۱۰ پاسخ

الهی به امید خدا همین فردا و پس فردا مرخص میشه ...این کابوسها فراموش میشه...

ایشالا ک این روزا هم میگذره و بسلامتی با هم برمیگردین خونه عزیزدلم

ایشالله که سریع خوب میشه میرین خونه عزیزم 🙃

این روزام میگزره خدا بزرگه

خیلی ناراحت شدم.😞ایشالله ک ب حق حضرت فاطمه نینیتو ب زودی با دل خوش بغل کنی دیگه نیازی ب دستگاه نباشه🙏🏼. این روزا همش میگذره ی کم قوی باش.

تو مادر قوی هستی عزیزم مطمعا باش این روزام میگذره و باخودت میگی چقدر قوی بودی ک گذشت

خدا خودش کمک میکنه قسمش میدم به علی اصغرشش ماهه هیچ بچه ای مریض نشه

عزیزم خداقوت بهت دست کمک داری؟
چرا بچت چشه چند هفته دنیا اومد؟

خدا بهت سلامتی و قوت بده
انشاالله کوچولوت زودتر بیاد به خونه

انشاالله خوب میشه ، زود ب دنیا اومد چرا بستری شده؟

سوال های مرتبط

مامان نی نی مامان نی نی ۵ ماهگی
جربه سزارین پارت دوم:
اول از همه بگم از استرس و نگرانی که اطرافیان میدن کاملا دوری کنین .
باور کنین زایمان خیلی خیلی از چیزی که بقیه براتون میگن راحت تره.
من یادمه هر کی بهم میرسید میگفت وای سزارین بعدش نمیتونی بلند بشی از رو تخت . من از فردای زایمانم کامل سرپا بودم . روز سوم حمام شستم و همه کارهای بچه را خودم کردم . بخیه هام سوزش و درد داشت ولی قابل تحمله .
همه میگفتن اولین باری که میخوای بعد سزارین راه بری درد خیلی زیادی داره . ولی اگه پمپ درد بگیرین و شیاف بگذارین همه چی قابل تحمله . من اولین بار یه نیم ساعت قبل از پایین اومدن از تخت پمپ درد فشار دادم و وقتی از تخت پایین اومدم یه درد و سوزش خفیف داشتم . پس الکی استرس نگیرین و نگرانی به خودتون ندین .
من نمیدونم چرا همه از بدی های زایمان میگن و اینقدر بزرگش میکنن . من اون لحظه که رفتم داخل اتاق عمل از ترس داشتم میلرزیدم ولی اصلا نفهمیدم کی عمل تموم شد و چقدر همه چی ساده بود . حالا من اینقدر به خاطر انرژی منفی بقیه میترسیدم.
به خدا توکل کنین همه چی آسون میشه .
مامان پِسته🤰😎🧒🧿🫀 مامان پِسته🤰😎🧒🧿🫀 ۱ ماهگی
یعنی بیمارستانی هست که وقتی بچه به دنیا بیاد همون اول آزمایش های اولیه مثل زردی،فاویسم،و غیره رو نگیره؟؟؟😕😕😕😕
من پسرم ۲۷ که به دنیا اومد فرداش که مرخص شدم بهمون گفتن ۴۸ ساعت بعد ببرید متخصص کودک
با اینکه خوده دکتر کودک اومده بود چک کرده بود تو خوده همون بیمارستان
ما پسرمو بردیم دکتر شخصی
براش آزمایش نوشت
بچه هم فاویسم بود هم زردی داشت😕
زردیش هم روی ۱۲.۸ بود
۲ روز هم بود تو خونه بود و ما خبر نداشتیم که بچه زردی داره اونم این همه بالا خیالمون راحت بود که بیمارستان میگیره وقتی چیزی نگفتن یعنی نداره
سریع بچه رو بردیم ۱۷ شهریور رشت متخصص اونجا هم دید دوباره آزمایش نوشت اومده بود رو ۱۷.۱ هی داشت می‌رفت بالا دیگه بچه رو بستری کردن
خدا رحم کرد بهمون
دوباره من با این وضع خون ریزی و بخیه موندم بیمارستان بالا سره بچه
حالا همه اینا به کنار شکره خدا زردی پسرم ۲ روزه اومد پایین و مرخص شد
یعنی از بی در و پیکر بودن یه بیمارستان که نوزاد به دنیا میاد آزمایش های اولیه رو نمیگیره از اون بدتر دکتره احمقی که نتونسته تشخیص بده بچه زردی داره آدم واقعا میمونه چطوری دیگه به این بیمارستان ها و دکترا اعتماد کنه
سطح بیمارستان کوثر آستانه از یه درمانگاه هم کمتره خیرنببینن خدا رحم کرد چیزی نشد پسرم
البته تو همون کوثر هم هستن آدم ها خوب و با وجدان و کار راه انداز ولی آدم های اینطوریش بیشتره😕😕😕
والا الزهرا به اون الزهرا بودنش که همه بد میگن ازش پسره اولم که اونجا به دنیا اومد خودشون تمامی آزمایش های اولیه نوزاد حتی بیشتر از اون هم چندتا گرفتن اون وقت اینجا اینطوری 😕😕😕
مامان فندق مامان فندق ۱ ماهگی
خدا لعنت کنه هر چی دکتر بی سواد و بی ملاحظه و بی شعور رو
یعنی دکتری به بی سوادی دکتر کسایی ندیدم
من توی یکی از بهترین بیمارستان های اصفهان . بیمارستان سعدی زایمان کردم
خوشحالترین بودم که بچم سالمه و وزنش خوب
این دکتر بی سواد اومد با معاینه های نصف و نیمه اش کلی غم و استرس رو تو دل من انداخت . واقعا چرا بیمارستان بی این مجهزی باید یه دکتر بی سواد رو برای بیمارهاش انتخاب کنه
برای یه معاینه کج و کوله ۱ دقیقه ای ۱۲۰۰ هم بگیره
که پاهاش کجه و گوشاش پایینه و ...
یک ماهه من همش تو نوبت دکترام
دکتر نوزادان . ارتوپد و ژنتیک و ...
و حتی آزمایش کاریوتایپ (ژنتیک) هم ازش گرفتم
و خدا رو هزااااااران مرتبه شکر از همه لحاظ بچم سالمه
فقط درز پیشونیش بسته اس که با یه همه اندوسکوپیک اونم حل میشه
به مرحله ای رسیدم که میگم خدایا اگه دردی بهم میدی بده فقط قابل درمان باشه
به نظرتون برم جواب آزمایش رو بزنم تو دهن دکتر کسایی بیشعور تا یه مادر دیگه رو اینقدر تو استرس نندازه ؟ و یه مادر دیگه رو اینقدر عذاب نده ؟
مامان پرنسس سلنا مامان پرنسس سلنا ۴ سالگی
سلام مامانا تجربه زايمان سزارين شنبه يك اذر
جمعه سي ابان دكترم بهم پيام داد كه ساعت ٤.٥حتما بيمارستان باشم خلاصه يادمه اشب قبلش اصلا خواب به چشمام نيومد وسايل ني ني رو برداشتم رفتيم بيمارستان وقتي رسيدم يادم افتاد مدارك نياوردم يه اسنپ گرفتيم به مادرم كه پيش سامي بود گفتم مدارك بده كه بياره بيمارستان يه ربع بعد مدارك دستمون بود تو ترياژ بيمارستان بودم كه گفتن گروه خوني او منفي ندارن و بايد از بانك خون در خواست او منفي بدن در صورتي كه دو روز قبل به من زنگ زدن بودن همه شرايط من حتي گروه خونيم پرسيده بودن و حتما بايد اقدام ميكردن از مركز براي در خواست خون خلاصه سونود وصل كردن بهم سرم زدن و مني كه از ساعت ٤عصر روز قبل ناشتا بودم تا ساعت ٢.٥با زور دعوا خواهرم همسرم چرا اينطور ميكنين ما از صبح اينجا هستيم من رو بردن بخش اتاق عمل اونجا من رو تخت دراز گشنه چشم انتظار شد ساعت يه ربع به سه رفتم تو بعد دكترم اومد يه فيلم براي خودش گرفت دكتر بي هوشي اومد من نشستم امپول زد من دراز كشيدم به من گفت بايد پات داغ بشه گفتم اره داره ميشه گفت حالا پاتو جفت بيار بالا من اوردم بالا دوباره بعد گفت من اوردم بالا بعدش گفت بيار بالا من تو دوبار سوم ديگه نتونستم بيارم ولي بد ماجرا اينجاس كه سر نشدم و با عذاب شكم منو باز كردن اون عذابي كه من كشيدم خدايا براي دشمنم هم نميخوام من با بي حسي با درد سزارين شدم زجه زدم درد كشيدم جون دادم من تو بيمارستان عرفان نيايش جون دادم مردم تو اتاق عمل وقتي دست ميكردن تو شكمم همه رو حس ميكردم انقدر بد بود جونم تو دهنم بود نميتونم وصف دردي كه تحمل كردم رو بگم فقط اميدم به اون نقطه بود كه دخترم ببينم همين قصه دردناك ترسناك من بود
مامان سلماجان☺️🩷 مامان سلماجان☺️🩷 ۱۴ ماهگی
سلام مامانای گل
امروز روز چهارم که سلمای قشنگم رو ب دنیا آوردم اول قبل از اینکه از تجربه زایمانم بگم می‌خوام حس قشنگ داشتنش رو ب اشتراک بزارم
دنیای من سلمای قشنگم از روزی که ب دنیام پا گذاشتی همه چیز برام متفاوت و زیبا تر شده .هر روز هر لحظه و هر ثانیه با نگاه کردن ب چشمان معصومت خدارو هزاران بار شکر میکنم😍
حس قشنگی که بهم میدی رو نمیخام با هیچ چیزی عوض کنم
چقدر قشنگه مادر تو بودن کوچولوی من 😍

تجربه زایمان:
چون به دوستای اصفهانی عزیزم قول داده بودم بیام از تجربه زایمان و بیمارستانم بزارم الوعده وفا😀
من بیمارستان امین زایمان کردم اگه بخوام نمره بدم از ۲۰ به این بیمارستان ۸ میدم
این ۸ هم فقط و فقط به خاطر کادر اتاق عمل و دکترم
از نظر تمیزی و نوساز بودن بیمارستان اصلا راضی نبودم خیلی معمولی بود رو به پایین
۸۰ درصد پرسنل اونجا تا چشم کار میکرد دانشجو های کار آموز بودن
از نظر کیفیت غذا صفر😧
پرستار های بخش دو سه نفرشون اصلا اخلاق نداشتن و با مادر اصلا رفتار درست نداشتن .
اتاق ها هم دو تخته بودن
در کل من برگردم به عقب این بیمارستان رو انتخاب نمیکنم
ولی همه اینا فدای یه تار موی دخترم ☺️

تو