۱ پاسخ

خب دیگه چرا الکی زور میدادی اخه امپول فشار برای شروع انقباضه نه برای فشار اوردن،زور و جیغ الکی فقط روند زایمانو سخت میکنه اونم اوایل درد

سوال های مرتبط

مامان امیرعلی مامان امیرعلی ۵ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت چهارم
و من دردام ب شدت زیاد بود جوری ک جیغ میزدم از درد. من ماما همراه گرفته بودم و شرایط ماما همراه اینه ک تا پنج سانت نشی نمیاد بالا سرت. خلاصه پرستارا وقتی دیدن ک من هیچ پیشرفتی نمیکنم برام سرم فشار زدن ومن شدت دردم بیشتر و بیشتر میشد و امپول فشار هم تاثیری روی پیشرفتم نداشت و من تا نزدیکای ظهر دهانه رحمم چهارسانت باز شد با وجود امپول فشار. مجبور شدن زنگ بزنن ماما همراهم بیاد ک خودش کمک کنه دهانه رحمم باز شع وقتی مامااومد معاینم کرد و کلی امیدواری بهم داد نگران نباش کمک میکنم زودتر دهانه رحمت بازشع. مامانا توصیه ای ک بهتون میکنم اینه ک اک قصد طبیعی دارین حتمن ماما بگیرین چه همراه چه خصوصی فرقی ندارع ولی حتمن بگیرین توی اون شرایط خیلی خوبه کسی باشه کنارت ک دلسوزانه همراهیت کنه و حرفای دلگرم کننده بهت بزنه و من مامام ب خوبی کارشو تواین زمینه برام انجام داد و حرفاش باعث دلگرمیم میشد... خلاصه ماما با کلی ورزش و اینا کمکم کرد تا دو ساعتی از دردام و بهتربتونم تحمل کنم اما خب من دقیقت دردام وحشتناک تر میشد و این دردی ک من میکشیدم برای درد دهانه رحم ده سانت بود ولی من دهانه رحمم پنج سانت باز شده بود.و این کلی ماما و پرستارارو متعجب میکرد و هی تند تند منو معاینه میکردن و امپول فشارمو شدت تزریقشو بیشتر و بیشتر میکردن ک من زودتر پیشرفت داشته باشم و تا ساعت دو ظهر دهانه رحمم رسید به نه سانت... و مجبورشدن بخاطر شدت دردی ک داشتم توی همون نه سانت پروسه زایمانو شروع کنن
مامان نورا مامان نورا ۸ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی بدون درد پارت ۲
تا صبح دردام هر یک ربع یبار بود و نذاشتن همراه پیشم باشه تا اینکه ساعت ۶ صبح سرم فشار بهم وصل کردن و از ساعت ۷ دردام شدید شد و ساعت ۸ و نیم دیگ ب اوج رسید و واقعا میخواستم زمین و گاز بگیرم و بی حسی میخواستم. تا اینکه دیدن تازه ۳ سانت شدم گفتن باید تا ۵ سانت صبر کنی. من اینجا اشتباه کردم و گفتم همراهم بذارید بیاد پیشم و همسرم ک اومد منو تو اون حال دید خیلیییی اذیت شد، شما این کارو نکنید. انقد دردام اذیت کننده بود داد میزدم و گریه میکردم هرچی میگفتن نفس عمیق بکش نمیشد اصن، اینجا دردام هر ۳ دیقه شده بود. البته دو سه نفر قبل من هم زایمان طبیعی بودن ولی فقط موقع زایمان اینجوری درد داشتن(میخوام بگم بدن به بدن فرق میکنه)
خلاصه ساعت ۱۰ بود ک معاینه کردن گفتن ۵ سانت کامل پر شده ب ۶ سانت هم میرسه تا بی حسی اسپاینال به کمرم زدن و ب معنای واقعی نفس راحت کشیدم دیگه دردی حس نمیکردم. بعدش پرستار کیسه آبم و ترکوند و دید بچه مدفوع کرده و ضربان قلب بچه افت کرده. معلوم بود خیلی استرس گرفتن اینجا هنوز دکترم نیومده بود و دائم با ان اس تی داشتن ضربان قلب بچه رو چک میکردن. ولی دیدن ضربانش نرمال شده و منتظر دکتر شدن. دکتر ک اومد گفت بچه ات مدفوع کرده دهانه رحمت هم ک آماده نیست ببریم سزارین؟ انگار پارچ آب یخ ریختن روم این همه درد وحشتناک طبیعی کشیدم آخرش برم سزارین؟!
مامان جواد مامان جواد ۵ ماهگی
پارت دوم
بهم لباس بستری دادن همراهم صدا زدن لباسام بهشون دادم
سنوم چک کردن گفتن ک وزن بچت کمه 2کیلو 750 گرم سنو 37 هفته داده بودم خب خلاصه منو بردن داخل زایشگاه ساعت 8 بهم سرم زدن تقویتی با ان سی تی گذاشتن تا ساعت 10 شب بعد ساعت 10 امپول فشار شروع کردن ولی خیلیییی یواش یواش میرف من ساعت 12 شب تقریبا دردام شروع شد در حد کم پریودی بود 1نیم شب سرم قطع کردن گفتن استراحت کن صبح ساعت 6 امپول فشار دوباره وصل کردن نیم ساعت بعد معاینه کردن 2 سانت بودم نیم ساعت بعد ک ب 3 سانت رسیدم کیسه ابم را پاره کردن و دردام شروع شد امپول فشار بیشتر کردن ساعت 7نیم صبح ب 5 سانت رسیدم دردام قابل تحمل بود ساعت 9نیم دردام زیاد شد بدجور وحشتناک فق راه نجات میخاستم پرستارا خیلییییی کمک میکردن بهم پمپ گاز دادن ک یکم بی حس بشم ولی فایده نداشت خیلییی معاینه تحریکی میکردن خیلییی کمک می‌کرد پرستارا واقعا خوب بودن کمک میکردن بعد بهم امپول تو پام زدن ک روند زایمان زود پیش ببره
مامان نیلدا مامان نیلدا ۷ ماهگی
سلام مامانای گل بعد چن روز اومدم تجربه ی زایمانمو بهتون بگم من از سی و هفت هفته هرروز ناشتا اب داغ و خاکشیر و میزاشتم دم بکشه میخورم هرازگاهیم دستم خالی میشد یچنتا ورزش و چرخش هم میکردم سی و هشت هفته دو روز بود ساعت یازده شب کیسه ابم سوراخ شد رفتم سریع دوش گرفتم و شیو 😂🥴 شد ساعت دوازده از قبلم میدونستم ک کیسه اب ک سوراخ یا پاره شد نباید استرس بگیری چون چن ساعتی طول میکشه تا کاملن تخلیه شه یدفع خالی نمیشه ساعت دوزاده رسیدم بیمارستان معاینه اینا کردن دو سانت باز بود دهانه رحمم تا وقتیم چهار سانت نشه ماما همراه نمیاد من اصلا دردی نداشتم ساعت پنج صب برام سرم و امپول فشار و شروع کردن ک هر هشت دقیقه یه قطره میرفت به بدنم ساعت هفت صبح شدو دهانه رحمم شد چهار سانت خیلی ریز ریز درد داشتم ک ماما همراهم اومد و برام ورزش و روی توپ نشستن و انجام دادیم و دردام شروع شده بود و قابل تحمل بود برام و دردامو با ورزش کردن کنترل میکردم اینم بهتون بگم دردا هر دو دقیقه یبار میگرفت یه دقیقه درد میکرد ساعت ده بردن اب وان گرم و خیلییی خوب بود بنظرم درد و کمی کمتر میکرد و من چون دهانه رحمم ورم داشت توی هفت سانت مونده بودم و با معاینه باز میکردن بعد وان دردام بیشتر شده بود برام گاز انتونوکس اوردن گفتن درد و کمتر میکنه ولی بنظرم هیچ تاثیری نداشت بیشتر برا ادم حالت تهوع سرگیجه میورد و خستگی اصلا نگران نباشید منی که استانه تحملم صفر بود زایمان کردم دردا گذری اند میگیره ول میکنه و اینکه نباید انرژیتونو تو سانت هفت ب پایین هدر بدین بقیشو پایین تر می‌نویسم