۱۴ پاسخ

آخی عزیزم به سلامتی انشالله
چیکار کردی رمز موفقیت زایمان راحت رو یگوووو😂

ماشاالله 🥹❤️

عزیزم خدانگهداره.کدوم بیمارستان زایمان کردی؟

ای مانم مبارکه
دیگه دستگاه نرفت بچه ات؟

نگاااچ بچه زرنگیه یک سال زودترمیخادبره مدرسه

خداروشکر زیاد تو دستگاه نمونده نی نی مبارکت باشه کم کم مژه و ابروهاشم در میاد و پر پشت میشه

مبارک باشه عزیزم دخترمنم ۱۸شهریورتولدشه

ای ننم قربونت بشم بس ک تو گوگولی ماشــــــــــــــــــــالله 😍❤️🧿

بسلامتی مبارک باشه 😍

ای خدا چقد کوچولوعه😍😍 خدا حفظش کنه.

راحت شدی دگ ♥️♥️♥️♥️♥️

بسلامتی عزیزم
خدااا چه نانازه خدا حفظش کنه 😍😍😍

چند هفته زایمان کردی؟

بسلامتی 😍😍😍😍
چه نانازه انگا کره ایه😍
خدا برات نگه داره گلم😘🤲

سوال های مرتبط

مامان آیسِل🌜✨ مامان آیسِل🌜✨ ۱ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی رو‌بگمم که مردمممم قشنگگگ
از ظهر ساعت ۱۱ ۱۲ درد داشتم کمبود دردم اومدم معاینه گفت ۱ سانتی برو. تا شب که دردم خیلی زیااااد شد به‌ماما همراهم گفتم گفت درداتو خونه بکش برو رفتم زیر اب گرم از ساعت ۱۱ تا ساعت ۳ صبح که رفتم گفت ۳ سانتی ساعت ۶ صبح بستری شدم با درد خیلی شدیدددد که شده بودم ۵ سانت ماما همراهم خیلی کمکم کرد تو ابگرم رفتم که واقعا درد و کم میکرد
بعدش ساعت ۹ صبح شدم ۷ سانت کیسه ابمو پاره کردن بچه مدفوع کرده بود انقدر ورزش کردم تا شدم ۹ سانت بچه سرش گیر کرده بود ۱ ساعت طول کشید تا بدنیا بیاد وقتی ام اومد کبوددد بودد
گذشت بعد چندساعت دیدن داره ازم لخته میاد اومدن با اون همه بخیه هایی که داشتم معاینه ام کردن خیلی دردناک بود واقعا که گفتن دوتا جفت داشتی یکیش دفع شده این یکی نشده
۳تا پرستار اومدن هرکدوم چندتا تیکه دراوردن تا دکتر اومد یدفعه خونریزی خبلی شدید کردم فشارم رفت رو ۸ تب و لرز کردم خون میخاستن بهم تزریق کنن تا اون یکی جفت ام دفع شد خیلی عجیب غریب بود😑😶😭😭
مامان حسین مامان حسین ۳ ماهگی
سلام . اومدم تجربه زایمانمو بگم براتون خیلی خلاصه وار . من طبیعی زایمان کردم 38هفته و 1 روز دکترم ختم بارداری داد 1 اردیبهشت صبح زود رفتم بیمارستان . تا ساعت 10ونیم کارای بستری رو انجام دادیم و بستری شدم . همون لحظه نوار قلب و معاینه و کلی سرم آوردن وصل کردن ولی آمپول فشار نزدن . معاینه شدم گفتن 1 سانتی . هر یک ساعت معاینه تا دردم خیلی کم شروع شد تا ساعت 3 تحمل کردم و بعد ماما همراهم اومد توی همون یک سانت شروع کردیم به ورزش های و اسکات زدن تا ساعت 8 که تایم ماما تموم شد من 5 سانت شدم اون لحظه سرم فشار و وصل کردن آما خیلی خیلی کم چون من درد داشتم ولی با تکنیک تنفسی و ورزش کنترلش میکردم و زایاد سخت نبود. ماما که رفت .و ماما های کشیک اومدن .بهم گفتن نشین بلند شو ورزش دردام تند شده بود ولی بازم تحمل کردم و ورزش میکردم معاینه شدم 6 سانت .لحظه شروع درد من اسکات میزدم و نفس عمیق میکشیدم بعد رفتم رو تخت و سه تا سجده زدم یهو از 6 سانت توی یک ساعت فول شدم و زایمان کردم . خلاصه که کسایی که زایمان طبیعی دارید اصلا استرس نگیرید و حتما ماما همراه بگیرید و اصلا نخوابید فقط ورزش کنید تا روند زایمانتون انشاالله زودتر اتفاق بیوفته. و در آخر آرزوی سلامتی برای همه مامانا و نی نی های تو راهیتون. شماهم دعا کنید نینی منم زودتر ترخیص بشه بچم بخش مراقبت های ویژست🤍❤️
مامان آرِن🩵 مامان آرِن🩵 ۶ ماهگی
پارت ۲ زایمان طبیعی


پرستار چن دقیقه بعد برگشت گفت دکتر گفته ضربان قلب خوبه برو خونه دوساعت ورزش کن زیر دوش اسکات بزن بارهنگ خاکشیر اینا بخور دوباره بیا اگه ۳ سانت شده باشی بستریت کنیم برای زایمان
من رفتم خونه زیر دوش اسکات زدم کلی ورزش کردم بارهنگ خاکشیر دوغم خوردم رفتم بیمارستان،معاینه کرد گفت ۳ سانتی
برگه بستریمو داد من بستری شدم،لباسای مخصوص پوشیدم رفتم
ساعت ۱۰ شب بود من رفتم خابیدم رو تخت ک داروهارو شروع کنن
اول با دوز خیلی کم شروع کردن ۱۰:۳۰ دردام شروع شد درد پریودی بود قابل تحمل بود،ساعت ۱۱ دکتر اومد باز معاینه کرد شده بودم ۴ سانت کیسع آبمو ترکوند دردام شدید شد، تا ساعت ۱۲ من دیگه داشتم هوار میزدم گلوم خشک میشد پرستارا یه لیوان اب دستم نمیدادن تا ۱۲:۳۰ که ماما همراهم اومد یکم بهم رسید ولی من باز از درد داشتم میمردم
ماما همراهم منو ب حالت سجده دراورد تا ساعت ۱:۳۰ من سجده بودم با اون اکسیژن مثل گاز بود بهم میداد ک دردم کمتر بشه
اونم گیجم میکرد انگار ک بیهوش میشدم، دردام شد هر دودیقه خیلی شدید ک باید با هردردی من زور میدادم😩🥴
مامان دلسا و پارسا💙 مامان دلسا و پارسا💙 ۲ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت ۲💜
دیگه به مامانم گفتم و گفت بریم بیمارستان منم هیچ دردی نداشتم رفتم دوش آب گرم گرفتم و اومدم خیلی ریلکس آرایشم کردم آماده شدم که بریم رفتیم بیمارستان گفتم ترشح خونی داشتم ضربان قلب بچه رو چک کرد و فشارمو گرفت بعدم رفتم معاینه گفت ۲ سانت بازی بعد معاینه یکم دردام شروع شد نوار قلب بچه هم گرفتن و منو فرستادن بخش زایمان مامانم هم باهام اومد که خیلی خوب بود بودنش ساعت ۴ بود درد داشتم اما قابل تحمل بود ساعت ۵ آمپول فشار زدن دردام دیگه داشت شروع میشد و هی شدید تر میشد ساعت ۶ شدم ۳ سانت همینجور دردام شدید بود گفتم سرم و باز کنید برم پیاده روی کنم و آب گرم بگیرم به شکمم واقعا آب گرم دردامو کمتر میکرد ماما اومد چند تا ورزش گفت انجام بدم حالم دیگه خیلی بد بود دردام داشت غیر قابل تحمل میشد ساعت ۷ شدم ۴ سانت باز بودم من نمی‌دونم از استرس بود یا چی تب کرده بودم و هی تبمم چک میکردن ساعت ۷ دوباره اومدن معاینه و گفتن شدی ۸ سانت سه چهار ساعت دیگه زایمان می‌کنی وای من گفتم میمیرم تا ۴ ساعت دیگه دردام خیلی خیلی شدید شده بود ۱ ثانیه فاصله داشتن ماما می‌گفت دردهای خودتم آمپول نزدیم همون اول زدیم اونه ساعت ۸ اومد معاینه من شده بودم ۸ سانت گفت عالیهههه آفرین خیلی خوب پیش رفتی به مامانم گفتم دیگه شما برو بیرون برا زایمان آماده شدن نیم ساعت بعد اومد گفت فول شدی دیگه آماده زایمان شدیم می‌گفت هروقت درد داشتی چونت و بچسبون به بدنت و روند پاهات و بیار بالا و جیغ نزن فقط زور بزن گفت سر بچه معلومه برش داد اما من هیچی نفهمیدم بعد فقط می‌گفت زور بزن یه نفس و کم نیار با تمام وجودم زور میزدم خیلی سخت بود