سوال های مرتبط

مامان رادمهر🧸 مامان رادمهر🧸 ۱۰ ماهگی
خلاصه بنده خدارو بردن اتاق عمل انشالله که حال خودش و بچش خوب باشه ولی من فقط نفرین کردم اون پرستارای مرد امبولانس رو
تا این صحنه رو دیدم به شوهرم زنگ زدم منو نجات بده اگه گفتن بستری رضایت نده گفت خیالت راحت اینجا بستری نمیشی فقط استرس نداشته باش تا سرم تموم بشه
تا اینکه تموم شد
و بلافاصله رفتم دکتر قلب اکو دادم گفت خداروشکر خوبه
بخاطر هورمونهات امپولی که میزنی هورمونی دارو بهت میدم اگه با وجود دارو مجدد این حال رو داشتی باید بستری بشی
من موندم و حال خراب
من موندم و بلاتکلیفی
من موندم و .....
رو پله های مطب نشستم و زار زار گریه کردم گفتم خدایا امروز خیلی صدات زدم از همه روزا بیشتر ...میخوای به من نگاه نکنی باشه اشکال نداره ولی به بچم رحم کن میخوای امتحانم کنی با بچم امتحانم نکن من تو این مرحله ضعیف ترین ادم روی زمینتم
من از اول بارداری یه حال خوبی نداشتم ولی هربار گفتم خوبم درصورتی که از داخل خورد خورد بودم ولی بچم و نگه دار برام
برام خیلی دعا کنید بخاطر انقباض مجبورم امپول بزنم
وقتی میزنم بهم نمیسازه
نمیدونم دکترم نظرش چیه دیگه
فقط برام دعا کنید 🙏🙏🙏
مامان نیکان جانم💙 مامان نیکان جانم💙 روزهای ابتدایی تولد
ساعت 12 شب فرستادنم بخش تا صب فقط قندمو چک میکردن دوباره 12 ظهر دوز بعدیه ریه رو زدن و سه بار تا شب فرستادن ان اس تی
دکترم گفته بود ی روز بستری میشی بعد دیرو گفتن دکترت گفته مرخصت نمیکنم،ینی دیرو من فقط بخاطر یدونه امپول اونجا بودم باز امرو گفتن دکتر گوارش باید بیاد چون ی انزیم کبدت بالاس اونم اومد دوباره کلی ازمایش خون و ادرار و سونو نوشت و گفتن امروزم مرخص نمیشی ادرارو دادم خونم دادم گفتن خوبه فقط همون انزیمه بالاس،برا سونو گفتن 8 ساعت باید ناشتا باشی و روغن کرچک بخوری منم گریه کردم گفتم نمیخورم حالم بد میشه اخر دوتا قرص بیزاکودیل خوردم انگار ن انگار رفام سونو گفتم کبدت اوکیه ولی باز دکتر بیشعورم مرخصم نکرد میگف انزیمت بالاس گفتم اینجا کاری نمیکنین برام ک بعد این انزیم من از 8 هفته بالا بوده چرا اون موقع کاری نکردی الان یاد اومده منو زندانی کنی اینجا پرستارام یواشکی اومدن گفتن گیر الکی میده رضایت بده برو فقط بعدم ی ازمایش برام نوشت گف فقط برو ازمایشگاه دنا یا مریم انجام بده منم زنگ زدم ب هردو گفتن ما انجام نمیدیم این آزمایش رو پرستارم به دکتر ک گف ،گفتش اشکال نداره نمیخواد بده😐😐فقط قصدش این بود من بخورم ب تعطیلات منو تا اخر هفته نگه داره ب زور
خلاصه با رضایت شخصی مرخص شدم و احتمال بسیار زیاد دکترمو عوض میکنم





#فرزندپروری #بارداری#سونوگرافی
مامان جانان مامان جانان ۱۰ ماهگی
میخوام اینجا یه چیزی بگم من سه روز یکد حالت تهوع داشتم دیروز استفراغ کردم دوروزم بود بچم خودشو خیلی سفت میکرد من میگفتم ها ولی میگفتن نرماله تو گیر دادی به بچه خلاصه دیروز حالم که بد شد ضعف کردم رفتم دکتر گفت فشارت خوبه ولی باید نوار بگیرم از بچه گفتم بچم حرکت داره گفت دراز بکش شنیدنش صدای قلبش ضرر نداره توهم بارداری پر خطری چون دفع پروتئین دارم خلاصه دراز که کشیدم نوار وصل کرد دستگاه هی صدا داد گفتن پاشو برو دستشویی بچت حرکتش زیاده بعد یه ساعت دوباره نوار گرقتن گفتن بچه قلبش تندتند میزنه برو سروم رینگر بزن که رفتم رینگر و زدم امدم باز نوار گرقتن بهتر شده بود ازمایش کامل گرفتن انزیم کبدی کلیه و کم خونی تو ازمایشم جز دفع پروتئین چیزی نبود امروز هم گقتن قند بدم که الان دادم امدم
میخواستم بگم هر وقت از بچتون حرکت عجیبی دیدین خواهش مثل من به حرف اینو اون دقت نکنین زود برین دکتر بخدا یه چک کردن اصلا ضرر نداره
من الان تز دیشب استرس دارم باز از دکتر خودم وقت گرفتم که بد ظهر برم ببینم چی میشه