دوستانی که درجریان نیستن تاپیک قبلیمو بخونن
ادامه شرح زایمانم:
بعد با راهنمایی مامای ورزشم اجازه گرفتم از ماما بیمارستان که برم نمازخونه بیمارستان ورزش کنم .
تو نمازخونه یه ساعت و نیم با تماس تصویری ورزش های مخصوص زایمان رو انجام دادم با ماما
حدود ساعت ۱ ماما بیمارستان زنگ زد بهم گفت بیا بالا چکت کنم
رفتم بالا گفت ۵ سانتی برو بستری شو
دیگه تا برم بستری بشم و بیان معاینه کنن ساعت دو بعد از ظهر ۶ سانت شدم و ساعت ۴ زایمان کردم
تاماااام

و اینم بگم که تنفس درست خیلی مهمه و من اصلاااا حتی یه جیغم نزدم(اگه جیغ بزنین دهانه رحمتون باد میکنه و زایمانتون طولانی میشه)

من فقط همسرم همراهم بود و خیلی خوبه که همسرتون بیاد هم واسه شما خوبه هم همسرتون، وقتی این همه سختی رو میبینه واقعا قدردانیش خیلی بیشتر میشه
شنیدن سختی زایمان خیلی فرق داره با دیدنش

تو بیمارستان هم ماما همراه گرفتم که خیلی کمک میکنه و هی بیخودی معاینه نمیشین دیگه

وان اب گرم اگه باشه خیلیییی خوبه تو تسکین درد عالیههه

درمورد اپیدورال واسه کسایی که ورزش میکنن فایده نداره چون اپیدورال رو تو فاز فعال زایمان میزنن و فاز فعال واسه کسی که امادگی جسمی داره خیلی زود طی میشه (مثلا واسه من ۲ ساعت شد ) و ارزش نداره بخوای اپیدورال بزنی دیگه...

۲۷ پاسخ

عزیزم میشه در مورد بخیه هاتم بگی ک ماماهمراه برات بخیه زد یا مامای بیمارستان؟
چقدر طول کشید خوب بشی؟
چطوری مراقبت کردی؟
اصلا بخیه زیاد خوردی یا کم؟

عزیزم میشه بگی ورزش باکی پیش میرفتی منم خیلی دوست دارم ورزش بارداری شروع کنم اما اصلا نمیدونم باکی، کجا

واقعا عالی بود 🥹🥹🥹کاش ما اینجوری زایمان کنیم کلی انرژی گرفتم

خیلیم عالی من همیشه میگفتم هروقت بچه دارشم انتخابم طبیعیه الانم صددرصد انتخابم طبیعیه نی نی هم باهلم همکاری میکنه سفالیکه خداروشکر تو سنوهای اخیرم نچرخیده هیچوقتم ترس و استرسشو نداشتم و ندارم چون واقعا از لحاظ جسمی ب خودم اعتماد دارم و میدونم برمیام ازش و اینکه همیشه لایف استایلم سالم بوده و ورزش حرفه ای میکنم 😍 چون بدن زن تحمل دردش بیشتر از مرده ما زنای قوی هستیم🙋🏻‍♀️❤️

خیلی خوب توضیح دادید واقعا دستت درد نکنه از استرسم کمتر شد

عزیزم
شما قبلا گفتی دورسرش بزرگ بود
به دنیا اومد اوکی بود؟

گلم مگه اجازه میدن همسرم باشع

خیلی خوب و مفید انشالله این زایمانتون هم راحت و بسلامتی طی کنید،
اما در مورد طبیعی ماهایی که استراحت ایم نباید ورزش کنیم و چیکار کنیم؟

ممنون از اینکه تجربیاتت رو گفتی گلم
این مامایی که آنلاین بودی باهاش رو چطوری میشه باهاش ارتباط گرفت؟

عزیزن چرا ارزش ندارم تو فاز فعال بزنی همونم خوبه دبگه شاید یکی دیرتر بدنش باز شد

شما بچتون چیه ؟اولی و دومی

سلام گلم عذر خواهی میکنم بابت مزاحمت
بنده ختم قرآن هدیه به روح اموات 😘
چله یس به نیت بارداری 😘،چله حجرات به نیت سلامتی نی نی 😘 یس عاشورا به نیابت از کسی میخونم خواستین در خدمتم انشالله نفسم برات حق باشه

من الان تاپینگاتو خوندم
دمت گرم خدایی چقدر مفید و خوب بود
خیلییی ممنونم
ان شاالله این زایمانتم خیلی راحت و خوب باشه و جوجتو سالم بغل بگیری😘❤️

چقد خوبو مفید بود 🥹😍
ممنون عزیزم❤️

چقدر عالی خیلی عالیه خوب بوده
ایشالا ک این نینی هم همینطور راحت زایمان کنی
منم پیش ماما میرم حضوری کمکم میکنه

عزیزم از بیمارستان تون راضی بودین؟ میتونم بپرسم هزینه زایمان تون چقدر شد

سلام خوبی عزیزم میگم وقتی رفتی نماز خونه چه ورزشایی میکردی برا باز شدن دهانه رحمت؟

چقد خوب نوشتی یکم امیدوار شدم🥹
من از اول بارداریم استرس زایمان دارم. دلم میخواد برم طبیعی ولی با این حال خیلی ام ازش میترسم..
دعا کن واسه منم خوب پیش بره

به به ماشالا بهت
انشالله منم بیام اینجا و بگم چقد راحت بود و اونی ک میگفتن درد داره غیر قابل تحمله نیست خیلی ام راحته🥹😁

الانم باز بارداری؟
بچه ی اول چیه و چندسالشه؟
این یکی چیه؟😍🥰

بنظرم طبیعی خیلی بهتره البته از نظر من ! و به ورزشم خیلی بستگی داره و بقول شما زایمان راحت تری آدم میتونه داشته باشه و اینکه مرسی از توضیحاتت عزیزم😍

این تاپیک رو پاک نکن بیرونم برم خونه سر فرصت همه رو بخونم عزیزم

الان شما برا ورزش بهداشت اینجا ها نرفتی

خداروشکر عزیزم
براماهام دعاکن

نوشتی هزینه هر جلسه ۴۰ تومن چن جلسه گرفتی و ورزش کردی؟؟

مرسیی عزیزم واقعا عالی بود

ورزش خیلی تاثیر مثبت داره .
من برای زایمان اول ورزش هم کردم ولی ۱۲ ساعت طول کشید .( زیاد درد نداشت مثل پریودی بود)
بچه ی دومم ۱ ساعته بدنیا اومد .( درد نداشتم فقط لکه دیدم رفتم زایشگاه گفت بچه داره میاد )😀
الان استرس دارم برای زایمان سومم 😄

سوال های مرتبط

مامان بلوبری🫐💙 مامان بلوبری🫐💙 ۹ ماهگی
دوستانی که درجریان نیستن تاپیک قبلیمو بخونن
خب شرح زایمان خودمم اینجوریه که:

من از ۲۰ هفته شروع کردم ورزش کردن انلاین با ماما
اولش هفته ای ۲ روز شروع کردم، کمکم تا اخرای بارداری تعداد روز هارو افزایش دادم تا ماه اخر تقریبا ۴ ۵ روز در هفته ورزش میکردم

روز زایمان هم ساعت ۵ صبح دردم شروع شد از خواب بیدار شدم گفتم خودش خوب میشه باز گرفتم خوابیدم😁 یکم که گذشت دیدم نههه خوب نشد گفتم به به حتما درد زایمانه دیگه..
پاشدم واسه خودم کلیییی دمنوش درست کردم و یه عالمه خوراکی برداشتم انگار میخوام برم پیکنیک😂 غافل از اینکه ادم واقعا هیچییی نمیتونه بخوره زمان زایمان و اینا فقط یکم شربت خاکشیر خوردم بنظرم
بعد رفتم دوش گرفتم و زیر دوش ورزش های توپی رو انجام دادم و یکمم ماساژ...
همسرمم رفت که ساک و وسایلمو بیاره چون خونه مادرم بودم
حدود ساعت ۱۰ رفتم بیمارستان نزدیک خونمون که معاینه بشم و ضربان قلب جنین رو چک کنن(بیمارستانی که میخواستم زایمان کنم نرفتم که بستری نشم‌، اگه زود عجله کنین و برین بیمارستان زایمانتون خیلی طولانی تر میشه)
ولی بیمارستان نزدیکمون کاری نکرد و گفت برو همونجا که قراره زایمان کنی چکت کنن🥲
منم رفتم بیمارستان محب کوثر و ساعت ۱۱ معاینه شدم و ماماگفت ۳ سانتم
تا اینجا دردام اصلا سخت نبود و کاملا قابل تحمل بود ..

ادامه تاپیک بعدی...
مامان دلوین‌جون🩷🌷 مامان دلوین‌جون🩷🌷 هفته سی‌ام بارداری
من چند روزه دارم خیلی تحقیق میکنم برای زایمان
زایمان اولم طبیعی بود و من به شددددددت اذیت شدم با اینکه ماما همراه داشتم و بسیار بسیار خوب و عالی بود مامای من
ولی برام امدول فشار نردن و از همه بدتر من تو ی سانت کع بودم کیسه ابم پاره شد که این خیلی بده
خانمایی که طبیعی می‌خواین زایمان کنید همش دعا کنید رحمتون لاز شه ولی کیسه اب زودتر از موعد (یعنی قبل از ۴سانت) پاره نشه
اینقد از زایمان میترسم که حد نداره
از زایمان من تقریبا ۲۰ماهه میگذره
این دفعه خیلی بین دو راهی موندم که کدوم روش زایمان رو انتخاب کنم
برای همین خیلی تحقیق کردم
همهههه بهم میگن چون زایمان اولت با دومی خیلی نگذشته این یکی اسون تره و راحت تری حتی مامایی که میخواستم بیاد این دفعه پیشم صحبت ورزش کردم گفت تو خیلی بیشتر از بقیه مامانا اماده ای الان اصلا حرف ورزش رو نزن
ولی بازم میترسم از سزارین بدترررررر میترسم
واسه همین می‌خوام طبیعی با اپیدورال و ماما همراه باشه زایمانم
اگه کسی تجربه ای راجب زایمان طبیعی با اپیدورال داره بهم بگه ممنون میشم❤️
مامان دونه🌱 مامان دونه🌱 هفته سی‌ام بارداری
تجربه زایمان طبیعی پارت سوم

رفتم خبر دادم که باید بریم بیمارستان تو خونمون هول ولایی راه افتاده بود همه شروع کردن تند تند وسیله جمع کردن خودمم آماده شدم و رفتیم بیمارستان شرح حال دادم گفتم اینجوری شدم معاینه کردن گفتن دو سانت شدم و تست گرفتن دیدن بله دیگه کیسه آبم سوراخ شده گفتن باید بستری بشی برای زایمان کارامو انجام دادم بستری شدم اومدن برام شیاف فشار گذاشتن و رفتن خیلی استرس داشتم نمیدونستم باید چیکار کنم زنگ زدم به ماما گفتم من بستری شدم حالا چیکار کنم از روی صدام فهمید خیلی استرس گرفتم آرومم کرد گفت یه غذای سبک بخور من وسایلمو جمع میکنم خودمو میرسونم همون موقع بیمارستان غذا آوردن و من فقط مرغشو بدون برنج خوردم هیچ دردی نداشتم چند بار اومدن ان اس تی گرفتن انقباضی نبود ماما همراهم یکی دو ساعت بعد تماسم اومد بیمارستان و اول معاینه کرد هنوزم دو سانت بودم شروع کردیم به ورزش های شدید و داروی گیاهی خوردن مرتب بهم میداد که بخورم کم کم یه دردی از کمرم شروع شد هی رفته رفته شدید تر میشد تا جایی که دردم خیلی شده بود به ماما گفتم من دیگه نمیتونم تحمل کنم تروخدا بگو بیان بی حسی بزنن واسم معاینه کرد گفت هنوز سه سانتی یکم دیگه تحمل کن چهار سانت بشی میان میزنن گفتم تروخدا بگو بیاد تا بیاد من شدم چهار سانت قول میدم
ادامه پارت بعدی
مامان دونه🌱 مامان دونه🌱 هفته سی‌ام بارداری
تجربه زایمان طبیعی پارت دوم

از ماما همراهم نوبت گرفتم و رفتم مطبش خیلی خسته شده بودم دوست داشتم هرچه زودتر زایمان کنم رفتم بهش گفتم یه کاری کنین من دردم شروع بشه خسته شدم دیگه ماما هم بهم گفت واقعا خیلی طول کشید برام معاینه تحریکی انجام داد نقاط فشاری رو گرفت چندین بار و برام دوتا شیاف گل مغربی گذاشت و ازم خواست بعد اون ورزش هامو با شدت خیلی بیشتر انجام بدم خلاصه من رفتم خونه مامانم باز شروع کردم ورزش کردن شبش هم رابطه عمیق داشتم طبق گفته ماما مرتب شیاف گل مغربی گذاشتم یکی دو روز گذشت صبح از خواب بیدار شدم شروع کردم به ورزش یهو احساس میکردم وقتی تکون میخورم یه چیزی ازم میریزه اول فکر کردم ترشحه یکم گذشت دیدم نه بازم همش میریزه و اصلا ترشح نبود کامل آب بود ولی مقدارش خیلی کم با ماما صحبت کردم گفت برو حمام دوش بگیر اگه قطع نشد بهم خبر بده رفتم دوش گرفتم و اومدم در حین لباس پوشیدن بازم ریخت با ماما در میون گذاشتم گفت دیگه وسایلتو جمع کن بیا بیمارستان 🥲
ادامه پارت بعدی
مامان بلوبری🫐💙 مامان بلوبری🫐💙 ۹ ماهگی
سلام دوستان میخوام از تجربه زایمان طبیعی خودم براتون بنویسم شاید به دردتون خورد
واسه کسایی که بین انتخاب طبیعی و سرازین موندن هم شاید به درد بخوره

اول نکته اینکه زایمان طبیعی باعث گشاد شدن واژن نمیشه چون معمولا برش میخورین و همونجارو بخیه میزنن و عین روز اول میشین
واژن حالت کشسانی داره و دوباره برمیگرده به شکل اولش
شکل واژنم تغییری نمیکنه و شکمتون خیلی زود جمع میشه و با حالت اول برمیگرده (وقت برش و بخیه هم بیحسی میزنن هیچی حس نمیکنین)

دوم اینکه کلید زایمان طبیعی خوب و بدون عوارض ورززززش هست و فعالیت و در کنارش امادگی ذهنی،
یعنی شما هم باید بدنتونو اماده کنین هم کلاسای زایمان شرکت کنین که از لحاظ ذهنی هم مراحل رو بدونین چیه و امادگی داشته باشین وگرنه نمیتونین انتظار زایمان خوبی داشته باشین
درد زایمانم مثل فیلما نیست(حداقل طبق تجربه من و کسایی که ورزش کردن) مثل درد پریوده از کم شروع میشه و شدیدتر میشه اما قابل تحملههه

نکته بعدی اینکه زایمان ۲تا فاز داره فاز نهفته(دهانه رحم ۰تا۵ سانت باز میشه) و فاز فعال(که ۶تا ۱۰ سانت هست)
فاز نهفته کند پیش میره و ممکنه چند روز طول بکشه و دردش خیلی کمتره نسبت به فاز فعال و خیلی قابل تحمل (بخصوص کسایی که ورزش میکنن من دیدم حتی دردی حس نمیکنن و وقتی میرن دکتر میبینن مثلا ۲ سانت باز شدن)
اما کسایی که فعالیت نداشته باشن همین فاز نهفته هم تحملش واسشون سخته...

فاز فعال هم دردش بیشتره و هی سریعتر طی میشه و وقتی ۱۰ سانت شدین میرین واسه زور زدن

تجریه زایمان خودمم تو تاپیک بعدی میگم...
مامان دونه🌱 مامان دونه🌱 هفته سی‌ام بارداری
تجربه زایمان طبیعی پارت چهارم

ماما همراه یکی رو فرستاد تا بره دکتر بیهوشی رو خبر کنن یه چیزی از کشو برداشت و گفت میخوام معاینه کنم شستم خبردار شد میخواد کیسه آبم رو پاره کنه تا زود چهار سانت بشم اینجوری گفت تا من نترسم منم چیزی نگفتم یکم بعد دیدم یه آب زیادی خیلی گرم ازم ریخت روی تخت هیچ دردی نداشت ولی حس خیلی عجیبی بود کیسه رو که پاره کرد دردم خیلی شدید شد در حین دردا مرتب ورزش میکردم ماما هم کمرم رو با روغن های مختلف ماساژ میداد و یکی دیگه هم سشوار گرفته بود روی کمرم تا گرم بشم دردم خیلی آروم میشد با این کارا یکم بعد در حالی که داشتم ورزش میکردم درد وحشتناکی پیچید توی بدنم از شدت درد حالم بهم خورد بیحال شدم همون لحظه دکتر بیهوشی از راه رسید مثل فرشته نجات سریع نشستم روی تخت و یه سوزش ریزی روی کمرم احساس کردم همون لحظه درد از توی بدنم محو شد انگار شدم مثل روز اول حالم خیلی خوب شد و دیگه هیچ دردی نداشتم دکتر بیهوشی رفت و من خیلی راحت پاشدم اجازه گرفتم رفتم دستشویی سر و وضعم رو مرتب کردم و اومدم بیرون دنبال ادامه ورزش هام