لعنت بر همچین خانواده هایی که با نشون دادن علاقه شون میرینن به اعصابمون
خانواده خودتو شوهر نداره ک ! دکتر چیزی نمیفهمه ؟ جالبه
اصلا رو نده و سر حرف خودت بمون،یکم ک بگذره ببینن به حرفاشون اهمیت نمیدی و کارخودت رو میکنی بلاخره از رو میرن
عزیزم خونواده منم اونجوری هستن 🥲ولی من هی تذکر میدم اونجوری نکنید اینجوری نکنید بچه رو به هیچ وجه بهشون نمیسپارم یه بار خیلی اصرار کردن که با شوهرم برم بگردم بچه رو بزارم پیششون ولی گفتم نه شما رو اذیت میکنه با خودم بردم 😁
عجب ادمی هست شوهرت باید جوابشونو بده کاری خوبی کردی اصلا نزار پیش اونا تا جایی میتونی کم برو رفتی نزار زیاد نزدیک بشن بچه خودته خودت میدونی چیکار میکنی نمیکنی من اصلا نمیزارم پیش کسی چه بمونه به کسی ک اعتماد ندارم زنگم زد بگو خودم میدونم چیکار میکنم
منم خونه پدرشوهرمم امروز اومدم دیدم دخترمو دم پنجره رو ب خیابون گرفته شوهرم با استرس کنارش بود گفتم نبرید دم پنجره شوهرم میگه چیکارکنم هرچی میگم بابا گوش نمیده منم رفتم بچه رو از بغلش گرفتم گفتم باباجان بچه شوخی بردار ک نیست خدای نکرده از دستت بیفته از طبقه سوم چی
تعارف نداشته باش سربچه
بیخود کردن بچه خودته زحمتشو تو میکشی تو ۹ ماه تو شکمت نگه داشتی تو درد زایمان تحمل کردی ب اونا مربوط نیست فقط یجوری رفتارکن شوهرت پشتت باشه تمومه
پیش شوهرت حرف بد بهشون نزن و بی احترامی بهشون نکن وگرنه حساس میشه و طرف اونا رو میگیره اونو قانع کن که رفتارشون بده و به ضرر بچه خودتم کم برو اونجا
خدا لعنتشون کنه،تو خوب کاری کردی نزاشتی پیششون از این به بعدم نزار فقط سعی کن شوهرت رو با خودت همراه کنی از راه درد دل کردن،گریه کردن ،تامینش کردن هر کاری که میدونی شوهرت رو میتونی با خودت همراه کنی
زنگ هم زدن به آرومی بگو نمیتونم بیام کار دارم تنهاییم دلم راضی نمیشه بذارم پیش کسی حتی اگه اون کس مادر خودم باشه بهشون بگو اتفاق یه بار میفته اگه بیام دخترم خدای نکرده چیزیش بشه دیگه غیر قابل جبرانه، با تمام احترامی که بهتون قائلم شرمنده نمیتونم بیام شمام دیگه اینو از من نخواین
بگو دکترا درس خوندن یچیزایی میدونن بعدا ۹ ماه زحمت کشیدم کی درد کشیدم بگو یکسال زحمت کشیدم ک شما اینجوری کنید
خانواده شوهرم منم اونجوری بود من گفتم هرکس اختیار بچه خودشو داره هر اختیار ادب کردن بچه شو داره بگو من نمیتونم بچهمو ب هرکس بسپرم
مخصوصا درمورد شیمی درمانی منم بودمنمیبردم.ولی سعی میکردم یجوری بگممخصوصا الان مریضه دلش نشکنه..و اختیار بچت دست خودته.شوهرتو قانع کن.حساسش نکن.بعدم تا وقتی مستقیم باخودت دعوا نکردن وارد دعوا نشو..دوس نداری نرو.کمکممیفهمن..بعضیام عمدا وقتی میگی یکاری نکنمیخوان نشون بدن که بچه اونام هست و انجام میدن.حساس نباش.درکت میکنمچون همینقد وسواسم رو بچه.
عجب.
کار خوبی کردی نبردی و نبر
ب شوهرت هم بفهمون ک ضرر داره براش بزار اون جلو بیفته بگ ن برا بچم ضرره
یاحتی بگید بردیم دکتر پرسیدیم دکتر گفته نبرید پیشش بدنش واکنش نشون میده
باید شوهرت باهاشون برخورد کنه
دقیقا عین خانواده شوهرم
پسرمو میخام غذا خور کنم دکتر گفته غذا خور کنم اونا رنگ زدن که حق ندای غذا خور کنی ما صلاح میدونید از شش ماه به بعد غذا خور کنی منم گفتم بهش من ربطی ندارد میگ حرف دکترای احمق رو گوش نده بعد حرف احمقای مثل اونا رو گوش بدم
اصلا نزار جز خودت به هیچکس اعتماد نکن
به کسی ک مواظب نیست اطمینان ندارم اصلا نمیزارم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.