۶ پاسخ

شاید از استرس زیاد تهوع گرفتی عزیزم

اره حتمابروچون حالت تهوع داشتی خطره

فشارت افتاده

سلام من مامان پری هستم ساکن کرج گیفت سازم کارم برای مراسم فرزندتان و هر مراسمی یه یادبود قشنگ خواستین درخدمتم
تحویل حضوری درکرج دارم ارسال به سراسر کشور....کمترین سود کیفیت عالی..جهت نمونه ایتا وروبیکا ۰۹۹۲۸۶۴۴۴۶۰...گیفت عقد عروسی تولد دندونی وتعیین جنسیت..خوش آمد نوزاد..

درخواست بدین پرم

نه بابا خوبی نگران نباش همین اومدی اینهمه تایپ کردی ینی حالت خوبه ولی چقدر بد انشالله دیگه پیش نیاد

آره حتما برو دکتر واسه اطمینان خاطر

سوال های مرتبط

مامان کیسان💙 مامان کیسان💙 ۱۰ ماهگی
رفتیم زایشگاه و همه شرایطمو تو پرونده میخوندن و قیافه شوک و پر از استرس منو که می‌دیدن خیلی سعی میکردن باهام حرف بزنن و آرومم کنن ولی من تو حال خودم بودم. اومدن به خاطر فشارم بهم سرم وصل کنن. رگم هیچ جوره پیدا نمیشد و هزار نفر ریخته بودن سرم. اون لحظه نمی‌دونستم این دستایی که دارن بهش ضربه میزنن تا رگ پیدا کنن قراره تا ۱۴ ۱۵ روز بیشتر از ۲۰ بار آنژیو کت بهش بخوره🥲
به هر سختی بود رگمو پیدا کردن و با سرم فشار مجموعا ۳ تا سرم بهم وصل بود. همزمان هر ۵ دقیقه فشار هم ازم میگرفتن که شکنجه اصلی این بود!!! چون هربار که دستگاه پر از باد میشد من به خاطر درد سوزنایی که تو دستم بود یه دور میمردم و زنده میشدم. و این ریتم دقیقا دو روز کامل با من بود. هربار انگار رگ دستم داره می ترکه و من زار میزدم از درد. و همه اینا همزمان بود با nst گرفتن مداوم که اصلا نمیشد از جام تکون بخورم!! همزمان هم درد طبیعی سراغم اومده بود، هم فشار بالا داشتم که حالت تهوع و سرگیجه سراغم اومده بود، هم درد آنژیو کت و باد کردن دستگاه فشار دقیقا روی قسمت سرم ها و با همه اینا حتی نمی‌تونستم درست جا به جا بشم چون nst ناموفق میشد!
رفتار پرسنل همگی باهام خیلی خوب بود و عمیقاً درکم میکردن و ناراحت حالم بودن. ۲ سانت بودم و تا ۱۰ ۱۲ ساعت هیچ پیشرفتی نمی‌کردم. یکسره درد داشتم، حالت تهوع و سرگیجه داشتم، نمی‌تونستم از جام جم بخورم، به شدت گرمم بود و نفسم بالا نمیومد و میگفتن عوارض سرمی هست که به خاطر فشارخون بهم زدن. تا نصف شب اون روز هیچ پیشرفتی نداشتم و به زور تا ۴ سانت رسیدم
مامان کایا مامان کایا ۱۲ ماهگی
تو اتاق کایا بودم کایا رو پام خوابیده بود منم تو گوشیم داشتم فیلم میدیدم یهو یه چی از کنار چشمم رد شد برگشتم دیدم یه سوسک گندههه بزرگ کایا رو با رخت خوابش بغل کردم با گریه و جیغ و هق هق فرار کردم راه پله نشستم راه پله گریهههههههه صدای مادرشوهرمو پایین شنیدم گفتم تورو خدا بیا بالا این سوسکه رو بکش خواهرشوهرمو فرستاد بالا تا بیاد بالا سوسکه اومد تو پزیرایی خواهرشوهرم سوسکه رو گرفت و رفت من یک ساعته نشستم دارم گریه میکنم
میگم از کجا اومده تو اتاق یعنی
اگه خواب بودم میومدم از روم رد میشد یا وقتی خواب بودم شاید رد شده از روم رفته تو اتاق شاید از حموم اومده شاید از کولر اونده شاید از تراس اومده یعنی از کجا اومده همه بدنم داره میخاره
زنگ زدم به شوهرم میگم من دیگه نمیتونم اینجا بمونم حالم خیلی بدهههه
جوری نشسته بودم گریه میکردم بیچاره بچم از خواب پریده بود شکه نشسته بود جلوم میزد تو صورتم که گریه نکنم
حالممممم خیلی بدههههههه😭😭😭😭😭😭😭


#پوشک #دارو شیرخشک مولتی