۱۶ پاسخ

ب خواهرت کاری ندارم
ولی بنظرم کارش درست بوده، منم یاد آرامیس دادم ن دهنی منو باباشو بخوره ن ما دهنی اونو،
چیزی ک میدونی نمیخوره رو‌همون اول براش جدا کن یا کلا نریز،

ن نترس عزیزم اتفاقا خوبع که دهنی نمیخوره من و همسرم اصلا دهنی ب بچه نمیدیم پسرم یاد گرفتع دهنی نمیخوره اصلا بنظرم اینکه خوبه گلم

چرا بیشعور؟؟؟؟؟خواهرت کار درست رو انجام داده. ب بچه یاد داده دهنی کسی رو نخوره. یعنی نمیدونی اون بزاق دهنمون میتونه الودگی داشته باشه؟؟؟؟ من خودم دهنی بچه امو میخورم اما دهنی خودم رو ب بچه ام نمیدم. چرا با هر چیزی فرت و فرت دلتون میشکنه. یه خورده منطقی باشید. خواهر من اینقد مراقب دخترمه ک یه وقتایی با من دعوا میکنه

ایشون منظورش اینه که
فقط از من بد میدونه
حق داره
بعضی ها نمیدونن باید چی و کجا بگه
دلش شکسته
اشکالی نداره مدارا کن .خودت یادش بده دهنی هیچ کسی و نخوره .

اتفاقا شعور خواهر شما کاملا سالمه.دهنی هیچکسیو بچه نباید بخوره .باکتری های دهان قابل انتقالند و میتونند باعث پوسیدگی دهان بچه بشند.من به هیچ وجه نه لیوانه نه مسواک و نه هیچی خودمو پدرشو و هیچکسو نمیدم بخوره.دست بردن به غذاشم وقتی داره هنوز میخوره واقعا کار زشتیه میتونی از اول با قاشق تمیز با اجازه از بچه اتون برداری

والا چیز بدی یادش نداده اتفاقا نصف مریضی های دهان و دندان از همین دهنی خوردن منتقل میشه,به عنوان یه مادر انقدر باید قوی باشی که چنین وابستگی های غیر منطقی نداشته باشی
یعنی چی دلم شکست ؟ چون دهنی نمیخوره
ببین منو اینا بزرگ بشن یه کارایی با منو شما میکنن که بگی خوشا این روزا

خوب نباید از دهن خودت بدی من از اول بهش یاد دادم دهنی نخوره دهن مامان و بابا هم خورد نخوره
خیلی وضع دندونهامون خوبه بچه ها دهنی بخورن

پسرمنم دهنی هیشکی حتی من و باباشم نمیخوره اتفاقا خوبه که

به نظرم خواهرت کار خیلی درسته کرده 😁 ببخشید ولی خیلی بدم میاد به بچه دهنی میدن میخوره مادرشوهرم و شوهرم همش دهنیشون رو میدن پسرم زبونم مو درآورده نمیفهمن ،،، باز خوبه دخترت یاد گرفته این موضوع رو

اشکال نداره اتفاقا دخترمو یاد دادم حتی دهنی من و باباشم نخوره

اگر همچین چیزی یاد گزفته خیلی هم خوبه چرا ناراحتی برای باباش و‌هم نباید بخوره
اونم بهش‌یاد بده

دخترممم دهنی منو نمیخوره حتی تو لیوان من اب نمیخوره جلوو جمععم چن بار اتفاق افتادع دادم اب بخوره قبول نکرده

خب خوبه ک

اتفاقا اینکار خیلی خوبه
من آرزومه دخترم عادت کنه دهنی هیشکیو نخوره

دهنی هیشکی نبابد بخوره تو دهن یه بزاقاییی هست ممکمه خودت مریض نباشی اما یکی دیگ بخوره چرا اصن کلا حرکت کثیفیه

خواهرت چند سالشه

سوال های مرتبط

مامان دخترام♥️🧡 مامان دخترام♥️🧡 ۵ سالگی
پارت اول
خلاصه ای از استرس و اضطراب کودکان

در رابطه با اضطراب اجتماعی:👇🏻👇🏻👇🏻
وقتی بچه سختشه در جمع قرار بگیره
مهمترین چیز الگوگیری هست
حتما خودتون در جمع ها شرکت کنید، بگو بخند کنید، و اون رفتاری ک دوست دارید فرزندتون داشته باشه رو انجام بدین

مجبورش نکنید سلام کنه، مثلا موقع ورود قبلش بگید اگه دوست داشتی میتونی سلام کنی، چون سلام کردن یک رفتار خوب هست

رو اخلاقیات بد اجتماعیش تمرکز نکنید، برعکس روی اخلاقیات مثبتش تمرکز کنید و مثلا اگه سلام کرد یا تو جمع حرف زد بعذا بهش بگی دیدم سلام کردی، خیلی خوشم اومد، رفتار خوبی بود، دوست داشتم و ...

بهش یاد بدید چجوری دوست پیدا کنه، کتابهایی در این رابطه براش بخونید، مثلا کودک باید بدونه که برای اینکه با کسی ارتباط. بگیره باید بهش لبخند بزنه، سلام کنه یا اسمش رو بپرسه، یا مثلا بگه چه لباس قشنگی داری و ... اینارو باید به کودک آموزش بدید با هم دیگه در موردش حرف بزنید، و با عروسک هاش بازی کنید که مثلا تو پارک یا تو مهمونی ان و قراره دوست شن

بهش یاد بدید چه رفتارهایی باعث ناراحت شدن دیگران میشه( مثلا استفاده از لوازمشون بدون اجازه و ...)

اصلا کودک رو برای رفتارهای اجتماعی اشتباهش سرزنش نکنید ؛, مثلا نگید دیدی فلانی چه بچه خوبی بود سلام داد یا سلام نکردی کار بدی کردی و ...،. فقط رو ویژگی های مثبتش تمرکز کنید این معجزه می‌کنه مثلا بگید دیدم بهش لبخند زدی برای شروع عالی بود و ...
مامان آرشا و آیهان مامان آرشا و آیهان ۵ سالگی
سلام دوستان وقت بخیر
مدتیه که پسرم همش میترسه مثلا دسشویی بخواد بره میگه تو هم بیا تو اتاق تنها نمیمونه شبا سه چهار بار بیدار میشه گریه میکنه یا میپره تو بغلم‌میگه میترسم سوالا عجیب و غریب میپرسه
تااینکه فهمیدم داشت فیلم نگا میکرد من نبودم و مثل اینکه صحنه ها ترسناک دیده
چند بار باهاش حرف زدم کتاب گرفتم قصه گفتم میگه میدونم ولی یادم نمیره و حتی از خواب با گریه میپره میگه خواب دیدم که فلان چیز شده
درواقع از شکل ظاهری اون افراد ترسیده
تو تاپیک قبلی گفتم که پسرم عاشق مردعنکبوتیه گوشیم دستش بود و داشت کارتون نگاه میکرد میخواست عوضش کنه و قسمتی ک پیشنهاد کارتون بعدی هست مردعنکبوتی میبینه غافل از اینکه توش پر از شخصیتا ترسناکه و اینبار بهم نگفت چون هرسری بخواد عوض کنه میگه
الان ک براش ممنوع شده دیدن فیلم و انیمیشن و اینا جز اونایی ک خودم میذارم ولی برا ترسش چیکار کنم خیلی اذیته بیچاره
چند روز پیش هم اسباب بازیش از کمد افتاد جییییییغ میکشید و صدام میکرد بغلش کردم کلی گریه کرد
بنظرتون درست میشه؟
مامان ضحی(ضحا) مامان ضحی(ضحا) ۵ سالگی
سلام مامانا
امروز دخترم تو کلاسشون جشن بود بعد ب بچه ی دیگه کش‌مو پاپیونی دخترم ازش گرفته بود میگفت مال خودمه دخترم هم ازش گرفته بود ک نه این مال منه اون دختره زد زیر گریه ک من اینو میخوام ی دفعه مادر بزرگش و مامانش اومدن تو سینه منو دخترم ک بده بهش گناه داره گریه میکنه من اصلا دخالت نکردم ک ب دخترم بگم بده بهش گناه داره خب دختر منم گناه داره اخه ......
خلاصه مامانش کش مو رو از دخترم گرفت رفت شکلایتی اورد داد دست دخترم اونم داد ب دختر خودش دختر منم گریه اش گرقت منم بلند گفتم مامان این مال تو بود برو بهش بگو بهم بده مال خودمه بعد دخترم ی کم بهونه کرد منم ب صورت اعتراض ک بدونن ناراحت شدم دخترم رو تو بغل گرفتم گفتم برو ازش بگیر گریه نکن برو حقت رو بگیر ....
دخترم رفت جلو ب ی خانمی گفت خاله این کشمو منو گرفته ازش میگیری برام خیلی دلم سوخت اونجا بلند شدم دست دخترم گرفتم رفتم پیششون گفتم خاله این مال تو نیست مال ضحا بوده گفت دوسش دارم گفتم خب ضحا هم کش‌موش رو دوست میخواد مال خودش باشه این کار درستی نیستی وسیله های مرد رو ب زور ازشون بگیری مامانش ازش گرفتش داد دستم منم همون جا دادم دست دخترم و بوسش کردم وسایلام برداشتم رفتم بیرون دیگه مراسم کلاس تموم بود .....
شما بودین چکار میکردین تو این موقعیت گذشت میکردین یا نه حقتون رو میگرفتین؟؟؟؟