سوال های مرتبط

مامان گل گلی مامان گل گلی ۹ ماهگی
سزارین
پارت یک

نه ماه نمی‌تونستم تصمیم بگیرم که طبیعی زایمان کنم یا سزارین
شرایط هر جفتش برام مهیا بود ، اما بلاخره پایان نه ماه فشارم بالا پایین شد و بچه هم تا هفته ۳۹ تو کانال زایمان نیفتاده بود و هیچ دردی نداشتم دکترم تصمیم گرفت که سزارین کنم و منم واقعا خوشحال شدم چون یه بار زایمان طبیعی با آمپول فشار انجام داده بودم و واقعا برام سخت گذشته بود

خلاصه ساعت چهار و نیم صبح حرکت کردیم و پنج رسیدیم بیمارستان رفتم و آزمایش ها و ... رو انجام دادند بعدش ساعت هفت و نیم وارد اتاق عمل شدم
نکته ای که میخام بهتون بگم برای من واقعااا سوند گذاشتن هیچ دردی نداشت هیچی انگار نه انگار که سوند گذاشتند
تو اتاق عمل همه کار خودشون رو به سرعت انجام دادند و من رو یه ذره هم کردند و آمپول بی حسی زدند برام عین تموم امپولا بود دردش درد وحشتناکی نداشت
به سرعت درازم کردند در عرض پنج ثانیه بی حس شدم و خودمم استرس گرفتم که دکترم فهمید و آرامش بخش بهم تزریق کردند
مامان نينى مامان نينى ۲ ماهگی
تجربه سزارين ( پارت ٦ )
من از اتاق عمل تا ساعت ٢ نيمه شب كه مجاز به غذا خوردن بودم هم نسبتا زياد صحبت ميكردم هم سرمو تا حدودى تكون ميدادم ، خودم فكر ميكردم سر درد ميگيرم بعدشكه خداروشكر امروز كه ٧ روز گذشته هنوز سر درد نگرفتم
خلاصه ساعت ٢ شب نوشيدنى خوردم گفتن چايى نبات بخورم و خودمم كاپوچينو تورابيكا بردم خوردم
( سوند رو از قبل به دكتر گفتم تو اتاق عمل بعد بى حسى برام نصب كردن )
ساعت ٥ صبح گفتن بايد بلند شم راه برم ، اولين راه رفتن سخت بود من تحملم كلا زياده و آدم صبورى هستم و به نظرم واقعا اونجورى كه ميگن سخت نيست ، درد داره اما قابل تحمله ، البته من نيم ساعت قبلش هم گفتم برام شياف بذارن كه دردم كمتر باشه
من بعد زايمان تا صبح كلا خوابم نبرد همش ذوق دخترمو داشتم
فرداش تا ظهر بيمارستان بودم و بعد مرخص شدم
از روز اول كه اومدم خونم تمام كاراى بچمو خودم كردم ، مامانم كمكم بود وكاراى خونه با مامانمه
درد بعدش با شياف كاملا قابل كنترله
از زايمانم و پزشكم راضيم و باز هم به عقب برگردم سزارين تو بيمارستان مهرگان رو انتخاب ميكنم
مامان فاطمه‌یاس🪻🪴 مامان فاطمه‌یاس🪻🪴 ۱ ماهگی
سلاملکم، منم تجربه زایمانم رو بگم؟😁
دوستانی که منو می‌شناسن می‌دونن من تا هفته ۳۶ کاملا بین طبیعی و سزارین ۵۰ ۵۰ بودم چون تسلط کامل روی عوارض، فواید و روند هر دو زایمان دارم. هفته ۳۷ رفتم معاینه لگنی ساده شدم و فوق العاده زیاد برام دردناک بود در حدی که اشکم در اومد، هفته ۳۶ هم پام از پله لیز خورد و درد دنبالچه شدیدی گرفتم که هنوز هم تو تغییر پوزیشن اذیتم و تصور گرفتن پوزیشن لیتوتومی برای زایمان طبیعی برام غیرقابل تصور بود و ورزش‌های زایمان راحت رو نمی‌تونستم انجام بدم، از طرفی درد دندونم عود کرد و نمی‌تونستم تا ۴۰ هفته صبر کنم... نهایتا هفته ۳۷ دکترم برای ۳۸ هفته و ۳ روز نامه سزارین داد🍍
فقط نکات مهم زایمانم رو میگم
گذاشتن خود سوند درد نداره اما تا برین اتاق عمل مدام حس سوزش و ریزش ادرار دارین و نشستن واقعا آزاردهنده‌اس اما دردش در مقابل درد زایمان هیچه.
من بی حسی اسپاینال بودم و تولد نی‌نیم رو دیدم و تماس پوست به پوست بلافاصه برقرار کردم که عالی بود.
۱ ساعت بعد از زایمان دردهام کم کم شروع شد و می‌تونم ادعا کنم ۴ ساعت بعد از زایمان دردهام وحشتناک بود و غیرقابل تحمل (پمپ درد نگرفتم، شیاف دیکلوفناک استفاده کردم)
از ساعت ۵ کم کم دردهام قابل تحمل شد، از ساعت ۸ شروع کردم به راست و چپ چرخیدن، سخخخخت بود اما لازمه برای اینکه سریع سر پا بشین، ۱۲ ساعت بعد خودم بدون کمک پاشدم راه رفتم و رفتم سرویس بهداشتی (سوند رو ۱۲ ساعت بعد از عمل در میارن ولی کلا بعد عمل حسش نمی‌کنین)
کلا هم ۲ روز شیاف گذاشتم
نهایتا اگر ۵ ساعت اول بعد سزارین رو فاکتور بگیریم من از زایمانم خیلی راضی بودم و واقعا برام راحت گذشت الحمدالله💛

بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری
مامان لنا💗 مامان لنا💗 ۴ ماهگی
مامان آقارضا مامان آقارضا ۱۴ ماهگی
تجربه سزارین

من سرکلاژ بودم و درد رحم داشتم با وجود سرکلاژ معاینه شدم و گفتن نیم سانت باز شدی و اگه بیشتر بشه و باز نکنی ممکنه رحم دور از جون پاره بشه و من تو ۳۷هفته و ۳روز سزارین شدم (سزارین اختیاری)

صبح ساعت ۵:۳۰بیمارستان بودم و خیلی درد داشتم و وقتی بهم سوند وصل کردم به معنای واقعی کلمه داشتم از درد میمردم خیلی برای من سوند سخت بود کارامو کردم و ۵دقیقه مونده به عملاز شدت درد سوند تمام بدنم خیس عرق بودم و دردم وحشتناک تر شده بود ،رفتم تو اتاق عمل و خلاصه سزارین شدم و من پمپ درد هم گرفتم ساعت ۹رفتم اتاق عمل و ساعت ۱۱از ریکاوری زدم بیرون و درد سزارین مثل یه پریودی پر درد بود ولی نه اون حدی که نشه تحمل کرد و هر وقت حس میکردم دردم یکم داره اذیتم میکنه دکمه پمپ درد رو میزدم و برام شدت درد کمتر میشد و خداروشکر پسرمم تو دستگاه نرفت و بعدم ۱۲ساعت بعد عمل گفتن بلندشو راه برو،خلاصه به جز درد سوند که اصلا برام قابل وصف نبود بقیه عمل واسم قابل تحمل بود وذخلاصه که واسه کسایی که مثل من ترس دارن یا از درد طبیعی میترسن من سزارین رو پیشنهاد میدم ان شاءالله دامن اقدامیا سبز بشه و همه ی مامانا بچه هاشون رو صحیح و سلامت بفل بگیرند🥰🤲🏻💐❤️
مامان فندق مامان فندق ۱۱ ماهگی
پارت ۱
سلام مامانای منتظر نینی🥹❤️
من اومدم تجربه زایمانمو بزارم ...به امید اینکه کمکی کنه تا استرس و نگرانی هاتون کمتر بشه ..😬🫡
.............
خب از اول اوش بخوام بگم....
اولین معاینه تحریکی رو ۳۸ هفته و ۱ روز انجام دادم روز سه شنبه هفته پیش انجام دادم....
اولش خودم ۱ و نیم بودم که با معاینه رسیدم به ۲ سانت
معاینه تحریکی بعدی روز یکشنبه همین هفته بود که خودم ۲ سانت بودم و یا معاینه شدم ۲ و نیم ۳ سانت ....
من کلا مدلم جوری یود که درد هارو کامل حس میکردم و تشخیص درد زایمان برام سخت بود...
بعد معاینه اول ۱ روز درد داشتم کمر درد و درد زیر شکم داشتم که می‌گرفت و ول می‌کرد و قابل تحمل بود
بعد معاینه دوم درد هام شدید تر بود و کمر دردش خیلیی بیشتر به چشم می‌اومد و درد اون زیاد بود برام....
خب یکشنبه بعد معاینه تحریکی ....من ۱ ساعت کلاس ورزش داشتم که ورزش کردم ...بعدش رفتم یکم‌پیاده روی و بعدش رفتم خونه و استراحت کردم فقط، چون درد داشتم....درد هام تقریبا هر ۱۰ دقیقه اینا بود ...
مامان سهیل مامان سهیل روزهای ابتدایی تولد
تجربه سزارین.

من از همون اول بارداری از طبیعی میترسیدم و تصمیم به سزارین داشتم
برای همین دنبال دکتر میگشتم.
دیروز دقیقا ۳۸ هفته بودم چون قد و هیکل ریزی دارم.
دکتر گفت بیشتر نمیتونی نگه داری باید زایمان کنی.
هیچ ترسی از اتاق عمل و سزارین نداشتم چون قبلا یه بار رفته بودم اتاق عمل.
ولی دیروز تا وارد شدم نشستم روی تخت تمام بدنم شروع کردن لرزیدن که کولر رو خاموش کردن.
سوند رو قبل از بی‌حسی برام زدن که سوزش داشت ولی خوب مجبوری تحمل کنی.
موقع زدن امپول بیحسی، تا نوک سوزن به کمرم میخورد، کمرم ناخودآگاه می‌پرید که مجبور شدن ۵،۶ بار برام سوزن بزنن.
موقع عمل هم حالت تهوع گرفتم‌ که برام مسکن زدن داخل سرم دیگه گیج شدم حس خواب داشتم.
زمان زیادی طول نکشید که صدای بچم رو شنیدم.
ولی فشار و درد روی قسمت معده و قسمت پایینی دنده هام حس میکردم.
بخش که اومدم گفتن دوتا شیاف بزن هر چهار ساعت که من هر دو ساعت میزدم ولی دردم خیلی زیاد بود، بخیه هام سوزش داشت، داخل شکم هم حس زخم و چنگ زدن بود.
شب اولین راه رفتن رو انجام دادم‌ که خوب قاعدتا سخت بود.
شب هم بخاطر مسکن ها خواب‌آلود بودم و چرت میزدم ولی هنوز درد داشتم.
ولی امروز صبح بعد از ۲۴ ساعت حال بهتری داشتم و تونستن خودم راه برم.
برای من از چیزی که انتظار داشتم سخت تر بود ولی اگه برگردم‌عقب بازم سزارین رو انتخاب می‌کنم.