۱۴ پاسخ

درکنار همه اینامن از دوماهگیش درگیر رفلاکسی لعنتی هم بودم ینی تن وبدنم میلرزه یادم ب اونموقه ها میوفته فقط خدا میدونه ک چی کشیدم افسردگی بعدزایمان کولیک رفلاکس اعتصاب شیر بیخوابی هاش دندون درآوردن وای ک چقد میفهممت من هرکی از بچه دوم حرف میزنه ک یکی دیگه ام بیار دلم میخواد اون لحظه یه قدرتی داشتم ک تمام سختیایی ک من کشیدمو بتونه تجربه کنه ببینم بازم این حرفو بهم میزنه؟

دقیقا درکت میکنم وااای دخترت دقیقا مثل پسر من،پسر من که از اولش فقط گریه و بیقراری و نخوابیدن و همه چی الانم باز ماشالا کلی شیطون اصلا نه استراحت دارم نه خواب هیچیییی
ولی عاشق بچه بودم دوست داشتم چند تا داشته باشم ولی الان میگم غلط کنم

سلام .اخ گفتی😥😥😥😥چه روزایی رو گذروندیم پسر منم ۶تا دندون درآورده یعنی انقد خسته ام انقد نیاز به چند لحظه خیال راحت و ارامش دارم که نگو فقط چند لحظه فکر راحت

مامان پناه گل عزیزم میدونم چقدر سخته چون خودمم تو همچین موقعیتی بودم ولی ما باید خدارو هزاران بار شکر کنیم ک بچهامون سالم هستن نمیدونم مادر عماد یا مادر ثنا رو دیدی تو گهواره یا ن با هربار تصویری ک ازشون میبینم کلی گریه میکنم و خدامو شکر میکنم. هزار مرتبه ک بچم سالمه واقعا سلامتی خیلی با ارزشه خیلی زیاد خوابمون مث قبل برمیگرده بچهامون بزرگمیشن جلمون بازی میکنن همچی میگذره فقط زمان میخا

دقیقا امشب اومدم همینارو بنویسم اینجا
ادم گاهی اوقات نمیتونه اسن چیزا رو تو خانواده بیان کنه
منم خیلی خسته م
خیلی کلافه م
دلم برای قبلا خودم تنگ شده
واقعا تصوراتم از بچه دار شدم یه چیزای دیگه بود که الان کاملا برعکسش داره پیش میره…..😢🥲

عزیزم بنظرم هیشکی ب اندازه ای ک بچه اولم منو اذیت کرد بچه ی هیشکی نکرد،وحشتناااااک بدخواب در حد پنج دقیقه میخابید با تکون هم،رفلاکس پنهان وحشتناک ک شیر نمیخورد نق نق فرااااوان وابستگی شدید بهم،اصلا اعجوبه ای بود ک هیچوقت فکر نمیکردم بازم بچه بیارم ولی یادم رفت تو هم یادت میره😂

همه مثل همیم هرکس ب طریقی
من بعدزایمانم یک هفته بستری بود بچم بخاطرزردی یروزاومدم خونه دوباره زردیش رفت بالا بستری شد
دوماهگیش سرماخورد دوباره بستری شد
تا ۴ماهگیش کولیک شدید داشت تا صبخ فقط؟گریه میکرد و تابش میدادم دست تنها
کولیک ک خوب شد اعتصاب شیرکرد باهزارتا دکتر فهمیدیم رفلاکس تا ۷.۸ماهگی الانم ک درگیر دندون و تاصب هزاربار بیدارمیشه
غذا ام نمیخوره
همه درگیریم خواهر

تو فک کن از اول همین بوده بچه من هنوز دندون هم در نیاورده

هعی خداروشکر نصف راه رو رفتی
وضع من بدتره 😪

سلام نباید سخت بگیری همه همینن

همه بچه ها همینقدر شلوغ و بد غذا فضول و پر از خطرن ...من بخدا می‌شینم تنهایی آنقدر گریه میکنم که نگو ..شوهرم اصلا کمکم نیست و میبینن اذیتم ولی بازم بیشتر ازم انتظار داره..بااینکه من ۱۰۰ام رو گذاشتم برای بچه ها ولی بازم کمه ....

چرا عزیزم با این حرفا خودت و اذیت میکنی.چرا فکرمیکنی فقط‌شما با بچت این چالش ها رو داری.ابنطوری نمیتونی از بزرگ شدن بچت لذت ببری.منم اوایل مثل شما بودم ولی دیدم چقدر اشتباه میکردم و فقط هم‌باعث میشه انرژیت گرفته بشه.دختر مناز ۲.۵ماهگی درگیر لثه و دندون بود هنوزم در نیاورده.یه مدت که صبح سر یه ساعت مشخص از درد جیغ میزد.ولی گذشت.همه ی اینا میگذره فقط سعی کن از بزرگت شدنش لذت ببری مامانی

اگه بچت سالمه ودرست نفس میکشه خداروشکر کن خیلیا (خودم)دوماهه درگیر مشکل تنفسی پسرمم 😊

نا شکری نکن بچت سالمه شکر کن عزیزم

سوال های مرتبط

مامان نینی🩷🩵 مامان نینی🩷🩵 ۴ ماهگی
مامان نورا مامان نورا ۱۰ ماهگی
تاپیک قبلی بیشتر درباره حال روحی خودم بود ولی اگه الان یه عده فاز نصیحت و بالا منبر رفتن نمیگیرن قبول کنید بچه ای که آروم باشه زندگی رو به آدم زهر نمیکنه خودش راحت میوابه صبح سر حال بیدار میشه نه اینکه تا چشم باز کرد نق زدنش استارت بخوره تا شب که میخوابه

امان از بچه ای که مدام نق نق کنه یا به قول قدیمی ها هی زق بزنه روح و روان رو ازت میگیره قشنگگگ به غلط کردن میوفتی که چرا زایدی یه جوری از زندگی و خودت سیر میشی که باغبطه به آدم هایی نگاه می‌کنی که بچه آروم و خوش اخلاقی دارن یا اونایی که انتخاب کردن بچه نیارن با خودت میگی نگاه کن اینا عقل داشتن

اره بچه ها رو ما ب دنیا میاریم اما بچه با بچه فرق داره بچه ای که مدام در حال گریه و غر زدنه شب ها خواب درست نداره مدام دهنش بازه گریه می‌کنه فرسوده ات میکنه اصلا نمی‌فهمی چجوری صبح رو به شب میرسونی

من خودم از قدیم عاشق بچه بودم همیشه دلم میخواست چندتا بچه داشته باشم اما سر نورا یجوری توان رو ازم گرفته که هر روز به خودم میگم غلط کردم

واقعا چه ایرانیش چه خارجیش اینایی که چندتا بچه دارن نمی‌دونم چطور توانی دارن اصلا چجوری تا میکنم یعنی بچه های اونا نق نقو نیستن؟😞

حتی دکتر هم بریدم یکی از یکی دیگه خنگ و خرتر