تجربه سزارین
#تجربه_سزارین

قسمت دوم
بعد از تزریق بی حسی که واقعا دردش خیلی خیلی کم بود پاها شروع میکنن به گرم شدن و برای من ترسو یکم ترس برم داشت که الان فکر میکنم میکم چرا ترسیدم نمیدونم ولی اگر ترسیدین به پزشک بیهوشی حتما بگین من بهش گفتم بهم ارام بخش زدن و انگار خوابم برد و و یهو با صدای همه که گفتن وای داره به دنیا میاد و قبل از صدای گریه کردنش از خواب بیدار شدم و اوردن صورتشو گذاشتن رو صورتم و حس فوق العاده عجیب و وصف نشدنی بود.
من فکر میکردم لرزش بدن فقط برای زایمان طبیعی هست اما من که رفتم ریکاوری تا یکساعت و نیم بعدش لرزش شدید از فکم تا دستام داشتم که از پرسنل ریکاوری پرسیدم من چرا اینجوری دارم میلرزم گفت طبیعیه بخاطر خروج جفت هست و اومدم بخش خلاصه و دردی که داشتم در حد پریود با شدت بیشتر از پریودی هام بود.هر کی میخونه و میترسه از زایمان بدونه که درد هست ولی واقعا قابل تحمله اینو یه ادم درد سست ترسو داره میگه بهتون. خ

۳ پاسخ

ماساژ چی؟

منم خیییلی میترسم کاش نترسم ولی دست خودم نیس از الان نمیدونم باید چیکار کنم

🥺🥺بعدش چی کی بی حسی تموم شد دردای بخیه ها چجوریه کی میتونی بچه رو بغل کنی

سوال های مرتبط

مامان مهدا مامان مهدا ۳ ماهگی
تجربه سزارین ۲

سوند رو که میخواستن بزنن گفتن باید پاهاتو کامل باز کنی خیلی زود زدن ولی اولاش یکم سوزش و احساس نشت داشتم که گفتن طبیعیه
بعد نیم ساعت رفتم اتاق عمل
آمپول بی حسی خیلی درد نداره ولی برای من تزریق نمیشد چهار پنج بار هی زدن که واقعا اذیت شدم
تا تزریق شد گفتن سریع بخواب
یکی دو دقیقه طول کشید تا بی حس بشم حس گرما رو تو پاهام خیلی دوس داشتم
قسمت بد ماجرا این بود که آدم کامل لخت بود و اتاق عمل پر از مرد بود
دخترم هی از این طرف شکم میرفت اون طرف و نمیتونستن در بیارنش هی فشار میاوردن گاهی واقعا حس میکردم الان از رو تخت میوفتم تا دو روز بعد از زایمان دنده و قفسه سینم بخاطر فشار ها درد میکرد
دخترم دنیا اومد که اصن از حس و حالش نگم
بعد حدود ۲۰ دقیقه طول کشید تا بخیه زدن
بعد انتقالم دادن ریکاوری
قبلا فک میکردم ریکاوری آدم اذیت میشه ولی واقعا آدم نیاز داره به ریکاوری
حدودا چهل دقیقه ریکاوری بودم دخترمو آوردن شیرش دادم
بعد رفتیم اتاقم
من اینجاها یکم احساس گیجی. داشتم
رسیدگیشون واقعا عالی بود یعنی آدم واقعا همراه نمی‌خواست
پمپ درد داشتم
دردش واقعا قابل تحمله
بلند شدن از تخت اصلا سخت نبود من بدون کمک بلند شدم
مامان آقا یونا مامان آقا یونا ۷ ماهگی
سریع حاضرم کردن برای سزارین سوند زدن درد و سوزش نداشت فقط من یکم حس ادرار داشتم که اولش طبیعی هست با برانکارد بردن اتاق عمل اونجا اولش یکم باهام حرف زدن بعد دکتر بیهوشی اومد ازم یکسری سوال پرسیدو گفت مریض کدوم دکتری و گفتم بعد بهم پوزیشن بی حسی موضعی زدن از سوزن بی حسی بگم که یکم درد داشت ولی همون یکی دو شب اول حسش میکردم الان نه
بعد ازم پرسید پاهات تا کجا.بی حس میشه بهم گفت همه چیز حس می‌کنه ولی درد نداری......
بعد بی حسی و زدن پرده سبز دکترا باهام صحبت میکردم به ده دقیقه نکشید آقا یونا بدنیا اومد منو بردن ریکاوری بعدش ای سیو پسرمم بردن بخش و بعداز بخش ان آی سیو.....
بعد از سزارین من بیست و چهار ساعت نباید از جام بلند میشدم بخاطر داروی سولفاتی که میگرفتم ولی بعدش خیلی درد داشتم برای بلند شدن بهم مورفین و کیوتین و سه تا شیاف استامینوفن زدن که میدونستم اینا زدن برای مسکن ولی چون کسی و اجازه همراه ندادن باهام خودم راه رفتم خیلی اذیت شدم ولی بخیه های خوبی زدن برام ..... درد هنوز دارم .....
مامان حلما ‌و کیان❤️ مامان حلما ‌و کیان❤️ ۱۱ ماهگی
اومدم براتون از تجربه ی زایمانم بگم امیدوارم به دردتون بخوره ❤️
من زایمان اولم طبیعی بود ، با اینکه بیمارستان خصوصی بودم و آخرشم سرم بی دردی بهم زدن، ولی کلییییی عذاب وحشتناک کشیدم
براهمین تصمیم گرفتم دومی رو سزارین بیارم
من نصف شب بود کیسه آبم ترکید و زودتر از موعد رفتم بیمارستان و با دکترم تماس گرفتم اومد
تا دکترم بیاد بهم سرم اینا زدن و معاینه کردن گفتن ۳ سانتی بیا برو طبیعی که گفتم عمرا دیگه طبیعی نمیرم.
آوردن سوند گذاشتن که واقعا درد زیادی نداره. سوار ویلچر شذم و رفتم اتاق عمل
اونجا آمپول از کمرم زدن که اصلااااا درد نداشت و گفتن سریع دراز بکش
دراز که کشیدم انگار آب داغ میرفت تو پاهام و بی حس شدم کلا.
پرده رو کشیدن جلوم و دستامو بستن به تخت.
من فکر میکردم شروع نکردن هنوز که بعد از حدود ده دقیقه صدای گریه پسرمو شنیدم❤️ واقعا بهترین لحظه بود برام انگار رو ابرا بودم
چون بدون هیچ درد و عذابی بچمو آوردن بغلم❤️
بعد زفتم ریکاوری و شکممو دکترم یه بار فشار داد که چون بی حس بودم نفهمیدم
بعد همسرم اومد و بردنم بخش
کم کم که بی حسیم میرفت خیلیییییی کم دردم شروع شد و گفتم شیاف آوردن برام و باز هیچی نفهمیدم
فقط لحظه ای که اومدن تا از تخت بیام پایین در حد دو دقیقه درد داشتم که اونم قابل تحمل بود
در کل دردا تو سزارین با شیاف کنترل میشه و اصلا سخت نیست.
دیگه بعد از اون با درد کم پامیشذم راه میرفتم تا شکمم کار کنه
سزارین واقعا عااااااالیه اصلا ذره ای استرس نداشته باشین❤️
اون روزتون رو قشنگ بدون استرس و با ذوق و شوق برین که یه روز عالی در انتظارتونه😍❤️
مامان عماد مامان عماد ۱ ماهگی
۰
معاینه دوم که دهانه رحمم باز شده بود نمیدونم چرا انننقدر درد داشت برام، از درد اون بدنم شروع به لرز کرد
لرز شدیدی که نمیتونستم خودمو کنترل کنم
کل اتاق عمل بدنم می لرزید
وصل کردن سوند یکم حس بدی داشت ولی درد زیادی نداشت
تزریق بی حسی تو‌کمر یکم درد داشت ولی قابل تحمل بود
به محححض تزریق بی حسی کل پاهام داغ شد . . .
تو ۳ ۴ دقیقه بی حس شدم و عمل شروع شد
حس میکردم همه‌چیز رو ، تیغی که داره میبره ، سر بچه که از زیر معده م دراومد و شکمم یهو سبک شد
ولی قشنگ ترینش صدای گریه ش بود وقتی هنوز نمی دیدمش
حس اینکه بالاخره سالم به دنیا اوردمش ، این امانت رو رسوندم و وارد این دنیا کردم ، این حس قشنگ نمیذاشت هیچ‌حس بد دیگه ای رو متوجه بشم، ( لرزامو ، فکر درد بعدش و . . .) همه چی از یادم رفته بود
فقط با صدای گریه ش منم گریه کردم . . .
اومدم ریکاوری و بچه رو گذاشتن رو سینم که شیر بخوره . . .
۵و ۲۰ دقیقه به دنیا اومد و من ۶و ربع تو‌ بخش بودم . . .
لرزم تا ۱۰ صبح ادامه داشت
درد زیادی حس نمیکردم ، بی حس بودم
فقط تا ساعت ۱ اصلاااا سر بلند نکردم ، ساعت ۱ گفتن اروم اروم بلند شو ، تختو اوردن بالا و قهوه خوردم ، خرما خوردم و چایی
اروم اروم پاشدم ، به دردام غلبه کردم و پاشدم ، همه توصیه ها یادم میومد و با تمام دردش خودمو صاف میکردم و راه میرفتم
رفتم لباس بخش پوشیدم و خودمو تمیز کردم
درد بود ولی با شیاف قابل تحمل میشد
به هرحال شکم زخمه و درد داره ، حتی هنوز که بخیه هارو کشیدم موقع دراز کشیدن و پاشدن یکم درد رو دارم
ولی همه چیز خیلییییییییی بهتر از اونیه که میگن بهمون
به نظرم واقعا ترس و اضطراب نداشت. . .
مامان داریوش مامان داریوش روزهای ابتدایی تولد
اول از همه یه چیزی که با تمام وجودم درک کردم اینه که بدن انسان بسیار هوشمند و بدن یک زن یک شگفتی و مجزه است
دوم اینکه فکر کردن به پروسه زایمان سزارین و تراشیدن ترس یکی از بدترین کارهایی بود که کردم
البته که برای منی که از یه سرم ساده میترسم طبیعیه از پاره کردن هفت لایه شکمم با جراحی ترس داشته باشم
گذشته از پروسه عمل و زایمان که دردش در تصوراتم ده برابر واقیعت بود و بیشتر شبیه یه خواب پر استرس بود تا زایمان وحشتناک ، درد بعد از عمل مثل درد پریودی بسیار شدید بعلاوه درد ناشی از ترکیدن کیست که قبلن درد ترکیدن کیست رو تجربه کرده بودم بود و خیلی دردش کمتر از حد تصور بود
البته از حق نگذریم یه تفاوت خیلی بزرگی که داشت با پریودی و ترکیدن کیست ، درد قسمت بخیه بود اونم نه بخیه روی پوست بلکه بخیه داخل شکم که به وضوح حس میکردم کجا داخل شکمم بخیه داره
پا شدن و نشستن سخت بود ولی الان عالی تر از قبل زایمان و حتی روزای بارداری هستم
خدارو شکر میکنم که زودتر از حد تصوراتم سرپا شدم
الحمدلله رب عالمین ❤️
مامان ماهلین مامان ماهلین ۲ ماهگی
مامان shahan💙 مامان shahan💙 ۱۱ ماهگی