۱۴ پاسخ

عزیزم😔
روح مادر عزیزتون شاد باشه
تولد گلپسرتون هم مبااااارک😍😍😍

چقد قشنگ بود اشک تو چشام جمع شد
خدا پسرتو برات حفظ کنه
تولدش کلی مبارکتون باشه
ماشالله به این گل پسر مهربووون
منم دو ماه قبل دنیا اومدن نیکی داداشمو از دست دادم وقتی نیکی دنیا اومد یه شوقی اومد خونه بابام و همه از فاز غم یخورده اومدن بیرون

ای جانم
اشکام اومد این متنو خوندم
چون منم مادرمو بعداز بدنیا اومدن پسرم از دست دادم
مامانم فقط یکبار دید تنها نوه شو
درک میکنم که خدا چطور غم و شادی رو کنار هم میذاره

ایشالا جایگاه مادر بزرگوارت بهشت باشه
تولد گل پسرت هم مبارک

🥰🥰🥰

عزیزممم🥺♥
روحشون شاد

تولد پسر گلمون هم مبارک

چقد قشنگ تولدش مبارک وقتی متن رو خوندم بغض تو گلوم گیر کرد ولی خیلی خوشحال شدم تولدش پرتکرار

تولد گل پسرت مبارک 🥰🥰🥰
خدا مادر را رحمت کنه جاش تو بهشت باشه 🤲

خدا مامانت رحمت کنه و گل پسرتو حفظ کنه عزیزم تولدشم مبارککک

و منی که باتاپیکت عشق وحال کردم واشک توچشام جمع شد🥺💚.خداحفظش کنه گل پسرت

تولدش مبارک باشه❤️
خدا براتون حفظش کنه 🥰

خدا براتون حفظ کنه

تولدش،مبارک و منی که کلی با این تایپیکت بغض کردم 🥹🥹🥹

ای جان خدا حقظش کنه

سوال های مرتبط

مامان کای مامان کای ۲ سالگی
کایانم نمیدانم تا کی دنبال آغوش من خواهی گشت یا از من بوسه میخواهی
نمیدانم تا کی قصه هایم را باور می کنی و فکر می کنی که من همه چیز را میدانم
نمیدانم تا کی با صورت قشنگت نگاهم می کنی و خودتو لوس می کنی و مامان جی جی صدایم می کنی
نمیدانم چند شب وچند روز بی قرار مرا صدا می زنی یا گریه می کنی
چیزی که میدانم این است که به چشم بر هم زدنی داری بزرگ می شوی
روزها می گذرند و با اینکه ازسلامت تو شاد و سرمستم ، قلب خودخواهم مادرانه نمی خواهد که تو از من دور باشی
میخواهم تنها پناهگاه امن تو باشم تا همیشه
دوست دارم بوسه هایمان سالها ادامه داشته باشند و زخمهایت را التیام بخشند
پسرم خیلی دوست داشتم که همیشه بچه کوچکم باشی اما تو هر روز بزرگتر می شوی و مستقل تر و تو را دورتر از خودم میبینم
از همین حالا دلم برای رختخواب بهم ریخته، اسباب بازی های شکسته شده وسط اتاق، کتابهای پاره پاره شده
تنگ می شود...
چند وقت دیگر دست به دامن من نمی شوی ، دیگر صبح صدایم نمیزنی ...
‌دستم را نمیگیری..
، وقتی به ان مرحله رسیدی من اینجا هستم
مهم نیست چند سال داشته باشی و چقدر ریش روی صورتت باشد
همیشه همینطور با آغوش باز...
دلباخته با عشق...
با چشمانی پر از اشک...
به تو می اندیشم
دومین سالی که با تو گذشت مبارکم باشه جان و دلم 💙👼
مامان ماندانا مامان ماندانا ۲ سالگی
سلام عصرتون بخیر باشه یه موضوعی که واقعا منو اذیت میکنه در مورد دخترم می خواستم با شما در میون بذارم ببینم بچه های شماهم اینجورین یا فقط دختر من اینجوریه امروز بعد مدتی رفته بودیم مهمونی بعد اونجا یه پسری بود از دختر من پنج شش ماه کوچیکتر بود دختر من داشت بازی می کرد مثلا اون پسره اومد با دختر من بازی کنه دختر من هیچیشو به اون نداد وسایلاشو وقتی که به وسایلش دست می زد دختر من جیغ می زد می گفت دست نزن بعد پسره رفت با وسایلای خودش بازی کنه دختر من رفت سریع ازش گرفت نمیذاشت به چیزی دست بزنه حتی مثلا وسایل خود پسره نهمیذاشت به بالش دست بزنه به هیچی نمیذاشت دست بزنه وقتی که دست می زد گریه می کرد دخترم یا می رفت ازش می گرفت اون پسره گریه می کرد گفتم بگم ببینم شما در مورد این میتونین راهنمایی کنین یا مثلا چیکار کنم که عادتشو ترک کنه

مثلا وقتی بچه های جاری من میان خونمون یه وسیله ای دستشونه گریه میکنه میگه باید اونو به من بدین نمیدن بیشتر گریه میکنه خودشو میزنه زمین بیشتر جیغ میزنه بیشتر گریه میکنه میگه باید حتما اون وسیله رو بدین به من تو وقتی که اون وسیله رو ندی بهش آروم نمیشه هر چقدر آرومش کنم به زبون بیارمش یا یه چیز دیگه بد اطلن قبول نمیکنه میگه باید حتما همون وسایل باشه بعد اونام نمیدن بهش اینم همش گریه میکنه اعصاب من خرد میشه
مامان آریا مامان آریا ۳ سالگی
مامان 🪷متینا🪷 مامان 🪷متینا🪷 ۳ سالگی
سلام مامان های عزیز
من دچار چالش شدم بزای خواب دخترم
چند تا سوال دارم
ممنون میشم که کمکم کنین🌹
دخترک روز هایی که ظهر ها نمی خوابه به شدت بد اخلاقی می کنه یا هایپر شدید میشه ولی در عوض شب زودتر می خوابه
بعد از ظهر ها تقریبا دو ساعت می خوابه
تقریبا هیچ جوره روی پام خوابش نمی بره مجبورم وقتی بیدار هست بذارمش تو تختش و از اتاق بیام بیرون تا بخوابه چون حضورم باعث این شبهه میشه که باید بازی کنیم با هم و فقط گریه می کنه که بیام بیرون
تو تختش هم برم کنارم اولش دراز می کشه ولی بعدش انواع و اقسام کوه نوردی ها پرش با مانع و غیره رو اجرا می کنه
روی پام هم بذارمش هر چه قدر قصه تعریف کنم یا لالایی بخونم یا شعر بخونم هیچ تاثیری نداره
تنها در صورتی روی پام می خوابه که بعد از ظهر نخوابه و از شدت خستگی نتونه چشماش رو باز نگه داره
ولی مشکل من اینجاست که من تختش رو نمی تونم همه جا با خودم ببرم!!!
مثلا اگر سفر باشم یا خونه کسی باشم یا بیرون تو خیابون باشم و نیاز باشه که بخوابه اصلا نمی خوابه و من رو همراه با خودش می کشه😭😭😭
حالا میشه راهنمایی کنین که چی کار کنم😭😭😭