۱۰ پاسخ

بعضی وقتا براش کادو بخر شب خوابه بزار بالا سرش بیدار شد بگو وای مامانی نگاه نی نیمون برات کادو خرید باهاش بشین حرف بزن بگو اون کوچولویه تو نمی تونی مامان واسش یه عروسک بزار بگو مامان فکر کن این نی نی هسته چطوری میخواهی عوضش کنی شیرش بدی بزار جلوش بعد بگو نگاه تو نمی تونی مامان هنوز کوچولوی

واای دقیقاااا پسر منم ولی اون ۲ سال و نیم

عزیزم حتما با مشاور درمیون بزار

عزیزم سنت پسرت زیاد نیست، حق داره که فکر کنه از مرکز توجه دراومده و ایگ باعث بهونه گیری و در مواقع شدید باعث احساس حسادت و دشمنی به بچه کوچیک تر میشه
از الان سعی کن بینشون ارتباط برقرار کنی. مثلا وقتی حرکت میکنه، دست پسرتو بزار رو شیکمت. یه جوری صحبت کن که مطمئن شه بچه کوچیک هیچ دشمنی باهاش نداره و قراره باهم دوستای خیلی خوبی بشن
بغلش کن، واسش هدیه بگیر و نشون بده که هنوز دوسش داری
بعدم ک بچت دنیا اومد بهش مسئولیت بده و بزار تو رسیدگی بهش کمکت کنه.
کلا سعی کن طوری رفتار کنی که ما انوزم دوست داریم و قرار نیست این بچه جای تورو واسمون بگیره

هرجا میرم دنبالمه از این اتاق ب اون اتاق دراین حد اصلن پیش کسی نمیمونه من همش فکر میکنم شبی ک تو بیمارستان بمونم برا زایمان دخترم چی میشه پیش کی بمونه اصلن چجوری بخابه

وقتی به پسرم میگم نی نی تو
رو خیلی دوست داره و با صدات
حرکت میکنه چشماش برق میزنه🥹💙✨

عزیزم از الان بهش بگین که نی نی
تو رو خیلی دوست داره.
من به پسرم میگم نی نی وقتی صدای
تو رو میشنوه بیشتر حرکت میکنه
میگه آخ جون این صدای داداشمه .
براش یه هدیه بخرین وقتی نی نی
دنیا اومد بهش بدین بگین چون
تو برامون مهم تری . چون تو داداش
بزرگتری و خیلی دوسِت داریم.

چند وقتشه

واااایییی پس من چی بگم دخترم فقط خودمو میخاد هرکی صداش میزنه فقط جیغ میزنه حتی مامانمو نمیخاد با باباشم جور نیست

چند ماهه هست ؟

سوال های مرتبط

مامان عزیز دلم نیکان مامان عزیز دلم نیکان هفته بیستم بارداری
سلام دوستان
مخصوصا مادرانی که سن بالا بچتون به دنیا اومده. بچه ها من یه نگرانی برام بچه ام دارم اینکه الان بچه ام تو ۴۰ سالگی من به دنیا میاد. قبلش هم می‌تونستم باردار بشم ولی ظلم در حق بچه بود بنا به دلایلی که لازم به توضیح نیست. اما الان خیلی دلم گرفته از اینکه وقتی بچه ام ۲۰ ساله میشه من ۶۰ سالمه. خدایی الان هم اینقدر شاد و شنگول هستم که اصلا خودم فکر نمیکنم ۴۰ شده باشم و همه چی هم در مورد بچه بلدم که چطور حرف بزنم بازی کنم. هم علمی یاد گرفتم و هم عملی. خیلی وقتا بچه های ده دوازده ساله به من میگفتن خوش به حال بچتون که همچین مامانی داره.
اگر هم باز برگردم عقب با اون شرایط هیچ وقت بچه نمی‌آوردم. الان هم متاسفانه همینجا هم میبینم که فقط بعضیا بچه میارن و .... و بیخیالش
خودمو گاهی دلداری میدم که بچه یه مامانی میخواد که کیفیت رابطه رو بلد باشه ولی از اونور دلم میگیره برای بچه ام.
با خودم میگم به هر حال به خودم میرسم ورزش پوست و همه چی.
خیلی دو سه روزه دلگیرم. این فکرهای غمگین یهو اومد سراغم.
نمی‌دونم کسی مثل من اینطور فکرهایی داره
بیاین نصیحت کنید. اصلا بهم بگین دیوونه 😅
امروز موقع پیاده روی یکم گریه کردم. بعد سریع اشکامو پاک کردم. الان دوباره چشام اشکی شدن.
واقعا ما خیلی مسئولیم نسبت به بچه هامون. من خیلی زیاد دوستش دارم و اصلا وصف ناپذیره. و همین عشقی که بهش دارم باعث این فکرها شده.
خدا کمکم کنه

#بارداری #سنبالا # عشق