۶ پاسخ

درکت میکنم منم الان درحال گریه و سرزنش خودمم

نمیتونی یکی دو روز بری خونه مامانت؟ ی ساعتم بتونی بخابی خودش کلیه

منم دقیقا روزی که مامانم میخواست بره گریه میکردم میگفتم میترسم نتونم
ولی شد
خدا توانشو بهمون داده عزیزم
این روزا هم میگذره و خاطراتش برامون میمونه
به این فکر کن که از این سن کوچولوت لذت ببری
گوگولی و بغلی🥺

و اما منی که از روز اول پسرم بستری شد و خودم تو بیمارستان موندم پیشش
حتی 10 روزگی رفتم همون بیمارستان بخیه هامو کشیدن
15 روز تمام سر پا بودم حتی 1 ساعت هم دراز نکشیدم

منم هنوز هیچی نشده خسته و سردرگمم
اصلا از پس کارای بچم برنمیام😔

واقعا عزیزم مادرشدن خیلی سخته
واسه همینه که بهشت زیر پای مادره😊❤️‍🩹

سوال های مرتبط

مامان اسرا😍 مامان اسرا😍 ۷ ماهگی
مامانا خیلی دلم گرفته و حالم بده نمیدونم شماهم‌این نجربه رو وقتی بچه اولتون ب دنیا اومد داشتین من خیلی میترسم از این حالم🥺🥺🥺
اول اینو بگم ک زایمانم سزارین بود،و وقتی بهوش اومدم و‌اومدن شکمم قشار دادن بشدت درد داشتم تا رفتم پخش سراغ بچمو گرفتم بغلش کردم با تموم دردی ک داشتم شیرش دادم تو دلم ک بود خیلی باهاش حرف میزدم تعریف دردو دل و بشدت واکنش میداد ب حرفام نوازشام یعنی انقدر ذوقشو‌میکردم تو دلم بود ک نگو ،ب دنیا اومد تا چند روز اول با زخم سر سینم هرجوری بود بهش شیر میدادم نگرانش بودم …..باورم نمیشد زاییدم یا مادر شدم الان ۱۹روزه زایمان کردم بچم خداروشکر اروم ولی بشدت ولع داره مک میزنه نمیدونم شاید درست شیر نمیره تو دلش یعنی خیییلی انرژیمو میگیره
از اینکه بغلش کنم ببرم بشورمش خیلی میترسم
از اینکه حموم‌کنمش بشدت میترسم
از اینکه حتی وقتی دماغش گرفته با فین گیرش دماغشو‌تمیز کنم
طاقت گریشو‌اصلا ندارم
همینطوری فکرم درگیره ک‌من میتونم از پسش بر بیام تنهایی یا ن
الان مامانم کمک میکنه سریع میشورع میاره مای بیبی میکنه اروغشو میگیره
حس میکنم تنها نمیتونم وقتی دلش درد میگیره وقتی خستم و‌ب استراحت نیاز دارم😭😭😭
بیاید حرف بزنیم فکر و استرس باعث شده من اون حس مادرانه رو‌حس نکنم من انقگار فقط احساس مسئولیت میکنم 😩😭😭😭