۱۶ پاسخ

عزیزم طبقه اول معایب داره مثلاً صدای بسته شدن در ورودی وقت وبی وقت کف خونه سرده به خاطر اینکه زیرش پارکینگ هست وشاید سخت تر تو زمستون گرم بشه

من طبقه اولم و آسانسور هست اما عمرا سوار نمیشم اگه برق بره با ی بچه میمونم اون تو

من طبقه اول بودم خونه قبلیم بااینکه اسانسورم داشت ولی ۹۰درصد مواقع با پله میرفتم چون پله ها کمه

ما آسانسور داریم از پله میریم میایم

فقط صدای زیادی میاد بخاطر رفت و امد ولی واسه راحتی (بدون اسانسور)۱ بهتره

طبقه اول بدون آسانسور خوبه بازم

ما طبقه اولیم کم پیش میاد از آسانسور استفاده کنیم خوبه در کل

طبقه اول بدون آسانسور اوکیه
ولی اگه گرما از کف داره برو وگرنه اصلا خونه گرم نمیشه

طبقه اول حواست باشه زمستان های سردی داره چون پارکینگ هست مشکلش اینه

تاطبقه دوم راحته بدون آسانسور

ما اسانسورم داریم از اول سوار نشدم من
اوکیه

ما طبقه سومیم بدون آسانسور

از پارکینگ سرما شاید بیاد خونه سخت گرم بشه من طبقه دومم پایینمون خالی بود خونم اصن گرم نمیشد البته محلمونم سرده

نمیدونم ولی طبقه اول خوبه برا بدون آسانسور ی معایب دیگه شاید داشته باشه

من ۳ سال طبقه ۴ بودم بی آسانسور خیلی سخته بود الان طبقه اولم بدون آسانسور اما پله ها خوبه اذیت نمیشم عالیه

آره عزیزم
ما آسانسور داریم ولی من هیچوقت حوصلم نمی‌کشه از آسانسور برم پله ها کمه
فقط دوره بارداری استفاده کردم
ولی بديش اینه ممکنه نورگیر کم باشه
صدای در پارکینگ میاد

سوال های مرتبط

مامان نوروان مامان نوروان ۱۷ ماهگی
مامان دخملی مامان دخملی ۱۰ ماهگی
دلم میخواد بخوابم نمیتونم از وقتی ۵ ماهه باردار بودم
شب نخوابیدم روزم عادت نداشتم بخوابم بعد زایمانم نخوابیدم بچم همش
ش
بها اذیت دا
شته منم با
صبوری تا الان نذاشتم جیکش دربیاد گریه کنه از بس راش بردم به
شدتم پادرد
شدید دارم باد زایمام واربس افتاد به پاهام
میخوام بخورم نمیتونم باز اززمان بارداریمم رژیم بودم چون خیلی مستعد چاقی ام دو ساله لب به شام نزدم چه باردار بودم چه بعد زایمان گشنه میشدم یدونه خرما میخوردم
نهار ۵ قاشق
صبونه یکی درمیون خوردم
میخوام استراحت کنم نمیتونم چون خیلی منظمم بدتر تو مخم میره چیزی رجاش مباشه
یعنی عملا ۱۸ ماهه خواب خوراک استراحت به من منوع شده تازه قبلشم به کوب درس خوندم خواب نداشتم که وکالت قبول شم و قبول شدم
چندین سالم هست مسافرت نرفتم بیرونم خیلی خیلی کم شاید دو هفته یه بار برم
دیروز یکم حالت افسردگی پیدا کردم فس فس شدم شوهرم گفت مریضی گفتم نه
ولی باز به خودمم اجازه نمیدم دپرس شم فقط دوست دارم یکم بیرون برم اینو میتونم ولی خونمون طبقه سومه بدون اسانسور انقد ۹ ماهه پادرد دارم زورم میاد
مامان الوچه مامان الوچه ۱ سالگی
۳ماه تابستون وکلا شهرخودم بودم با دوتا دخترم شوهرم میرفت سرکار ومیومد بچه کوچیکمو کک نیش میزد همش بدنش میزد بیرون همش نق وگریه دختر بزرگمم اصلا غذا نمیخورد میگفت بدمزس چون واقعام بدغذاس برج ۴قبل مسافرت ۳۳ کیلو بود یه بچه ۱۲ساله الان که تازه ترازو رو از جعبه دراوردم دخترم شده ۳۲ونیم یعنی یک ماه داخل مهمانسرا بودم شوهرم هرچی غذای خوشمزه وکباب بود واسش گرفته تازه شده ۳۲ونیم معلوم نیس چقد وزن کم کرده تو ۳ماه که تازه شده این خلاصه مادرشوعر پدر شوهرم کرونا گرفتن یک ماهی شده والان بهترن ولی به همه بچه هاشون که ۶تا بودن زنگ زدن رفتن بجز شوهرم که اسباب کشی داشتیم از اهواز به اصفهان الان بهترن بچه هاشون امروز رفتن سرخونه زندگیشون‌همشونم غربتن بعد الان زنگ زدم میگن شوهرت نمیخواد بیاد 😐شوهرمم نمیره اصلا بدون ما اونجا...حالا خوبه چند روز پیشبهشون گفتم من نمیتونم بیام ومیترسم با دوبچه وایسم اونم طبقه ۴که اسانسور نداره که هیچ همسایه هم نداریم ...نمیفهمم فازشونو