۱۰ پاسخ

سلام منم مثل شما دقیقا ، ولی متاسفانه طبیعی جلوگیری میکردم ، شوهرم لج کرد یا هرچی الان باردارم
بماند که حال روحی روانی خوبی ندارم
اصلا آمادگی نداشتم ، شرایط مالی افتضاح بود ، الانم درحد بخور نمیر هرچی دربیاد در نیاد شد ، خییییییلی بارداری سخت بود خیلییییییی زیاد ، یعنی از ۶ هفته حالت تهوع داشتم تا همین یهماه پیش که ۲۴ هفتم بود مشکل nt و بارداری سختی بود الان با قرص بهترم ولی بازم
نتونستم به پسرم برسم دیگه ، روحیم ام رو باختم و اصلا دیگه حال خودم برام مهم نیست و افسردگی گرفتم و کلا گوشه گیر شدم

بنظرم مردا هیچ حقی هییییچ حقی به بدن تو ندارن
تویی که ۹ ماه این بچه رو تو وجودت رشد میدی و بزرگش میکنی تویی که عذاب میکشی و بدنت رو روحت رو تیکه جونت رو تمام وجودت رو یه سال در اختیاربچه میذاری که رشد کنه 🥲
بماند که ریخت و قیافمون میریزه بهم و یه سال از عمرمون میره تا ۳ سال درگیر بزرگ کردن و پوشک کردن و شیر دادن و اینور اونور کردنشیم واااااااااقعا ۹۰ درصد سختیش رو دوش مادره واااااااااقعا من تحمل شب بیداری ها رودندارم تحمل بارداری بیشتر از اینو ندارم دیگه نمیدونم چجوری،بهت بگممممممممم که چقدرررررررررر برام سخت گذشته

بدون این که شوهرت متوجه بشه قرص جلوگیری بخور.الکی بهش بگو باشه بچه میاریم.

یواشکی قرص بخور یا آمپول بزن ، اگه گوش نمیده راه دبگ ای بجز یواشکی جلوگیری کردن نداری. اگه تونستی دستگاه هم بزار ،دوتا روش جلوگیری داشته باشی بهتره ،کار از محکم کاری عیب نمیکنه

بهش بگو باشه عزیزم فقط کی قرارع حامله بشی ؟پرستار ۲۴ ساعت بگیر ،اشپز و خدمه بگیر
مگ نمیگی قرض هات تموم شده جان دلم پس اینارو تهیه کن و بچه بیار
بهش بگو من حوصله این همهههههههههه مسیرررررررررر رووووووو ندارمممممممم
بهش بگو خرج اضافی داری بده من عقده این۴ سال رو دربیارم

منم دوس ندارم واقعا
با این بی برقی و بی آبی
مغزم نمیکشه

قرص جلو گیری بخور

من نمی‌دونم بقیه چقدر کشش دارن چقدر بدنشون قویه ولی من یکی بدنم ریخت بهم اندازه ۳۰ سال پیرشدن دیگه حتی اون شوق و انرژی اولیه رو ندارم جسمی که بماند
بچه بزرگ کردنم سختی .و چالش خودشو داشت منم دلم نمیخواد

بچت چیزی نمیگه من تنهام

منم نمیخواستم دوباره باردار بشم دختر ۴ سالشه از سه سالش شروع کرد ک پسر میخوام بچه میخوام بعد رابطه . بهش نشون نمیدادم قرص میخوردم . ولیی دیگه بعد ۱ سال . دست بردار نبود شانسی یک هفته نخوردم. ب بچه دوم . حامله شدم . نامصب نمیدونم چطوری موند 😂😂😂

دقیقا منم حس تورو دارم با این تفاوت ک شوهرم بچه نمیخواد

سوال های مرتبط

مامان فرشته کوچولو مامان فرشته کوچولو ۵ سالگی
مامانا پسر من با این کارش عذابم میده موندم چه رفتاری کنم، زور گیره تو مهد اسباب بازیه بچه هارو میگیره یا بازیشونو خراب میکنه، امشب با خواهرشوهرم رفتیم خانه بازی خواهرشوهرم قبلا مهد کار میکرده و دو تا بچه بزرگ داره
امشب با یه بچه دوست شد تو حیاط خانه بازی عالی بود تو پارکم عالیه ارتباط گیریش ولی پای اسباب بازی میاد وسط خیلی بد میشه، تو پارک از کسی چیزی نمیگیره ولی میفهمه تو خانه بازی و مهد اسباب بازیا مشترکه زور میگه.....
دوستش تو یه ماشین داشت اسباب بازیارو میریخت این اقا رفت ماشینو ازش گرفت من دخالت نکردم بار اول یعنی خواهرشوهرم نزاشت گفت تو چیزی نگو بزار از پس هم برمیان
سری دوم رفت خونه ای ک ساخته بود خراب کرد من رفتم گفتم نکن چرا اذیتش میکنی سری سوم رفت خونشو هول داد من از خانه بازی اوردمش بیرون..........
حالا خواهرشوهرم میگه تو حساسش میکنی جلو بچه ها دعوا نکن خب چی کارش کنم بزارم زور بگه بزارم بچه هارو اذیت کنه الان تربیت نشه دو روز دیگه این عادتای زشتش باهاش میمونه من دلسوز بچمم دوست ندارم سر این رفتاراش دوستاشو از دست بده.
مامان ایلیا مامان ایلیا ۴ سالگی
سلام بچه ها کسی بیداره؟؟
من دو شبه عذاب وجدان روانیم کرده تا صبح بیدارم الان با دوتا قرص آرامش بخش هرکار کردم خوابم نرفته....
من جز ایلیا یه دوقلو ۲ ساله هم دارم دیشب خونه برادر شوهرم بودیم ایلیا خیلی دوقلو ها رو اذیت میکرد و میزد یه بارش چنان محکم زد زمین بچه رو که. خون دماغ شد هرچی صحبت میکردم باهاش فایده نداشت هرکار کردم سرگرم بشه ولی کنه دوقلو ها نبود و میزدشون به درو دیوار و اونام یه سره گریه و جیغ
انقد عصبی شدم ایلیا رو زدم😭تا آروم نشست و ول کرد
اینو بگم من صبرم خیلی زیاده اصلا اینجور نیستم دست بزن داشته باشم و بزنم بچه ها رو بخدا آنقدر اذیت میشم ولی مدارا میکنم کل زندگیمو گذاشتم پاشون و اینکه توجه هم من هم باباش به ایلیا خیلی زیاده گفتم اینجور باشیم که وجود دوقلو ها اذیتش نکنه ولی انگار بدتر شد بیشتر وقتا میگه کاش این بچه ها رو نداشتیم و.....
بابت کتک دیشب خیلیییییی ناراحتم 😭هرچی گریه میکنم آروم نمیشم دیوونه شدم کل روانم به هم ریخته می میکنم مادر خوبی نیستم براش😔کاش دستم می‌شکست همون لحظه....
مامان دلوین وماهلین مامان دلوین وماهلین ۵ سالگی
سلام خانوپا توروخدا منو ببخشید اگه دائم غر می زنم آدم غر غرویی نیستم شرایط های خیلی سخت تری رو تا الان تحمل کردم و سفت بودم به این قضیه ولی مساله ی دخترم دیگه از تحملم خارجه امروز ۳ و ۴ بار تو خودش پی می کرد قبل اینکه بیارمش پیش دکتر روانشناسش تو خونه پی پی کرد دمه اومدنمون بلد ویگه خیالم راحت شد از بابتش بعد تا اومدیم تو مطب نشستیم دیدم چقدر بو میاد شصتم خبر دار شد باز پی پی کرده قبلا تا ازش می پرسیدم می گفت ولی الان جوری شده دیگه از ترسش نمیگه گاهی وقتا ازم قایم می کنه یا اینکه من می فهمم میگه مامان منو نزن 😥😥دلمم براش میسوزه به قرآن هر راهی هم که دکتر و روانشناس و مشاوره گفتن ربتم ولی فایده نداشته امروز که به دکترش گفتم گفت ماله آی کیو پایینه گفتم آخه پس چرا جیش رو میگه ولی پی پی نه گفت اون براش راحت تره ولی به احتمال خیلی زیاد این بچه بی اختیاری مدفوع داره خودمم همین حسو دارم چون بالاخره بعد این هپه تکرار و تنبیه تا الان باید یاد گرفته باشه یه بارم بهم گفت بعد اینکه پی پی کرد گفت مامان منو نزنی کسی بوده مشکل بچه ی منو داشته باشه مشکلش رفع شده با دارو ؟؟خانوم دکترش میگه با این وضع نمی تونه پیش دبستاتی بره ها اخراجش می کنند😥