۹ پاسخ

شما زیادی حساسی ، خوبه ک تنها نمونه جایی اما حالا با عمش بره ی بستنی بخوره يا با پدرت بره تا مغازه برگرده طوری نیس ، این لذتو ازشون نگیر تو موارد دیگه شاید وسواس داری

بنظرم حداقل ۸۰ درصد مادرا همینن

منم اینجوریم وسواس فکری و عملی دارم چیزی بیفته زمین تا هزار بار نشورم دست هیچ کدومشون نمیدم و ...

دقیقا من اینجوریم هر لحظه یه استرس جدید🥲🥲

وای تو منی یا من توام دقیییییییییییییقا منو توصیف کردی 😥

تقریبا یکسری از نگرانی ها طبیعیه، ولی اگه بخوای بچه رو محدود کنی بزرگ بشه عواقب بیشتری داره

حق داری عزیزم منم بیشتر موقع ها اینجوریم اصلا انگار هیچوقت حالم خوب نیست همش استرس دارم .بامشاوره هم صحبت کردم میگ ریشه در کودکیم داره .نمیدونم چرا 🤕

یکم از نگرانی ها طبیعیه.منم دخترم را به جز مادر با هیچ کس دیگه تنها نمیزارم.
ولی بعضی هاش بی مورده

اولین بچته؟

سوال های مرتبط

مامان ☔🌈دختر بهار 🌸 مامان ☔🌈دختر بهار 🌸 ۵ سالگی
خدا می‌دونه من چقدر حساسم رو بچه ها همیشه جلو راهم چیزی میزاره که تا مدت ها اعصابم خورد بشه
امروز ظهر که رفتم دنبال دخترم از مهد بیارمش همین جوری که منتظر بودیم ی آقایی هم اومد که برای من نا آشنا بود خلاصه مشخص شد فامیل یکی از هم کلاسی های دخترم اومده دنبالش بچه ها رو که مربی تحویل داد دیدم این دختر بچه دلش نمی‌خواد با اون آقاهه بره مربی گفت دخترم مامانت تماس گرفته باید با این آقا بری بچه ام خجالت کشیده رفت سمت آقاهه ولی من قشنگ حس نا امن بودن از آقا دریافت کردم حالا نوزادم تو بغلم گریه می‌کنه دخترم هی میگه برام بستنی بخر هوا گررررررم نمیتونمم از اون بچه دل بکنم خلاصه رفتم جلو به آقا گفتم نسبت شما چیه با این بچه گفتش پسر عموی باباشم گفتم رزا انگاری کنار شما خوشحال نیست بزارید من به مامانش زنگ بزنم همون لحظه انگاری به بچه دنیا رو دادن سریع اومد چسبید به من گفت خاله میشه تو منو ببری پیش مامانم عمو همیشه منو گاز میگیره فشار میده جوری که می‌خوام جیش کنم اینقدر اعصابم خورد شد به مرد گفتم حق نداری به این بچه دست بزنی گفت بچه ست الکی میگه خلاصه خواست بچه رو به زور ببره سرش داد کشیدم گفتم آبروت میبرم نزدیک بچه بشی زنگ زدم به مربیش اون اومد به مامان بچه زنگ زدیم خانم بیخیال از خوابش بیدار شد بعد نیم ساعت اومد جریان گفتیم مثل اینکه این آقا مهمون خونه اینا بوده بابا میرفته سرکار مامان میرفته باشگاه و خرید دختره رو میزاشتن پیش این چندین بار دخترک اذیت کرده این بوده که بچه ترسیده خلاصه امروز من به گند کشیده شد به مامانش گفتم بخدا شما هیچی از بچه داری نمیفهمید بچه امانت خداست دست ما چرا مراقبش نیستی خیلی حرفا بهش زدممامانا تورو خدا به هرکس اعتماد نکنید