیال ساعت شد 12 دیگه گفتین بزا بریم خودمون آزاد آزمایش میدیم خلاصه آزمایش ژنتیکو دادیم شد 25 تومن چون دلار اومده بود پایین کمتر گرفتن ،،،دیگع تا آزمایش گرفتین فرمو اینارو پر کردیم شد ساعت 4 رفتیم مطب دکترش اینبار گفت بخوابونید نوار مغز بگیرم یه خواب آور خیلی تلخ بهش دادم بچم کلی عوق زد
وقتی خوابید رفتیم داخل نوار بگیرن این بیدار شد کلی خودشو تکون داد نوار مغزشو خراب کرد هعییی🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️دکتر هم گفت این ک نوارشو خراب کرد نفهمیدیم بزور چندتارو ک تکون نخورده دیدم خوب بودن گفتم ولی دکتر دوباره تشنج میکنه گفت خب شاید تشنج های باشن ک تو نوار معلوم نباشه حتما برام فیلم بگیرید،،،1600هم شد نواری که اصلا بچه یجا نموند اینقد تکون خورد😑دیگه باز ساعت 9 شب سریع راه افتادیم 12 رسیدیم رادمانو دادم مامانم نمیدونم چطور خوابم برد🥲🥲گفت کاردرمانی هم هنوز نبرید
جواب آزمایششم 4تا 6ماه دیگه میاد

۱۱ پاسخ

ایشالا ب حق امام حسین ب حق ۶ ماه امام حسین آقا علی اصغر هر چه زودتر خوب بشه عزیزم بسپارش ب آقا امام حسین نذر کن ببرش کربلا مطمن باش همون جا خوبش میکنه خود آقا امام حسین آقا ابوالفضل

عزیزم انشالله چیز جدی نباشه و رادمان کوچولو خوب خوب شه

سلام خداقوت مامان رادمان
توکل بخدا انشاله ک خبرهای خوشی بشنویم
عزیزم من چندوقتیه شلها ک بیدارموتاخود صبح ازشدت بیخابی درد وسرفه وهمجور مشکلاتی ک درگیرشیم بابچم از فشاری که رومه
شبی نبوده ک ازه ته دلم بزای گل پسرت وبچه خودم وبچهایی ک اذیتن گریه نکرده باشم الهی بحرمت دل شکسته مادر
نعحزه زندگیتوبهت میده❤
یسوال ازمایش ژنتیک واسچیه اونم بااین همه وقت طولانی
چی قراره مشخص بشه

عزیزم ان شا الله که همش خیر و خوشی باشه واستون
فقط آزمایش ژنتیک واسه چی؟
واسه اینکه معلوم شه مشکل از کدوم طرف هست؟؟

انشاالله که جواب خوب بیاد و دلتون شاد بشه

انشالله جوابش خیره و پسرت هیچ مشکلی نداره انشالله 🙏

چقدر گرون چقدرم دیر جوابش میاد

سلام کاردرمانی نبرید برای تشجنش گفت نبرید ؟ بعد آزمایش ژنتیک پسرمن شد ۱۴ میلیون پارسال برای من و پدرش هم ۵ میلیون ازمایش شما فقط از پسرت گرفتند ؟ یا از تو و همسرتون هم گرفتند ؟ چه دیر میاد جوابش برای ما ۳ ماه طول کشید

الهی ،خسته نباشید
ان شاءالله که خیر و سلامتی باشه برای هر سه تاتون
خوشبختی و سلامتی رادمان گوگولی رو ببینی الهی🩷

چه مشکلی داره پسرتون ان شالله سلامتیشو بدست بیاره

گفتیم+++

سوال های مرتبط

مامان دیارا🧸🦋 مامان دیارا🧸🦋 ۸ ماهگی
ادامه پارت قبل

شوهرم ک اومد نزاشتم کاری کنه گفتم دوروز دیگه گفتن عملم میکنن بمونیم اگ نکردن بریم خلاصه شد سی دی ک فرداش یکم میشد دکتر اومد بالا سرم گفتم خانم دکتر فردا عملم میکنین دیگه گفت من دیگه کاری ب تو نداره دادمت دست دکتر دیگه هنوز جا داری بمون سه روز دیگه وایییی دیگه داشتم میمردم انقد عصابم خراب بود برگشتم زنگ زدم شوهرم مامانم بیان با رضایت شخصی ببرنم تا اونا بیان ضربان قلب دیارا دوباره افت کرد دوباره بردنم زایشگاه دیگه نمیتونم حالم و اونموقع توصیف کنم زنگ زدم شوهرم با گریه گفتم بیا دیگه دوباره دارن میبرنم زایشگاه گفت تحمل کن الان میام رفتم زایشگاه دوباره سرم بهم وصل کردن نوار قلب وصل کردن شوهرم اومد گفت میخوام با رضایت شخصی ببرمش ماما زایشگاه بهش گفت دکتر دیگه اتاق عمله دکتر خوبیه صبر کنین تا ساعت دو عملش تموم میشه بیاد چکش کنه اگ اونم عمل نکرد ببرینش خلاصه من موندم تا ساعت سه ک دکتر اومد دیارا نوار قلبش کار نمیکرد کلا نوار قلب نداشت سرم وصل کردن چیز شیرین خوردم فایده نداشت نوار قلب نداشت
مامان لیان 🍓 مامان لیان 🍓 ۱۱ ماهگی
چرا واقعا بعضی دکترا اینقد فکر میکنن عقل کلن و مامانا هیچی حالیشون نیست،!؟؟؟
دخترم کلا از وقتی دنیا اومد خوابش بد بود و با کلی سختی بعد ۴ماهگی شروع کرد شبا خوابیدن اونم ۴ یا ۵ صب کلا هم خوابش سبک و هی مدام تو خواب تکون میخوره بیدارمیشه و شیر میخواد (شیرمادر میخوره)تقریبا الان دوماه هر ربع ساعت بیدارمیشه...
خلاصه من این چندماه بسختی گذروندم و واقعا شرایط روحی و جسمیم بد شده، به کاراخونه نمیرسم .این یه هفته دیگه طاقتم تموم شد بردمش دکتر گفتم ببینم شاید مشکلی داره چندروز تمام اصلاااا نخوابید شاید شبی یکساعت ولی بیقراری نداشت ..
تا رفتم و شرایطتو گفتم منو فرستاد هزارجور نوار گرفتن از بچه ..حتی نوار گوش .کلی هم ازمایش نوشت .. فقط یه مقدارگوشش مستعد عفونت بود ک احتمال میدم بخاطر سرماخوردگی ک داشت
وقتی دید نوارا مشکلی نداره گفت پس گوارش بچه اذیته و معدش مشکل داره چون تو گفتی چندبار غذا سفره دادی 😒بچم اشتیاق به غذاسفره بیشتر داره غذاخودش نمیخوره ..
هرچی میگم بابا
مامان ماهلین و نیلا مامان ماهلین و نیلا ۱ سالگی
مشکلات بارداری و اقدام به بارداری من پارت پنجم .
خلاصه مثبت شد باورم‌نمیشد. شوهرم که هی میگفت دیدی میشه و اینا و من تا صبح خوابم نمیبرده . بالاخره شده بود بعد ۳ سال . صبح ناشتا ساعت ۶ روز پنج شنبه بازم بیبی چک زدم اونم مثل دیشب هاله شد و پر رنگ شد هی ، شوهرم گفت بیام از سرکار میریم سونو ، اومد رفتیم سونو دکتر گفت من چیزی نمیبینم ساک بارداری و اینا هیچی نیست اشتباه شده ، یا برو دو هفته دیگه بیا الان زوده ، چقدر حالم بد شد ، به بابام گفته بودم نرو سرکار میخوام بیام خونتون کار دارم که خب پیچوندم و رفتیم ولی نگفتم که چی شده . فرداش جمعه با ، بابام اینا رفتیم کله پزی ساعت ۷ صبح بماند که تا بابام نست من عوق زدم حالم بد شد بابام فهمید ولی چیزی نگفت ، بعد صبحانه رفتیم آزمایشگاه همه جا هم تعطیل بود😂😂 دیگه آزمایش دادیم ۸ صبح گفت ۱۲ به بعد آماده اس ، تا ساعت ۱۲ من جون دادم . دیگه ۱۲۴ هزار پیامبر رو قسم دادم .
ساعت ۱۲ زنگ‌زدن ، جواب رو برامون فرستادن و مثبت بود ....
ماهلین خانوم تو دلم بود ولی من زود برای دیدنش رفته بودم🥹🥰🥰😭
مامان لیانا مامان لیانا ۱۱ ماهگی
سلام مامانا بیاین ماجرای تب کردن دخترمو تعریف کنم
تاپیک های قبل گفتم که دخترم تب می کنه و تبش پایین نمیاد روز اول رو با پاراکید بسر کردیم ساعت ۲ خوابید و صبح که بیدار شد یکم تب داشت ولی کلا خوب بود از شب ساعت ۸. باز تبش شروع شد. دیگه با تب سنج زیربغلی تبش ۳۸ به بالا اومد ساعت ۱ اینا بود با اینکه هر چهار ساعت پاراکید می دادیم فایده نداشت و بردیمش بیمارستان یه آمپول زدن اوردیم خونه تبش پایین اومد و خوابید.
فرداش بردیم دکتر. گفت از گوششه عفونت داره به دکتر گفتم دندوناشو هم یه نگا کن شاید از دندونه.... گفت نه لازم نیست از گوششه
اموکسی کلاو داد و ازمایش ادرار
عصری تبش پایین اومد دیگه گفتم خوب شده رفتیم کافه یه شیرموز بستنی زدیم بعد برگشتیم‌خونه.
شب از ساعتای ۹ اینا دوباره تبش برگشت این بار سریع شیاف گذاشتم و تبش پایین اومد و خوابید. منو همسرم هم هی بیدار می شدیم چک می کردیم تا ساعت ۳ نخوابیدیم...
روز سوم صبح که بیدار شد حالش خوب بود همسرم بستنی خریده بود گفت بدیم به بچه. دادیم یکم ظهر هم مامانم اومد طالبی براش اوردم یه قاشق اب طالبی دادیم به بچه. عصر خواهرام اومدن کلی با لیانا بازی کردن حالش خوب بود. بعد رفتن خواهرام بشدت گریه کرد بغل کردم گردوندنم خوب نشد دیدم باز داره بدنش داغ میشه.
شب شد جاریم اینا اومدن و بعدش مامانم اینا
بچه داغ داغ بود داشت می سوخت.عصری هم پوشک شو عوض کردنی دیدم چند تا لکه خون هست گفتم لابد بخاطر بستنیه
مامان آرسام مامان آرسام ۲ سالگی
مامان آیماه🌙 مامان آیماه🌙 ۱۶ ماهگی
خب بچه ها بزارید قضیه گوشواره قورت دادن دخترم و از اول تعریف کنم😍😍🫠🫠😑😑😑

قضیه از این قراره که ما آماده شده بودیم بریم عیادت زنداداشم نیم ساعتی راه داشتیم از خونمون تا اونجا،،، قبلش هم من اتاق و ریخته بودم بیرون داشتم جمع و جور میکردم دخترم و گذاشتم تو هال پیش دختر داییم،،هیچی دیگ یکم دختر داییم نگه داشت یکم من نگه داشتم و اتاق و جمع کردم و آماده شدیم بریم مهمونی،، ،داشتیم میرفتیم دخترداییم و بزاریم خونشون ک دخترم رو کریر گذاشتیم،، ،حالت عوق زدن کرد،،، یذره اون حرکت و کرد من گفتم هیچی نیس آب دهنش پرید،، ،دوباره 5 دقه بعد عوق شدید زد ک ماشین و نگه داشتیم و زدم پشتش و برعکسش کردم و سریع رفتیم خونه خواهرشوهرم،،،اون خیلی سر درمیاره از بچه،،،، اونجا دهنش و اینارو نگاه کردیم و زدیم پشتش و خوب بود،،،من اومدم کلاهش و بزارم بریم عیادتمون و کنیم ک دیدم گوشواره ش نیس،،، گفتم ای وای کو گوشواره؟؟لباس پوشوندنی افتاده حالا خونس،،،،بعد دوباره به خنده گفتم آبجی گوشواره رو نخورده باشه 😂😐،،، خلاصه رفتیم و تو راه خونه زنداداشم بودیم ک من یکم آب دادم ب دخترم و 10 دقه دیگش دوباره سرفه کرد و عوق،، ،اصلا از این عادت ها نداره دخترم،،،، که من به همسرم گفتم ولش کن نمیخاد بریم عیادت،،،برگردیم،،کنسلش کردیم و برگشتیم و خونه خواهرشوهرم، فکرامونو گذاشتیم رو هم و گفتیم این گوشواره خورده،،، حالا ببریم عکس بگیریم اگه نخورده بود میریم خونه رو میگردیم،،،،رفتیم اورژانسی عکس انداختیم دیدیم بعععله گوشواره تو معدشه،،،، که پزشک اورژانس گفت ببرید بیمارستان اطفال با آندوسکوپی درببارن،،،ما اومدیم خونه و خواهرشوهر و مادرشوهرم نزاشتن ببریم گفتن می‌برید بچه رو سوراخ سوراخ میکنن این دفع میشع خودش،