۹ پاسخ

چقد قشنگ نوشتی

عزیزدلم منم سی و چهار هفته و سه روز زایمان کردم میفهمم چقدر نوزاد نارس سختههه
عزیزدلم شما بچه هارو تست شبکیه چشم بردبن؟ به من گفتن ببر من میترسم اذیت بشه

خداقوت واقعا بهشت باید زیرپای مادر باشه😔

دعا کن منم بغل بگیرمش بعد. اینهمه جزری گ کشیدم

عزیزم قربون دلت منم خیلی دعا کن خیلی شکستم .این ماه اونی ک میخام بشه حاضرم همشو استراحت بشم

خداروشکر عزیزم

اخییی عزیزم
دعا کن من هم این دوران سختو بگذرونم و تهش ختم شه به خنده‌های قشنگ دخترم🥹❤️

ای جانم خدا حفظشون کنه براتون

عزیزم بغضم گرفت بامتنتون🥹🥹🥹
هزارماشاا...خداحفظشون کنه گلم🥰🥰🥰🥰
ببخشیدمن متوجه نشدم گفتین زایمان زودرس داشتین چن هفته زایمان کردین؟

سوال های مرتبط

مامان نی نی مامان نی نی ۶ ماهگی
#پارت_دوازدهم_تجربیات_بارداری
#زایمان_زودرس
تا اینجا میدونید ک من بیست پنج هفته طول سرویکسم از ۳۲امدش بیست پنج و حالا روی مرز کوتاهی طول سرویکس قرار داشتم و با مشورت دکتر من رو ب دکتر بارداری های پرخطر ارجا دادن و اونجا بهم گفتن بخاطر سن بارداری بلا ینی بیشتر از بیست هفته امکان سرکلاژ وجود نداره و فقط امپول پرژسترون بهم داده شد از اینجا ب بعد بخاطر شرایط استراحتیم امپول انوکساپارین همون زد انعقاد خون رو بخودم مداوم تا اخرین روز از بارداری تزریق کردم البته باید دو روز قبل از زایمان قط میکردم اما بخاطر. شرایطی ک بوجود امد. امکانش ایجاد نشد
بهم پیشنهاد پساری داده شد اما با مشورت چند متخصص زنان بهتون میگم ک
#پساری
برای جلو گیری از کم شدن دوباره طول سرویکس کاری نمیکنه ینی سرکلاج استراحت مطلق سرفه عدسه نکردن زور نزدن برای دستشویی میتونه کمکم کننده باشه اما پساری تو هییییییچ کتاب و منبع علمی کمک کنندگیش اثبات نشده و فقطططط امکان ریسک عفونت رو بالا میبره پس اگ بهتون پیشنهاد پساری و سرکلاژ رو دادن لطفا بدپن ترس اتاق عمل سرکلاژ رو انتخاب کنید و اگ مثل من از زمان سرکلاژ گذشته بود فقط استراحت کنید پثنیازی ب گذاشتن پساری نیس م
مامان نی نی کوچولو مامان نی نی کوچولو ۲ ماهگی
سلام سلام
یکم سرم‌خلوت شد اومدم از تجربه بارداریم براتون بگم
روزایی که سخت بود و همه انرژی منفی میدادن جز یه مامان گل تو گهواره که دلگرمم کرد
من تا هفته ۲۴ بارداریم کاملا نرمال و بدون مشکل بود خیلی راحت و خوب میگذشت
هفته ۲۴ خونریزی کردم و بستری شدم امکان سرکلاژ نبود هفتم بالا بود و قشنگ همه پرستارا ناامیدم میکردن و سونو نشون داد دهانه رحمم باز شده
خلاصه اینکه شیاف و دارو و آمپول و استراحت اومدم خونه
استراحت شدم و با وجود استراحت هفته ۲۸ باز خونریزی و هفته ۳۰ و دوباره هفته ۳۲ دیگه واقعا توکلم به خدا بود استراحتمم مطلق نبود در حد سرویس و حموم و کاهی یبار دکتر میرفتم و پله داشت خونه و روی هر پله موقع بالا و پایین رفتن از پله ها بیست ثانیه وایمیستادم و هر راه پله دو دقیقه خلاصه اینجوری گذشت و به خسرو خوشی گذشت میخوام اینارو بنویسم که مامانایی که دارن این روزا رو تجربه میکنن استرس نگیرین خدا بخواد هر غیر ممکنی ممکن میشه و من فقط به خدا توکل کردم و امیدم به خدا بود
تاپینگ بعدی هم وزن نگرفتن بچه رو براتون مینویسم
خلاصه با همه این اتفاقا خدا با من بود و ۳۸ هفته و ۳ رو. زایمان کردم و دختر گلمو به خوبی و خوشی بغلم گرفتم 😍😍
تحت هر شرایطی امید و توکلتون بخدا باشه نترسین استرس همه چیو خراب میکنه دارو و دکتر و استراحت تلاش ماست بقیه دست خداست
مامان نی نی مامان نی نی ۶ ماهگی
#پارت_سه_تجربیات_بارداری

برای کسی ک مثل من بارداری سختی رو میگذورنه قسمت اولش تو تاپیکام هست
تا اونجاای گفتم ک بهماتوم بارداری خون جم شده پشت جفت مبتلا شدم از اونجاای بعد تماس های فراوان خودم با دکترم تونستم باهاشون صحبت کنم گفتن شرایط فعلا امنه و میتونم برم مطب برای برسی بهتر و از اونجاایی ک بیمارستان الزهرا هیچ کمکی بهم نکردن.و گفتن نموندم نموند خودم رفتم سونو گرافی دکتر فرج نژاد عزیز ساعت نزدیک یک شب سونو شدم و هماتوم ب اندازه ۱۲میلیمتر دیده شد اما این ترس با شندیدن صدای قلب کوچولوم توی هفته هفتم بارداری اروم شد و بهم امید دادن ک برای خیلیا بوجود میاد و ب خودی خود با استراحت جذب میشه جایی نگرانی نیس برای اطمینان بیشتر لازمه ب دکتر خودمم جواب رو نشون بدم
هماتوم عزیز با استراحت بعد قبل از غربالگری اول دفع شد و بعد از اون مقدار باقیموندش دف شد
من از روتین بارداری ازمایشات و چکاپ های روتین چیزی نمیگم چون میدونم همه مطلعین و نیاز ب تکرار واضحات نیس
اما دردسر بارداری برای من تموم نشد 😅🙃