۳ پاسخ

وای از دست اطرافیان 🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️🤦🏼‍♀️
من میگم مادر همیشه صلاح بچش رو خودش بهتر می‌دونه
بعد میان هر چی میگی نده کار خودشون رو میکنن
مادرشوهر من بچه هامو عادت داده به خوردن قند هر چی میگم نده بهشون میگه نه کار خودش رو می‌کنه منم حرص میخورم الان جرعت نمی‌کنیم چایی بریزیم سری قند میخوان

نبینه کلا
از جلو چشمش دور کن
پسر من خونه خودمون چون نمیبینه اصن دنبال نیس
اما خونه مامانم دیگه نمیشه کنترلش کرد

منم پسرم ببینه میخاد کلا بچه ها همینن
ولی غذاشو ماشالله میخوره سعی کن خودتون مبخاین بخورین بزارین موقعی ک خوابع

سوال های مرتبط

مامان قند و نبات مامان قند و نبات ۱۶ ماهگی
ادمه تاپیک قبلیم و داستان زندگیم یعنی بهتون بگم ک هر دوتا مادر شوهری ک گیرم اومد عفریته و سنگ دل و شیطان زمانی ک حامله بودم منو نفرین میکرد میگفت برو کوره ات بیوفته چالت کنم (کوره به ترکی میشه بچه ) بعد ببینی چقدر فوشم میداد سر همین ک فهمیدم ب شوهرم مواد میده دعوامون شد موهامو گرفت و گلومو فشارداد اونم ب گناه به من میگفت مثل خر میخوری چرا شیر نمیکنی وقتی بچم بدنیا اومده بود تا سه ماه شیرم خیلی زیاد بود بعد دیگ کم شد مادر بزرگم گفت شیرخشکم عادتش بدین اگ شیر کم اوردی شیر خشک بدی وقتی دختم زردی داشت اوردیم خونه ت دستگاه بود شیر خشک میدادیم با شبشه میخورد دیگ نزاشتن بدیم شیر خشک بچم چقدر گشنگی کشید شیرمم کم بود غذا هم نمیخورد ااانشم نمیخوره فقط شیر میخواد ، ورداشتن ب پتو عادتش دادن تو پتو تکون دادن الان عادت کرده خیس عرق میشیم تا تکون میدیم میخوابه دستامون میوفته ن گزاشتن بچم دندون گیر دستش بگیره ن گزاشتن پستونک حموم دیر دیر بردن الان میخوایم ببریمش میترسه وقتی هم میبریم خیلی گریه میکنه اگ من ببرمـ ک منو رسوایه عالمـ میکنه ک چرا بردی بچه گریه میکنه یا اگ از دست من بچه ی گریه کوچیک کنه نمیگن مادرشم میگن دشنمشم چرا گریه کرده و فاان هزار تا حرف در میارن بریم بعدیش
پوشک
پوشگ
پوشم