من ۵/۵زایمان کردم
مبارک باشه انشاالله قدمش پرخیروبرکت باشه
ب ميمنت و مباركي عزيزم 😍😍
وای ننه راحت شدی دیگه خوش بحالت خدا برات درست کرد انشالله قدمش خیر باشه عزیزم ♥️ مبارک باشه 🧡
ادامه 5
و لحظه قشنگ انتظار ک دیگ دردا اوج گرفت و دو تا جیغ ای خدا ادامه دار و قشنگ و بلند زدم ک پریدن تو اتاق و ساعت 4 و 40 دقه عصری بود حالا بچه داره میاد منم بهم زور وارد شده و ماما میگفت زور نزن همه ب سمت میدویدن و منم زور دست خودم نبود و دخترم اومد بغلم
بماند ک قبلش چقد قسمش دادم مامانی اذیتم نکنی و زودی بیای و چون ساعت 4 رو هم دیدم امام سجاد رو هم قسم دادم ب سر بریده امام حسین ک خاکش کردی به ساعت 5 نرسم ک بخام امام پنجم و قسم بدم زایمان کنم و راحت شم
و چقد شیرین دعایم مستجاب شد 😍😍😍
امیدوارم همه خانما راحت نی نی هاشون و بغل بگیرن و هرکی آرزو داره این طعم و درد قشنگ و حس کنه
وای عزیزم چقدر عزیت شدی میخواستی طبیعی بزایی یا سزاریان
ادامه 4
ماما اومد و گفت باید همکاری کنی بچت تو شکم ته و دهانه رحمت 6 سانتی باید معاینه بشی هر وقت درد بهت اومد فقط زور بزن
دیگ دستش و برد تو رحمم و من با هر دردی فقط زور میزدم و اونم مگفت خیلی عالی یه زور دیگ یعنی با تمام وجودم زور میزدم ها ک بچه رو آورد تو لگن و باز با درد بعدی همچنان باید زور میزدم ک خیلی درد داشت و منم تعجب کرده بودم از خودم ک چقد مظلوم شدم و جیغ نمیزنم .
یه خانمی مثل من بود همونجا بردنش سزارین چون همکاری نمیکرد و بچه تو لگن نیومد و تو 8 سانت دو ساعت مونده بود
دیگ من خیلی همکاری کردم و ماما همرام مدام دستش تو من بود ک با زور بچه رو بیاره پایینتر و خیلی هم زود نتیجه داد درد داشت ولی آخرش قشنگ بود بعد هر معاینه مگفت فقط حالت سجده باش منم از بس غر میزدم ک بی حسی بزنید خود دکتر بهم قول داده و اومدن یه ماسک گاز دادن ک هر وقت درد داشتی نفس بکش بعدش گیج میشدم فقط
به سلامتی قدم نو رسیده مبارک
مبارکه گلم
ادامه تایپیک 3
خواهرشوهرم منو برد حموم ک اونجا گفت اسکات بشین تا کمرتو ماساژ بدم ک شانس من ابا سرد بود اومدیم بیرون . شیفت ساعت یک و نیم ماما تموم شد و من مونده بودم با همون 3 سانت و قرص زیر زبون و هم بهم داده بودن و دکتر متخصص هم یه بار اومد فقط معاینه تحریکی کرد ک اصلا درد نداشت و خونریزی منو انداخت البته چند قطره .... مامای شیفت بعد ک اومد و گفت واستا معاینت کنم و دوباره گفت باید سوند بزارید و خیلی درد داشت معاینه ش اونجا دیگ بیمارستان شش نفر اومده بودن و شلوغ بود منم هر ماما میومد میگفتم خانم دکتر چنین حرفایی بمن زده و تحویل نمیگرفتن و مگفتن آره واستا میاد چشام خشک شد ک دکتری ک اینهمه حرف زد الان کجاس
دردام هم با سوند دوم شدت گرفت و خودم در حال ورزش بودم ک سوند دراومد و معاینه کردن گفتن 6 سانتی منم پیله ک بهم بی حسی بزنید اونام مگفتن نه ما اینجا اصلا اپیدورال نداریم و نمیزنیم چون سر بچه اصلا نیومده تو لگن هنو تو شکم ته
وای خدا منو میگی تمام امیدم و حرفا دکتر جلوم پرپر شد
خلاصه منم خر کیف دیگ چی ازین بهتر خدا برام درست کرد و با حرفای دکتر چنان امیدوار شدم ک حس اون زنای قدرتمند و داشتم و بستری شدم ولی اون استرس ک قراره چی ب سرم بیاد و همراهم بود ک بود.....
مامابیمارستان اومد و خودشو معرفی کرد و گفت تا ساعت یک و نیم شیفتم منم ب همسرم گفتم برو دختر بزرگمو بیار ک پشت در بیمارستان باشه چون خونوادم مشهد بودن و ب کسی اطلاع نداده بودم گفتم هر وفت زایمان کنم زنگ میزنم ب مامانم ک دلنگران نشه.
دخترم اومد و یهو دیدم راش دادن تو زایشگاه و زد زیر گریه منم گفتم عه گریه نکن فوقش حلالم مکنی دیگ گریه جفت مون دراومد و یه چندقه دخترم پیشم بود و گوشیم زنگ خورد ک دست دخترم بود دیدم خواهرشوهرم میگ من پشت در بیمارستانم بگو بیاد پایین ک من میام و اینجا جا بچه نیست ک برداشتی دخترتو آوردی ووو دیگ طفلک تا فهمیده سریع خودشو رسوند و اومد پیش من تو زایشگاه برا منم سوند وصل کردن ک دهانه رحم و باز میکنه ک بماند چقد این دانشجو احمق نابلد بود و منو اذیت کرد آخرش هم گفت انگشتام کوتاهه نمیره تو رحمت
یکی دیگ باز اومد چقد منو سیخ زد و سوند و تو رحم گذاشتن ک آب سرم بره توش و مثل بادکنک باز شه دهانه رحم و باز کنه و خودش در بیاد بیرون
خواهرش اومد و بهم گفت پاشو ورزش کن دیگ خیلی کمکم کرد دوساعت پیشم بود چون بیمارستان خلوت بود بیرونش نکردن کلی ورزش باهام کار کرد و دهانه رحمم شد 3 سانت و دردام هی میگرفت و ول میکرد چقد ک خواهرشوهرم کمرم و ماساژ داد
کدوم بیمارستان ...کدوم دکتر
بسلامتی باشه واقعا چقد خوش شانس بودی خداروشکر قدمش خبر دعا کن منم زایمان خوبی داشته باشم
دیگه همه یه روز قبلش بخاطر تاریخ رند زاییده بودن برا شما سالن خالی ش مونده 🥰
چه خوب عزیزم مبارکهه
وای خوشبحالت چقد خوش شانس بودی
به به بسلامتی
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.