۳ پاسخ

ولا من زجر عالم کشیدم ولی زودی سرپا شدم و بعدا هم میرم طبیعی😁

زایمان طبیعی فقط امادگی. میخواد
هم ذهنی هم. جسمی
اگه اینا باشه واقعا بهترین روش زایمانه

من پنج. روزگی. اومدم خونه خودم
از همون بیمارستان هم تمام. کارهام و خودم انجام دادم

تمام. هم. اتاقیام سزارین بودن همش. میگفتن خوش به حالت

تا صبح صدای نالشون میومد..

بهترین زایمان رو داشتم..
هردو زایمان سختی داره
فقط باید دید بدن با کدوم زایمان سازگارتره

بله درست میگی زایمان طبیعی نسبت به سزارین خیلی بهتره.
من دوتا درد رو کشیدم.
طبیعی خیلی راحت بود.
ولی سزارین مردم زنده شدم خیلی درد کشیدم

سوال های مرتبط

مامان آریا 🩵 مهتا 🩷 مامان آریا 🩵 مهتا 🩷 ۹ ماهگی
پارت هفتم و آخر تجربه زایمان طبیعی

برام بخیه زد و دوباره من استرس گرفتم که بازم بخیه
که ماما گفت ناراحت نباش بخیه ت سطحیه اصلا اذیتت نمیکنه من اون لحظه فکر کردم داره دلداریم میده گفتم اینم شانس منه چون این ماما معروفه به زایمان بدون بخیه ولی بعدا فهمیدم که راس میکه چون واقعا از همون روز اول مینشستم و اونجوری نبود که اذیتم کنن
مامانم اومد پیشم دیگه کلی بغلم کرد و گریه کردیم نی نی رو بهم داد شیرش دادم صدام گرفته بود انقد داد ژده بودم ولی نمیدونید چقد خوشحال و سبک بودم انگار نه انگار داشتم میمردم تا چند دقیقه قبل
خلاصه این تجربه من بود از زایمان دوم که در مجموع خیلی راضی بودم و نسبت به زایمان اولم واقعا خیلی بهتر بود
و اوج درد من از ساعت چهار و نیم بود تا ۶ که نی نی بدنیا اومد
و بعد زایمانم تقریبا اصلا اذیت نشدم با بخیه ها برعکس اولی
جوری که ۴ روز بعد زایمانم یه مهمونی بزرگ گرفتیم و همه تعجب میکردن که سرحال بودم
در کل زایمان چه سزارین چه طبیعی درد و دردسر داره هرکسی نسبت به شرایط خودش و روحیه ش باید انتخاب کنه و هیچکدوم بهتر یا بدتر نیست
مامان آوا💖 مامان آوا💖 ۲ ماهگی
این عکس رو دیدم
یاد اولین روزی که سزارین شدم افتادم
همه ی خانم های تخت های کناریم که مثل من سزارین شده بودن از درد خوابیده بودن و همراهشون به بچه شیر خشک میداد
اما من با کلی درد بلند میشدم مینشسنم که بهش شیر خودمو بدم
اما بلد نبودم چجوری بهش شیر بدم
چقدر به پرستار ها اصرار میکردم تو رو خدا بیاین بهم یاد بدید
اصلا براشون مهم نبود
چقدر با گریه ی بچم گریه میکردم
چقدر دستم درد بود از جای آنژیوکت ها چون خیلی خم نکهشون داشته بودم
کلا کبود شده بود ی تیکه دستم
برای اولین راه رفتن همراه تخت های دیگه اومدن دستم رو گرفتن
دومین راه رفتنم دستمو دختر عموم گرفت
بقیه اش رو هم از بس مامانم باهام بد اخلاقی میکرد و می‌گفت مگه چته و میخواستی طبیعی زایمان کنی و من که بهت گفته بودم
خودم تنهایی از رو تخت بلند میشدم میرفتم سرویس
خیلی بد باهام رفتار میکرد خیلی
وقتی از اتاق عمل اومدم بیرون
پاها و دست ها تا چندین ساعت بی حس و بی حرکته
از کم. به پایین فلجی
بهم میگفت یکم همت کن تلاش کن بلند شو به بچت شیر بده
هر چی میگفتم من کلا فلجم الان به همت من نیست که بلند بشم
باز تکرار می‌کرد
و می‌گفت که من گفته بودم سزارین نشو
وقتی می‌خواستم ترخیص بشم
سختم بود خم شم لباسمو بپوشم چون زخمم فشار میومد
اما اصلا بلند نشد کمکم کنه
ولی برای بچم مادربزرگ خوبیه ...
اما همیشه مطمعنم که منو دوست نداره
نمی‌دونم شایدم چون تازه زایمان کردم خیلی حساس شده بودم
اما از همون لحظه های اول با درد بخیه رو تخت بیمارستان از درد حرف های مامانم گریه میکردم
درد سزارینم در برابر درد حرفهای مامانم یک بود در برابر هزار
مامان ܩߊ‌ܣـ🌙ـܠࡅ࡙ن🩷 مامان ܩߊ‌ܣـ🌙ـܠࡅ࡙ن🩷 ۱۴ ماهگی
تجربه زایمان سزارین پارت آخر:
من هم درد طبیعی رو کشیدم هم سزارین با درد راهی اتاق عمل شده بودم و دیگه داشت غیر قابل تحمل میشد دردام آروم ناله میکردم و گفتن بشین رو تخت تا دکتر بیهوشی بیاد آمپول بی‌حسی رو بزنه تو کمرت خدایی کادر اتاق عمل بینظیر بودن از اخلاق و روحیه ای که بهم میدادن خیلی خوب بودن خیلی🥲
گفتن چیزی نیس فقط خودت رو شل کن سرت رو بده پایین که اصلا متوجه نشدم و آمپول رو که زدن بدنم داغ شد و دیگه دردام رفت پاهام سنگین شده بود دکتر رسید و سریع آماده شد و تیغ کشید دردش حس نکردم ولی کشیدنش روی پوستم متوجه شدم ناخودآگاه گفتم آخ که ترسیدن گفتن مگه درد متوجه میشی گفتم ن فقط حس کردم که یه حالت گیجی داشتم فک کردم هنوز دارن شکمم پاره میکنن که میبینم زایمانم تموم شد و بچمو برده بودن زایشگاه و تحویل خانواده ام دادن و من اصلا متوجه نشدم 😐
بعد از عمل و هم تو ریکاوری ماساژ رحمی دادن که ۲مرتبه اش حس نکردم چون بی حس بودم هنوز
و اینکه ۸ ساعت گذشته بود من هیچ دردی نداشتم هنوز و منتظر دردای غیر قابل تحمل بودم که خداروشکر درد زیادی نداشتم راحت بودم ولی برا احتیاط ۲تا شیاف زدم که بی تاثیر نبودن با شیاف ها دیگه خیلی راحت پا میشدم به بچم شیر میدادم وقتی ۱۲ ساعت شده بود
برا راه رفتن هم خیلی راحت پا شدم قدم زدم
همه چی برام خوب و راحت گذشت و خیلی خوشحال بودم که سزارین شدم فقط اینکه سرمو تکون داده بودم و همین شد بلای جونم تا یه هفته درگیرش بودم و مایعات خیلی مصرف میکردم و کاپو می‌خوردم بعد یه هفته خوب شدم خداروشکر
در کل برا من میدونم آدم زایمان طبیعی نبودم که خداروشکر میکنم سزارین شدم ایشالا زایمان های بعدیم هم همینطور راحت و آسون باشه برام...🙏🏻🌱
مامان ࡅ߭ࡐ‌ࡅ࡙ــــߊ‌ࡍ߭ مامان ࡅ߭ࡐ‌ࡅ࡙ــــߊ‌ࡍ߭ ۶ ماهگی
ادامه تجربه من از سزارین پارت ۳
از عمل هم بخوام بگم روز اول و دوم درد داشتم و اولین بار که از تخت میخواستم بیام پایین واقعا وحشتناک بود برام و اولین بار ۲ قدم برداشتم دوباره رفتم رو تخت بعد دوساعت دوباره اوردنم پایین با کمک مادرم چند قدم راه رفتم و واقعا مردم و زنده شدم ،روز دوم هم درد داشتم ولی مرخص شدم و اومدم خونه با کمک مسکن ها و شیاف روز سوم بهتر بودم و تا رسیدم خونه رفتم دوش گرفتم چون حالم داشت بهم می‌خورد از گرمایی که تو بیمارستان باعث شده بود بدنم بو بگیره
بخوام نظرم رو بگم سزارین خوبه و من با اینکه دو روز درد داشتم
،هرچند من اولین زایمانم بود و تجربه طبیعی ندارم ولی حتی تصور زایمان طبیعی هم برام ممکن نبود و اصلا دلم نمی‌خواست تجربه ش کنم
از عمل هم بخوام بگم روز اول و دوم درد داشتم و اولین بار که از تخت میخواستم بیام پایین واقعا وحشتناک بود برام و اولین بار ۲ قدم برداشتم دوباره رفتم رو تخت بعد دوساعت دوباره اوردنم پایین با کمک مادرم چند قدم راه رفتم و واقعا مردم و زنده شدم ،روز دوم هم درد داشتم ولی مرخص شدم و اومدم خونه با کمک مسکن ها و شیاف روز سوم بهتر بودم و تا رسیدم خونه رفتم دوش گرفتم چون حالم داشت بهم می‌خورد از گرمایی که تو بیمارستان باعث شده بود بدنم بو بگیره
بخوام نظرم رو بگم سزارین خوبه و من با اینکه دو روز درد داشتم
،هرچند من اولین زایمانم بود و تجربه طبیعی ندارم ولی حتی تصور زایمان طبیعی هم برام ممکن نبود و اصلا دلم نمی‌خواست تجربه ش کنم ولی تمام دردی که کشیدم فدای یه تار موی پسرم 🥰
چون واقعا هیچ لذتی برای من بالاتر از داشتن پسرم نبوده و نخواهد بود 🥰💞
امیدوارم همه کسانی که دلشون بچه میخواد به زودی قسمتشون بشه و این احساس زیبارو تجربه کنند😍
مامان حلما جون 😍 مامان حلما جون 😍 ۱۴ ماهگی
سلام مامانا خوبین وقت بخیر
خداروشکر منم یک ماهی میشه از زایمانم(سزارین) میگذره و میخوام چند تا از تجربه هام رو به اشتراک بذارم
۱_اگر میخواهید زایمان راحتی داشته باشید سعی کنید سوره انشقاق و لیل رو زیاد بخونید و قبل از زایمان هم دو رکعت نماز بخوانید و به چهار زن بهشتی(حضرت زهرا. خدیجه ، اسیه و مریم )هدیه کنید تا کمکتون کنند و اینم بگم که چه زایمان طبیعی چه سزارین به وقتش خدا به آدم یه قدرت و جرات خاصی میده من حتی از دیدن خون و زخم هم میترسیدم و طاقت دیدنش رو ندارم اما خیلی راحت زایمان کردم که خودمم باورم نمیشه پس در دوران بارداری الکی به خودتون و بچه استرس ندید که باعث کولیک و رفلاکس عزیز دردونه تون میشه

۲_اگر زایمان سزارین هستید خودتون رو خیلی اذیت نکنید که حتما باید راه برم اگر چه بتونید راه برید خیلی عالیه ولی خب چون بخیه دارید سختتون هست در حد توانتان راه برید بعد که بیاید خونه و حمام کنبد و چسب از روی بخیه هاتون برداشته بشه یه کم راه رفتن براتون راحتر میشه و وقتی بخیه هاتون رو بکشید اوکی میشید
۳ اگر بعد از زایمان دچار افسردگی هستید کپسول فلوکستین رو بخورید خیلی برای روحیه تون خوب هست ولی یه کم اشتهاتون کم میشه و کپسول اناهیل هم برای زخم های داخلی خیلی خوبه آناناس هم برای بهبودی حالتون عالیه
۴_تا ۴۰ روز اول شرایط خودتون و بچه سخت هست اما نگران نباشید و فقط تمرکزتان روی شیر دادن به بچه باشه و اگر بتونید شیر اولیه رو هرچند به سختی بدوشید و به بچه بدید خیلی عالی و مقوی هست
۵_ از خواندن قرآن و سوره های که توصیه شده غافل نشید چون خیلی روی بچه تون تاثیر داره و ان شاالله بچه آرومی دارید (سوره لقمان، محمد ،انبیا ، مریم ، نور ، حجرات. والعصر، فجر)
التماس دعا😊