۴ پاسخ

اسم دکترت چی بود عزیزم ؟ اتاق خصوصی انتخاب کردی ؟ اتاق وی ای پیش تو تعمیر بود اذیت نشدی؟

عزیزم من چند تا سوال بپرسم؟
یکی اینکه هزینه عملت چه قدر شد؟ بیمه تکمیلی قبول می‌کنن؟
دوم اینکه اسم دکتر بیهوشیت یادته؟
بعد ببین بعد عمل کاچی میارن برات شکمت راه بیفته؟
بعد میگن بیمارستانش خیل پولکی راسته؟ میدونم گرونه ولی منظورم اینکه هی میگن با اینکه پولکی اخلاقاشون بده یا هی پرسنل پول میخوان ازت.
اتاقت خوب بود؟

من اولی ابن سینا زایمان کردم اما دومی رو دکترم گفت عرفان نیایش هم میتونم خیلی دو به شکم. از ابن سینا راضی بودم.

عزيزم ممنون از توضيحاتت انشالله براي ماهم به خير و خوشي تموم بشه

ان شاءالله❤️ یه سوال طبیعی یا سزارین 🥲

چون هنوز سرم نمیشه😁😁😁😁😁

سوال های مرتبط

مامان هیراد مامان هیراد ۲ ماهگی
تجربه ی سزارین پارت ۴
وقتی هیرادو آووردن پیشم و صورتشو به صورتم چسبوندن نمیدونید چه حسی داشتم🥹🥹وای انگار رو ابرا بودم…و بهترنی‌حس دنیارو داشتم🥹😍
بعد ازاینکه هیرادو تمیز کردن از‌پیشم بردنش…دکترم چندبار شکممو فشار داد که اصلا نفهمیدم…دیگه زایمانم تموم شد و منو بردن ریکاوری…حدود ۴ساعت منو تو ریکاوری نگهداشتن و چندباری شکممو فشار دادن که بخاطر بی‌حسی هیچی متوجه نشدم…به جز یکبار که اثر بی حسی از بین رفته بود و خیلی درد کشیدم…حدود ساعت ۸شب هم سوند رو ازم جدا کردن و شروع کردم به راه رفتن😍یکم اذیت شدم ولی ا‌نقدراهم سخت نبود و دردش قابل تحمل بود…از اول هم هیرادو شیر‌دادم و خداروشکر شیرم خوب بود😍به قدری زایمانم راحت بود که اصلا باورم نمیشه همه چیز انقدر قشنک گذشت…پرسنل بنت الهدی بی نهایت مهربون و مسئولیت پذیر بودن و حتی لحظه ای ازت غافل نمیشدن…خیلی خیلی از پرستارا ‌ دکترم و همه چیز راضی بودم.
واقعا سزارین عالیه و من‌الکی‌به خودم ترس و استرس داده بودم.
مامان هایلین مامان هایلین ۱۳ ماهگی
تجربه زایمان سزارین پارت 3
بعد از تموم شدن عمل منو بردن ریکاوری نمیدونم چرا میلرزیدم انگار از هیجان بود از ی طرفم سردم شده بود پرستار اومد یه لوله گذاشت زیر پتوم که گرما میداد و بهترشدم یکی دو ساعتی تو ریکاوری بودم که بعدش ک اومدن ببرنم بخش پرستار اومد و ماساژ رحمی داد که اصلا درد نداشتم چون هنوز بی حس بودم اصلا از ماساژ رحمی نترسین واقعا هیچی نبود راستی اینم بگم ک من پمپ درد هم گرفتم اولش نمیخواستم بگیرم ولی دکتر پیشنهاد داد ک بگیری بهتره منم پمپ درد گرفتم اما با وجود پمپ درد هم ی کوچولو درد داشتم ک قابل تحمل بود حالا نمیدونم اگر پمپ درد نمیگرفتم دیگ چه حد دردی داشتم.بعد از ماساژ رحمی منو بردن بخش و دخترمم اوردن پیشم دیگ اون لحظه هیچی از خدا نمیخواستم چون خدا بزرگ ترین نعمتشو بهم داد و من فقط دعای روی لبم اینه ک خدا ب همه چشم انتظارا این لحظه رو هدیه کنه و توی اتاق عملم این دعارو کردم.اینم از تجربه ی من از زایمان سزارین ک کاملا راضی بودم و تا اینجا راضی هستم اگر سوالی دارین درخدمتم شاید نکته هایی باشه ک من جا انداخته باشم بپرس ازم
مامان آریا ایلیا محیا مامان آریا ایلیا محیا ۷ ماهگی
زایمان سه قلو ها پارت ۴

قسمت بخیه زدن خیلی طول کشید اونجا تازه پرسنل اتاق عمل از خودم میپرسیدن راستی جنسیت بچه هات چی بود؟ 😁 میگفتن اینقدر همه چی رو دور تند بوده سریع بچه ها رو بگیرن بند نافشونو بزنن بدن بره اصلا فرصت نکردن ببینن جنسیت بچه ها چیه 😅
بعد بردنم اتاق ریکاوری و بالا سرم هیتر روشن کردن چون لرزم شروع شده بود البته نه در حدی که تو کلیپای اینستا نشون میده تختم تکون میخوره !
تو اتاق ریکاوری صدای گریه نوزاد میومد حسم میگفت صدای بچه منه و درستم بود بهم گفتن دخترت اینجاست خیلی وفاداره مادرشو تنها نذاشت چون پسرامو برده بودن ان آی سی یو 🥺 بعد آوردنش گذاشتن رو سینم تا شیر بخوره
تا وقتی تو اتاق ریکاوری بودم چند بار اومدن برای ماساژ رحمی که خداروشکر چون بی حس بودم هنوز چیزی حس نمیکردم خوشحال بودم که این قسمتم که ازش خیلی میترسیدم بخیر گذشت و ترسی نداشت و تموم شد دیگه
اما اما امان از وقتی که بردنم داخل بخش و بی حسیم رفته بود! چند بار دیگه هم اومدن ماساژ رحمی دادن چون میگفتن چند قلو زایمان کردی ممکنه خونریزی کنی و من اون موقع نرده های تخت و محکم میگرفتم و داد میزدم 😖 ماساژ بعد بی حسی از نظر من واقعا وحشتناک بود...