۱۳ پاسخ

مثل دوره نامزدی ک ج ندی نگران میشن شاید نگران شده بوده

حالا خودش تو هر شرایطی جواب تورو میده؟

میگفتی چششم عباس آقاا

بگو عروسی که نبودم آزمایشگاه بودم

ولش کن اعصابتو خورد نکن تموم شد رفت

الان میگه مگه من عقل ندارم ک بگم تحت هر شرایطی من اصلا نگفتمه
یعنی دلم میخواد بمیرم

بهش بگو وقتی بچه داشته گریه میکرده سوزن هم تو رگش منم دست و پاشو نگه داشته بودم، بنظرت واجب تر این بود جواب شمارو بدم یا بچه رو نگه دارم سوزن نره تو رگش بدبخت شیم😑

اعصاب خوردی درست نکنید
وقتی گفته بوده زنگ میزنم
شماهم از کار همسرتون خبر داشتید بهتر بود سریع جواب بدین
و اونم باید بدونه توی اون شرایط مادر چقدر تحت فشار برای بچش باید کوتاه میومد

نه بابا چی‌گقت بیچاره تو این‌گرما تو ماشین داره نون حلال در میاره تو اذیتش نکن

میگه چرا جواب ندادی من سرویس گرفتم

مگه شک داره چرا باید زنگ بزنه

گفتم تو قرار نیس ک رو من خراب کنی بعد بگی گفتم قربونت

میگه من قبلش گفتم قربونت

سوال های مرتبط

مامان علیسام و آرسام مامان علیسام و آرسام ۲ سالگی
چند کلام درد و دل ...

میدونم اینجا همه مشکلات خاص خودشون رو دارن ولی آدم یه حرفایی رو اینجا فقط میتونه بگه ، این روزا اوضاعم یجوریه هزار بار هم بمیرم و زنده بشم بازم سختی این روزا یادم‌ نمیره
از ساعت ۸ بیدار شدم تا الان نتونستم صبحانه بخورم خونه زندگی داغون علیسام میگه فقط با من بازی کن صبحانه و قطره بچه هارو دادم عوض کردن لباس و پوشک ، علیسام گفت پی پی دارم میریم دستشویی هاااااااا تا سوال میپرسه چرا این اینجوریه چرا اون اونجوریه تو حالت عادی خیلی خوب باهاش حرف میزنم همه سوالاشم جواب میدم فقط یه آرسامِ ۸ ماهه هم تو خونه داره جیغ میزنه و گریه میکنه چون فکر میکنه ما رفتیم و تنها تو خونس هر چقدر هم باهاش حرف میزنم صدام‌ نمیرسه بهش علیسام نمیذاره یعنی
آخر سر مغزم‌ نمیکشه یه جیغ میزنم سر علیسام میشورم و میایم بیرون
آرسامو بغل میکنم تا گریه نکنه تو دلم میگم اینجوری که علیسام ناراحت میشه بازم هر دو رو بغل میکنم و لگد های از سر خوشحالیشون دقیقا میوفته رو خط بخیه م
الان علیسام خوابیده و من بازم گریه ...
کاش یکی کمکم کنه ...