۶ پاسخ

من دو ساله می‌فرستم خیلی راضیم خودشم خیلی دوست داره
هر وقت حس میکنم خسته س یا دوس داره خونه باشه یه روز پیش خودم میمونه

ماهم بازی میکنیم باهاش ولی هیچی تعامل با بچه های دیگه نمیشه
بعد خسته نمیشن بفرست بره فصلشم عالیه مریضی ها کم شده
فقط یه چیزی تحقیق کن ببین کدوم مهد خوبه
جای خوببذارش
من پارسال جای بد گذاشتم بچم زده شد
الان صب بیدار میشه میگه کی بریم مهد

من سه ساله میفرستم و عالیه

منم میبرم خودم میمونم تو محوطه خیلی خوووبه

خیلی خوبه من که دوهفته ای فرستادم تازه روزی یه ساعت می‌ره انرژیش خالی میشه تا عصر که باباش بیاد کمتر اذیتم میکنه

من کرجم شهرک جهان نما ۱۰ روز رفت علشق نقاشی بود از نقاشی و خمیر بازی کلا زده شده به نظرم جاش مهمه

سوال های مرتبط

مامان اهورا مامان اهورا ۴ سالگی
مامان معجزه خدا مامان معجزه خدا ۳ سالگی
بابچه هاتون چیکار میکنید تو این هوای گرم؟!؟! پارکم نمیشه برد اینقد داغه هوا دائم میخواد تو خونه باهاش بازی کنم اینقد کلافه ام که حوصله هیچی ندارم این طفلی هم یکسره بازی میخواد با پسرخالشم ک یکسال تفاوت سنی دارن اصلا ااااا بازی نمیکنه اصلا دوسش نداره میگه اصلا نیاد خونمون. خودم گهگاهی میبرمش بیرونی مغازه ای یا تو خونه یکم برنامه کودک میبینه. بازی هم باهاش بکنم فقط دوستداره بدوبدو و بازی های هیجانی باشه که من اصلا نا ندارم اینقد گرمه هلاک میشم اصلا حوصله هیچی ندارم 🤦‍♀️🤦‍♀️باز میگم چقد من مامان بدی هستم ک باهاش بازی نمیکنم ولی نمیدونم چرا اینقد کسلو بی جونم 🤦‍♀️
از صبح ساعت‌های 8 اینا بیداره تا ساعت‌های 10 یا 11 شب ظهرم اصلا نمیخابه نمیزاره منم بخوابم دیگه این تایم همش میگه بازی کن باهام
به نقاشی هم اصلا علاقه نداره فقط بازی های هیجانی.
با باشم ک اصلا بازی نمیکنه همش میگه خستم حتی روزهای تعطیل ک خونه دائم میگیره میخوابه خیلی کلاااافه شدم خیلیییییی
مامان پسری مامان مامان پسری مامان ۵ سالگی
کمی از اخلاقیات پسرم میخام بگم لطفا شماهم بگین که ببینم راه حلش چیه

پسر من خیلی لجبازه خیلی پر انرژیه همش خرابکاری می‌کنه کل خونرو مدام گند میزنه اصلا اهل بازی کردن نیس فقط خرابکاری و بهم ریختن اصلا هم اینکه کمکم کنه و خودش جمع کنه نیست همش دست میزنه به سینه هام باهاشون بازی می‌کنه دنبالم راه میوفته عین جوجه گاهی وقتا حین ظرف شستن و غذا پختن صندلی می‌زاره ک فقط بیاد دست بزنه یه سینه های من همش لباسمو بالا میده حالا اینا به کنار بیش از اندازه وابسته پدرشه اصلا همه دنیا یه طرف باباش طرف دیگه. همش دنبالشه هم بیرون هم تو خونه از وقتی ک شوهرم میاد اصلا بهش اجازه استراحت نمیذه نه استراحت نه خاب نه غذا خوردن نه حتی دو دقیقه بیاد کنار من بشینه برای همون منو شوهرم خیلی از هم دور شدیم حتی مهموونی هم ک میریم بازم میاد گیر میده به منو باباش مخصوصا باباش ک بیا با من بازی کن یه ادا اصول ها در میاره انقد نق نق و عصبیه که مجبوریم ب حرفش گوش بدیم فوری قهر می‌کنه عصبی میشه