۲ پاسخ

انشالله زودتر دردات خوب بشه و اوکی بشی
چطور بود بیمارستان ؟
هزینش چقد شد؟
منم میخوام برم اونجا همش استرس دارم🥲

سلام عزیزم بسلامتی قدم ‌نورسیده مبارک باشه😍❤️

سوال های مرتبط

مامان محمد جواد مامان محمد جواد ۱۰ ماهگی
هر کی میگه سزارین خیلی راحته و فلان اشتباه میگه چون بدن با بدن فرق می‌کنه مثلا من با راهنمایی های بقیه رفتم سزارین خودمم الان میفهمم که بدن با بدن فرق می‌کنه گفتن بی حسی میزنن هیچی نمی‌فهمی بعدشم فقط راه رفتنش سخته منو بردن اتاق عمل مردمو زنده شدم بعدشم توو ریکاوری ۳بار ماساژ شکمی دادن اثر بی حسی از شکمم رفته بود ولی از پاهام نه رفتم اون دنیا اومدم از دردش بعدشم اومدم بخش وقتی میخواستن انتقالم بدن تخت بخش انقد از درد گریه کردم داد زدم بعدشم گفتن پاشو باید راه بری دوباره رفتم اون دنیا برگشتم پدرمو درآورد درد تا الان که چند روزه بازم نمیتونم بلند بشم به بچم شیر بدم اصلا شیری ندارم خلاصه که خواستم بگم هیچ وقت از کسی نپرسین که چطور بود عملش یا از کسی توو این ضمیمه راهنمایی نخواین شاید بدن اون با شما خیلی فرق می‌کنه مثلا من زیر عمل نفسم تنگ شد نفسم رفت بی هوش شدم بعد از برش اول اکسیژن گذاشتن ولی تا برم بخش نفسم بالا نمیومد زیر عمل همش داد میزدم بیاین من دارم میمیرم خیلی سخت بود برای من اگر برگردم عقب سزارین رو انتخاب نمیکنم 😔
مامان جوجه ی من🐣🩷 مامان جوجه ی من🐣🩷 ۱۴ ماهگی
مامان حامی مامان حامی ۱۴ ماهگی
مامان فینقیلی مامان فینقیلی ۲ ماهگی
تجربه زایمان
پارت دوم
اینم بگم که گاهی احساس میکردم به بدنم دست میزنن اما هیچ دردی نبود. در حین بخیه زدن لرز کردم که برام امپول زدن خوب شدم. بعدش اوردنم تو ریکاوری که بهشون گفتم ماساژ شکمی رو تو بیحسی برام انجام بدن و هیچ دردی احساس نکردم بعد از اون تو ریکاوری دخترمو اوردن گذاشتن رو سینم که شیر بخوره.بعد از یه مدتی بردنم توی بخش
تا چند ساعت که بی حس بودم و هیچ دردی احساس نمیکردم بعد از اینکه بی حسی رفت کم کم درد رو احساس میکردم که با شیاف و مسکن قابل تحمل بود.
اینم بگم که من پمپ درد نداشتم.و درد کاملا قابل تحمل بود برام
همون شب اومدن که از تخت ببرنم پایین
اولین راه رفتن کمی سخت بود در حد چند قدم رفتم و برگشتم توی تخت اما خودم دوباره خواستم که کمکم کنن مرتب از تخت بیارنم پایین و راه برم هر بار که راه میرفتم وضعیتم بهتر میشد و بیشتر میتونستم راه برم و درد کم و کمتر میشد دیگه خودم شب توی سالن راه میرفتم. فرداش تا ساعت ۱۲ مرخص شدم.
تجربه من از زایمان این بود و واقعا هر بار دیگه برگردم عقب سزارین رو انتخاب میکنم. اما خب کلا سه روز بعد بدشانسی اوردم که حتما توی پارت بعدی براتون میزارم که خانمای باردار حواستونو جمع کنید.
مامان 💙کارن💙 مامان 💙کارن💙 ۱ ماهگی
تجربه من از سزارین
پارت ۳

فکر کنم حدودا ۲ ساعتی توی ریکاوری بودم تا بالاخره اومدن سراغم و منو بردن به اتاقم و پروسه عمل من رسما تموم شد. همونجا بود که ترس منم تموم شد چون فکر میکردم خیلی سخت تر ازین حرف‌ها باشه و بهم خیلی سخت بگذره و ترسناک باشه اما واقعا نبود. بخاطر فشار خون من دو شب بستری بودم و تا روز بعدش سوند بهم وصل بود. اینم بگم که وصل کردن و کشیدن سوند هم خیلی راحت و اوکی و بدون درد بود و اصلا چیزی حس نکردم. از خونریزیم هم بخوام بگم تا دو روز واقعا زیاد بود اما بعد اون شبیه پریودی شد و الان که دارم مینویسم بعد ۱۵ روز تقریبا تموم شده و بیشتر حالت لکه های قهوه ای هستش. درد هم که هفته اول کمرم و جای بخیه هام هم واقعا درد داشت و تیر میکشید اما نه جوری که نشه راه رفت. من همون روز عمل شبش از تخت اومدم پایین و راه رفتم. بار اول خیلی سخت بود پایین اومدن و راه رفتن اما حالتی هم نبود که بگم نشدنی بود. خلاصه اینکه سخته اما خیلی زود آسون میشه و اگر دکترتون خوب باشه واقعا جای هیچ نگرانی نداره.
الان بعد دو هفته من دیگه نه کمرم نه بخیه هام درد نداره.

ادامه در پارت بعد